وقتی «راه» به «قدرت اجتماعی» تبدیل می‌شود
تحلیل جامعه‌شناختی و سیاسی اربعین حسینی در روزگار تهدید، جنگ و جنگ شناختی

وقتی «راه» به «قدرت اجتماعی» تبدیل می‌شود

دکتر رهدار: تمدن نوین اسلامی بر دوش امت اسلامی شکل می‌گیرد و اربعین، عینی‌ترین جلوه این امت است

اربعین؛ آیین فراتر از سخن

راهپیمایی اربعین
با استاد برجسته و صاحب‌نظر حجت‌الاسلام دکتر احمد رهدار به زیارت اربعین رفتیم و در پیشگاه ارجمند ایشان نسبت اربعین را با تمدن نوین اسلامی، گفتمان مقاومت، وحدت امت اسلامی و دیپلماسی عمومی بررسی کردیم. همچنین به نمونه‌های کهن و غیردینی این آیین در دیگر فرهنگ‌ها و قاره‌ها پرداختیم.
کد خبر: ۱۵۶۱۵۷۲
نویسنده علی مظاهری 

استاد رهدار تأکید کردند که آیین اربعین همچنان نیازمند پژوهش‌های عمیق‌تری است تا نگاه مذاهب اسلامی را نسبت به آن واقع‌بینانه‌تر و علمی‌تر سازد و زمینه‌ساز گفت‌وگوی اندیشمندان شود. ایشان روشن‌کرد که ظرفیت اربعین، بسیار فراتر از آن است که در چارچوب یک مناسک مذهبی یا حتی یک نظام سیاسی به تمامی تحلیل شود.


اربعین به پدیده‌ای جهانی بدل شده است. چه ویژگی‌هایی آن را به موضوعی جذاب برای پژوهشگران و ناظران تبدیل کرده است؟
ویژگی مشترک اغلب پژوهش‌هایی که درباره اربعین انجام شده، اعتراف به دشواری توصیف آن است. هر پژوهشگر، جامعه‌شناس، هنرمند یا مستندسازی که از زاویه تخصصی خود به این پدیده نگریسته، احساس کرده ابزار‌های علمی و رسانه‌ای موجود برای تبیین همه ابعاد آن کافی نیست. از همین رو، هر سال روایت‌ها و تحلیل‌های تازه‌ای از اربعین ارائه می‌شود و این روند همچنان ادامه دارد؛ زیرا این پدیده پیوسته افق‌های جدیدی را پیش روی اندیشه و تجربه انسانی می‌گشاید.

برخی اربعین را با حج سنجه کردند، اما با بینشی سلبی. داوری شما درباره چنین رویکردی چیست؟
در مقطعی، برخی به اشتباه میان حج و اربعین تقابل ایجاد کردند؛ درحالی‌که شعائر اسلامی رقیب یکدیگر نیستند، بلکه شبکه‌ای هماهنگ و مکمل را تشکیل می‌دهند. حج، آثار و کارکرد‌های ویژه خود را دارد و اربعین نیز ظرفیت‌های خاص خویش را. هیچ‌یک جای دیگری را پر نمی‌کند. مجموعه این شعائر، منظومه‌ای واحد می‌سازند که ثمره آن تعمیق اخلاق، معنویت، هویت اسلامی و ارتقای حیات انسانی است.

آیین اربعین، زندگی‌ساز، دگرگون‌کننده، معنابخش و ... است. اما این ویژگی‌ها چگونه در آن تجلی یافته‌اند؟
اربعین، جلوه‌ای از تکریم عبادی و معنوی یک حقیقت مقدس است؛ بزرگداشت نهضت عاشورا و شخصیت امام‌حسین (ع). البته اصل تکریم شخصیت‌های بزرگ به اسلام یا تشیع اختصاص ندارد. در دیگر مذاهب اسلامی، همچنین در ادیان بزرگی، چون مسیحیت و یهودیت و حتی در برخی فرهنگ‌های غیردینی نیز نمونه‌هایی از این سنت دیده می‌شود. انسان در طول تاریخ دریافته است که زنده نگه‌داشتن یاد بزرگان و رخداد‌های سرنوشت‌ساز، در شکل‌گیری هویت فردی و اجتماعی او نقشی اساسی دارد.

