ماجرای اخیر درباره پخش نشدن بخشهایی از سخنان رئیسجمهور نیز از همین جنس است؛ موضوعی که از سوی برخی حامیان دولت با عنوان «سانسور» مطرح شد، اما در تحلیل حرفهای رسانه، میتوان آن را از زاویهای متفاوت نیز دید. واقعیت آن است که صداوسیما بهعنوان رسانه ملی، صرفا وظیفه بازتاب بیکموکاست مواضع دستگاه اجرایی را برعهده ندارد.
این سازمان، رسانهای عمومی و متعلق به کل حاکمیت و ملت است و به همین دلیل ناگزیر است در بازتاب اخبار و مواضع، مجموعهای از ملاحظات حرفهای، مصالح ملی، الزامات رسانهای و شرایط کشور را در نظر بگیرد. در چنین چارچوبی، تنظیم، خلاصهسازی، اولویتبندی و حتی حذف برخی بخشها از یک سخنرانی، لزوما به معنای سانسور سیاسی نیست بلکه میتواند بخشی از فرآیند طبیعی سردبیری و مدیریت پیام در یک رسانه فراگیر باشد.
در همه رسانههای معتبر دنیا نیز چنین سازوکاری پذیرفته شده است. رسانه قرار نیست صرفا بلندگوی خام و بدون پالایش سخنان مسئولان باشد. اگر بنا باشد هر سخن و هر عبارت، بدون سنجش پیامدها و بدون در نظر گرفتن فضای عمومی و شرایط اجتماعی منتشر شود، اساسا نقش حرفهای سردبیر، سیاستگذار رسانه و ساختار تحلیلی خبر بیمعنا خواهد شد. هنر رسانه در آن است که بتواند در عین بازتاب واقعیت، از التهابآفرینی، سوءتفسیر و دامن زدن به حاشیهها جلوگیری کند.
در موضوعات حساسی، چون سیاست خارجی، مناسبات بینالمللی، مباحث امنیتی و تحلیلهای مرتبط با مذاکره، این دقت و حساسیت اهمیتی دوچندان پیدا میکند. طبیعی است رسانهای در سطح صداوسیما نسبت به بازتاب جملاتی که ممکن است در داخل یا خارج از کشور بهعنوان علامتی سیاسی تفسیر شود، با احتیاط بیشتری عمل کند. این احتیاط را نباید فورا به حساب تقابل یا مخالفت گذاشت. چه بسا هدف اصلی از آن جلوگیری از برداشتهای شتابزده و حفظ انسجام در فضای عمومی کشور باشد. از سوی دیگر، صداوسیما در سالهای گذشته نشان داده در پوشش فعالیتهای دولتها، نقش حمایتی و ملی خود را ایفا کرده و همواره کوشیده است خدمات، تلاشها و اقدامات مسئولان اجرایی را در معرض دید افکار عمومی قرار دهد. این حمایت البته بهمعنای تعطیلی نقد نیست.
جامعه امروز جامعهای متکثر با مطالبات گوناگون است. رسانه ملی نیز ناچار است این تنوع را بازتاب دهد. بیان دیدگاههای مختلف، حضور کارشناسان با تحلیلهای گوناگون و انعکاس صداهای متنوع اجتماعی نهتنها نقطه ضعف نیست بلکه نشانهای از ظرفیت و بلوغ رسانهای است. رسانهای که بخواهد تنها یک صدا را بازتاب دهد، از کارکرد ملی خود فاصله میگیرد، اما رسانهای که در چارچوب اصول و مصالح کشور، امکان طرح نگاههای مختلف را فراهم میکند، میتواند نقش واقعی خود را در هدایت افکار عمومی ایفا کند.
در این میان، انتظار اینکه صداوسیما صرفا در جایگاه روابط عمومی دولت یا هر دستگاه دیگری ظاهر شود، انتظاری نه ممکن و نه مطلوب است. وظیفه رسانه ملی حمایت از ارکان کشور، انعکاس خدمات مسئولان و تقویت همبستگی ملی است، اما این وظیفه با استقلال حرفهای رسانه و حق انتخاب و تنظیم در حوزه خبر منافاتی ندارد. اتفاقا اگر رسانه از این جایگاه فاصله بگیرد و تنها به بازتاب مستقیم و بدون ملاحظه مواضع رسمی بسنده کند، بخشی از کارکرد نظارتی و اجتماعی خود را از دست خواهد داد.
در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، همدلی و انسجام نیاز دارد، ضروری است همه طرفها از تشدید حاشیهها و دوگانهسازیهای فرساینده پرهیز کنند. صداوسیما در چنین وضعیتی موظف است هم خدمات و تلاشهای دولت را بازتاب دهد، هم صدای مردم را بشنود و هم در چارچوب مصالح کلان کشور، از بروز سوءبرداشتها و التهابهای بیفایده جلوگیری کند. این همان رسالت رسانه ملی است که باید هم حامی ثبات باشد، هم منعکسکننده واقعیت و هم بستر گفتوگوی عاقلانه در جامعه؛ بنابراین آنچه از سوی برخی «سانسور» خوانده میشود، از منظر حرفهای رسانه میتواند تصمیمی مبتنی بر مصلحت، دقت سردبیری و مسئولیتپذیری در قبال افکار عمومی تلقی شود. صداوسیما اگر بخواهد ملی بماند، چارهای ندارد جز آنکه میان حمایت، نقد، تنوع دیدگاهها و حفظ منافع کشور توازن برقرار کند؛ توازنی که اتفاقا جوهره اصلی کار رسانهای در سطوح کلان است.
در گفتوگو با کارگردان «افسانه سپهر» مطرح شد:
نگاهی به سه قسمت نخست سریال کوری