سخن از سنت تکریم شد. نمونه‌هایی که در دیگر کشور‌ها و فرهنگ‌ها یاد دارید؟
اصل تکریم، رفتاری فراگیر و ریشه‌دار در فرهنگ‌های بشری است؛ هرچند شکل و شیوه آن متناسب با نظام ارزشی، تجربه تاریخی و شرایط فرهنگی هر جامعه تفاوت می‌کند. برای نمونه، در ایالات متحده، خانه جورج واشنگتن به مکانی تاریخی تبدیل شده که بازدیدکنندگان در آن با زندگی، اندیشه و نقش او در تاریخ آمریکا آشنا می‌شوند. بنابراین، آنچه اهمیت دارد، اصل بزرگداشت شخصیت‌های اثرگذار است، نه تفاوت در شیوه‌های اجرای آن.

این آیین که در جهان اسلام سابقه‌ای گسترده دارد؟
بی‌تردید. در سراسر جهان اسلام، تکریم شخصیت‌های دینی و معنوی سابقه‌ای دیرینه دارد و به مذهب خاصی محدود نیست. در میان شیعیان، بسیاری از طریقت‌های صوفیه و نیز برخی جریان‌های اهل سنت، ازجمله مکتب بریلوی (دوران استعمار در هند پدید آمد) این سنت حضوری پررنگ دارد. از این رو، بزرگداشت عالمان، اولیای الهی و شخصیت‌های مرجع، بخشی از حافظه فرهنگی و تاریخی مسلمانان به شمار می‌روند.

به چند نمونه از سنت تکریم در جهان اسلام اشاره می‌کنید؟
نمونه‌ها فراوان است. در دهلی، آرامگاه حضرت نظام‌الدین اولیا هر روز میزبان زائرانی است که برای تکریم او و آشنایی با میراث علمی و معنوی‌اش گرد هم می‌آیند. در بغداد، آرامگاه شیخ عبدالقادر گیلانی پذیرای پیروان مذاهب مختلف اسلامی است. آرامگاه امام بخاری در ازبکستان، آرامگاه شیخ احمد بامبا در شهر طوبای سنگال و نیز مزار محیی‌الدین ابن‌عربی در دمشق، از دیگر نمونه‌های شناخته‌شده این سنت در جهان اسلام هستند.

این نمونه‌ها در راستای اربعین روشنگر چه نکته‌ای است؟
این نمونه‌ها نشان می‌دهند که تکریم شخصیت‌های بزرگ دینی، سنتی ریشه‌دار در سراسر جهان اسلام است و اختصاصی به اربعین یا مکتب تشیع ندارد. تفاوت‌ها بیشتر در شیوه و گستره این تکریم‌هاست، نه در اصل آن. از این منظر، اربعین نیز ادامه همان سنت تاریخی بزرگداشت اولیای الهی است؛ با این تفاوت که به دلیل جایگاه بی‌بدیل امام‌حسین (ع) و حادثه عاشورا، ابعاد و آثار آن بسیار گسترده‌تر و جهانی‌تر جلوه کرده است.

پیاده‌روی زیارتی، سنتی کهن است، اما آیا ویژه ادیان ابراهیمی است یا در دیگر فرهنگ‌ها نیز سابقه دارد؟
پیاده‌روی زیارتی، یکی از کهن‌ترین شیوه‌های زیارت در تاریخ ادیان است و به اربعین اختصاص ندارد. در جهان اسلام و حتی در دیگر فرهنگ‌ها، نمونه‌های متعددی از این سنت وجود دارد. از همین رو، مطالعه تطبیقی این آیین‌ها می‌تواند موضوع ارزشمندی برای پژوهش‌های دانشگاهی، مستند‌های تاریخی و آثار فرهنگی باشد و ظرفیت‌ها و کارکرد‌های مشترک آنها را آشکار سازد.

و از قدیمی‌ترین نمونه‌های این آیین؟
بی‌تردید، یکی از قدیمی‌ترین نمونه‌ها، زیارت خانه خداست. گزارش‌های تاریخی فراوانی نشان می‌دهد که مسلمانان در گذشته، به‌دلیل نبود امکانات حمل‌ونقل و نیز با انگیزه‌های معنوی، مسیر حج را پیاده طی می‌کردند. حتی امروز نیز با وجود وسایل نقلیه مدرن، بخشی از مناسک حج، مانند حرکت میان برخی مشاعر، ماهیتی پیاده و جمعی دارد که فلسفه و حکمت آن در منابع فقهی و دینی تبیین شده است.

بنابراین، برخی از روی انکار و ندیدگرفتن و تعصب و دشمنی و ... برچسب‌هایی مانند بدعت یا پدیده‌ای استثنایی بر پیاده‌روی اربعین می‌چسبانند.
دقیقا همین‌طور است. اصل پیاده‌روی برای زیارت، سابقه‌ای روشن در تاریخ اسلام دارد و در فرهنگ شیعی نیز از نخستین اربعین پس از واقعه عاشورا تاکنون استمرار یافته است. البته اربعین ویژگی‌های منحصر‌به‌فردی دارد؛ ازجمله گستره کم‌نظیر مشارکت مردمی، حضور میلیون‌ها زائر و آیین‌هایی مانند روضه‌خوانی و عزاداری. اما این ویژگی‌ها، آن را از ریشه تاریخی و دینی این سنت جدا نمی‌کند.

نمونه‌هایی از پیاده‌روی‌های زیارتی در خارج از جهان اسلام یکی در اتیوپی مربوط به مسیحیان اولیه است؛ دیگر چه؟
بله، چنین آیین‌هایی در فرهنگ‌ها و ادیان مختلف دیده می‌شود. در مسیحیت، برخی سنت‌های زیارتی به‌صورت پیاده برگزار می‌شود و حتی در میان برخی اقوام بومی نیز نمونه‌هایی از این آیین وجود دارد. دکتر پویانفر، از بنیان‌گذاران انجمن علمی بین‌المللی اربعین‌پژوهان، در پژوهشی میدانی، نمونه‌های متعددی از پیاده‌روی‌های معنوی را در اروپا، آمریکا، شبه‌قاره هند، جنوب‌شرق آسیا و دیگر مناطق جهان بررسی کرده‌اند. این مطالعات نشان می‌دهد که پیاده‌روی زیارتی، سنتی جهانی است و اربعین، برجسته‌ترین و گسترده‌ترین نمونه آن در روزگار معاصر به شمار می‌آید.

پژوهش دانشورانه و ... تطبیق با تجربه‌های مشابه در دیگر فرهنگ‌ها چه کمکی به فهم اربعین می‌کند؟
مطالعه تطبیقی این آیین‌ها، افزون بر گسترش شناخت ما از پدیده زیارت، می‌تواند به بسیاری از شبهاتی که درباره اربعین مطرح می‌شود نیز پاسخ دهد. بخشی از این شبهات در جهان اسلام از سوی جریان وهابیت و بخشی دیگر از طریق رسانه‌ها و شبکه‌های معاند اسلام و تشیع مطرح می‌شود. وقتی روشن شود که اصل زیارت، تکریم شخصیت‌های بزرگ و حتی پیاده‌روی زیارتی، سابقه‌ای تاریخی و جهانی دارد، بسیاری از این ایراد‌ها موضوعیت خود را از دست می‌دهد.

اگر اربعین را با نگاهی پسینی و در چارچوب تحولات یک دهه اخیر بررسی کنیم؟
به گمان من، یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های این نگاه، کشف نسبت اربعین با «تمدن نوین اسلامی» است. در سال‌های اخیر، مقالات، کتاب‌ها و نشست‌های علمی متعددی به این موضوع اختصاص یافته و ادبیات تازه‌ای در این حوزه شکل گرفته است. اربعین دیگر صرفا یک آیین مذهبی نیست، بلکه ظرفیتی تمدنی دارد و می‌تواند الگویی برای مطالعه چگونگی شکل‌گیری امت اسلامی و مناسبات اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی آن باشد.

چرا برای مطالعه تمدن نوین اسلامی می‌توان اربعین را الگو دانست؟
تمدن نوین اسلامی بر دوش امت اسلامی شکل می‌گیرد و اربعین، عینی‌ترین جلوه این امت است. در این اجتماع، مسلمانان از ملیت‌ها، زبان‌ها و مذاهب مختلف در کنار یکدیگر حضور می‌یابند و الگوی همزیستی، تعاون و همبستگی را به نمایش می‌گذارند. از این منظر، اربعین را می‌توان نمونه‌ای کوچک، اما واقعی از جامعه‌ای دانست که ظرفیت‌های تمدنی جهان اسلام را به‌صورت میدانی و عملی آشکار می‌کند.

پس می‌توان از مزیت اربعین بر حج سخن گفت؟
اگر البته از منظر مطالعات تمدنی سخن بگوییم، اربعین برخی مزیت‌های نسبی دارد. حضور در حج با محدودیت‌های اداری، هزینه‌های سنگین و ضوابط خاص همراه است، درحالی‌که اربعین تنوع گسترده‌ای از ملیت‌ها، مذاهب و حتی غیرمسلمانان را در خود جای می‌دهد. این ویژگی، اربعین را به الگویی مناسب‌تر برای مطالعه جامعه‌ای تبدیل می‌کند که در آن، افزون بر مسلمانان، پیروان دیگر ادیان نیز می‌توانند در کنار امت اسلامی حضور داشته باشند. البته این سخن به معنای کاستن از جایگاه حج نیست؛ حج نیز ظرفیت‌ها و کارکرد‌های تمدنی ویژه خود را دارد.

نسبت اربعین با تمدن نوین اسلامی جالب بود، چه افق پژوهشی دیگری درباره این پدیده می‌توان گشود؟
یکی دیگر از محور‌های مهم، نسبت اربعین با گفتمان مقاومت است. امروز مقاومت، یکی از واقعیت‌های اثرگذار در غرب آسیاست و اربعین نیز به‌دلیل پیوند مستقیم با نهضت عاشورا، ظرفیت بالایی برای تحلیل این گفتمان دارد. از این منظر، اربعین صرفا یک آیین عبادی نیست، بلکه می‌تواند به‌عنوان بستری برای مطالعه ابعاد فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی مقاومت مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.

درباره پیوند اربعین با نهضت عاشورا بازهم روشنگری می‌کنید؟
اربعین، یادآور نهضت عاشوراست و عاشورا، در ذات خود حامل پیام ایستادگی در برابر ظلم است. از این رو، پیاده‌روی اربعین را می‌توان تجدید سالانه پیوند با آرمان‌های کربلا دانست؛ البته کارکرد آن تنها معطوف به گذشته نیست. اربعین، افزون بر حفظ حافظه تاریخی، ظرفیتی برای ساختن آینده و تقویت فرهنگ مسئولیت، همبستگی و مقاومت در جهان اسلام نیز به شمار می‌رود.

از دیگر ظرفیت‌های اربعین که می‌تواند به جهان اسلام کمک کند؟ 
وحدت اسلامی همچنان یکی از مهم‌ترین نیاز‌های جهان اسلام است. بسیاری از مشکلات امروز مسلمانان، ریشه در اختلاف و تفرقه دارد. اربعین، با گردهم‌آوردن مسلمانانی از مذاهب، قومیت‌ها و کشور‌های مختلف، تصویری کوچک، اما واقعی از امت اسلامی ارائه می‌دهد. اگر بتوان الگوی همزیستی و همکاری شکل‌گرفته در این اجتماع را به‌درستی مطالعه و بازتولید کرد، می‌تواند تجربه‌ای ارزشمند برای تقویت وحدت در سراسر جهان اسلام باشد.

استاد! اربعین در حوزه تعامل و ارتباطات مردمی طرحی دیگر درانداخته انگار؟
بی‌تردید. اربعین یکی از موفق‌ترین نمونه‌های دیپلماسی عمومی و دیپلماسی شهروندی در جهان اسلام است. میلیون‌ها زائر از کشور‌های مختلف، در فضایی صمیمانه با مردم عراق ارتباط برقرار می‌کنند و این ارتباط، غالبا به ایام اربعین محدود نمی‌ماند. مهمان‌نوازی خانواده‌های عراقی و تداوم این روابط در سال‌های بعد، سرمایه‌ای اجتماعی ایجاد می‌کند که آثار آن حتی در مناسبات فرهنگی و سیاسی میان ملت‌های مسلمان نیز قابل مشاهده است.

درباره این مناسبت‌های فراملیتی و اربعین؟
اربعین شبکه‌ای گسترده از ارتباطات انسانی میان ملت‌های مسلمان ایجاد کرده است. هنگامی که میلیون‌ها ایرانی، عراقی و زائرانی از دیگر کشور‌ها با یکدیگر پیوند‌های عاطفی و اجتماعی برقرار می‌کنند، این سرمایه مردمی در مناسبات رسمی نیز اثرگذار می‌شود. طبیعی است که دولت‌ها و سیاست‌گذاران نمی‌توانند چنین ظرفیتی را نادیده بگیرند یا تصمیم‌هایی اتخاذ کنند که این سرمایه اجتماعی را تضعیف کند. این، یکی از کارکرد‌های مهم دیپلماسی مردمی اربعین است.

 آیا هنوز زمینه‌های پژوهشی تازه‌ای درباره اربعین وجود دارد؟
بدون تردید. نسبت اربعین با تمدن نوین اسلامی، گفتمان مقاومت، وحدت امت اسلامی، دیپلماسی عمومی و بسیاری از موضوعات دیگر، همچنان نیازمند پژوهش‌های عمیق است. این مطالعات، نگاه مذاهب اسلامی به اربعین را واقع‌بینانه‌تر و علمی‌تر می‌کند و زمینه گفت‌وگوی میان اندیشمندان را گسترش می‌دهد. ظرفیت اربعین، بسیار فراتر از آن است که تنها در چارچوب یک مناسک مذهبی یا حتی یک نظام سیاسی تحلیل شود.

جمع‌بندی و سخن پایانی شما؟
پیشنهاد من این است که عالمان، پژوهشگران و اندیشمندان جهان اسلام، فارغ از تعصبات مذهبی، با نگاهی منصفانه تاریخ زیارت و سنت پیاده‌روی‌های زیارتی را مطالعه کنند و سپس درباره ظرفیت‌های اربعین به داوری بنشینند. امروز برادران و خواهران اهل سنت نیز در این آیین حضور دارند، اما این مشارکت می‌تواند گسترده‌تر و سازمان‌یافته‌تر شود. همچنین شایسته است صاحب‌نظران رشته‌هایی، چون جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی، علوم سیاسی، حقوق، فلسفه، کلام، عرفان و دیگر شاخه‌های علوم انسانی، هریک از منظر تخصصی خود به مطالعه اربعین بپردازند. به باور من، این پدیده هنوز پرسش‌های فراوانی برای پژوهشگران دارد و از ظرفیت لازم برای پاسخگویی به آنها نیز برخوردار است.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها