گزارشی از پشت صحنه برنامه رادیویی کیمیای خیال : من به فکر فروختن تخم مرغهایم هستم و تو به فکر تنهایی ات

در دنیا نمایشنامه های بسیاری وجود دارند که می توانند برای مدتهای طولانی برنامه های متعدد رادیویی را تامین کنند در این زمینه نمایشنامه های رادیویی اکثرا جزو پرمخاطب ترین برنامه های رادیو می باشند
کد خبر: ۸۶۱۹
شنونده ایرانی به دلیل اصالت ادبی و غنای فرهنگی ، از دیرباز با قصه و نمایش آشنا بوده است و بخوبی ماهیت و ارزش اثر ادبی را می شناسد و درک می کند گزارش زیر مربوط به تولید نمایشنامه رادیویی اسرار مرد منزوی که توسط عوامل برنامه کیمیای خیال اجرا و پخش شده است فضای استودیوی 11 دقیقا مثل سایر استودیوهای ضبط رادیوست . اتاق فرمان ، اتاق کوچکی شامل میز صدا، چند تیپ )دستگاه ضبط و پخش صدا(، قفسه ای پر از نوارهای موسیقی و چند صندلی است.مرضیه میرسلطانی )تهیه کننده (، دکمه های میز صدا را بالا و پایین می کند تا افکت های موردنظرش را بیابد و در حین کار مرتبا از طریق دکمه ای با استودیو در ارتباط است.از پشت شیشه های دو جداره ای که اتاق فرمان و اتاق صدا را از هم جدا می کنند، صدای میکائیل شهرستانی از طریق بلندگوهای بزرگی که در اتاق فرمان قرار دارند، به گوش می رسد: اسرار مرد منزوی ، اثر گراتزیا دلدا در اینجا متوجه می شویم که تمرین و ضبط نمایشنامه آغاز شده است داخل استودیو، میکائیل شهرستانی که یکی از خوش تکنیک ترین هنرپیشه های رادیوست و در سومین جشنواره رادیو نیز مقام اول بازیگری مرد را به خود اختصاص داده است به تنهایی بخش اول نمایشنامه را که روایت بخشی از قصه است ، اجرا می کند: کریستیانو، مردی منزوی بود او شهرستانی همچنان از روی متن رادیویی می خواند و میرسلطانی مرتبا از طریق دکمه ای که بر روی میز صدا تعبیه شده یا با تکان دادن دست، با او در ارتباط است.مهرخ افضلی یکی دیگر از هنرپیشه های این نمایش با تاخیری چنددقیقه ای وارد می شود و میرسلطانی با خنده ای مهربان که نشان از همدلی دارد، متنهایش را به دستش می دهد و او را درون استودیو می فرستد. در فرصتی که پیش می آید، تهیه کننده توضیح می دهد که برنامه کیمیای خیال تقریبا5 سال سابقه دارد و در این مدت ، میکائیل شهرستانی و مهرخ افضلی هم نقش راوی و هم کلیه نقشهای موجود در نمایشنامه های این برنامه را اجرا کرده اند داخل اتاق صدا، افضلی ، پس از جابه جاشدن در پشت میزش ، با صدای پیرزنی حدودا60 ساله به نام دیانا، به کریستیانو که نقش او را شهرستانی ایفا می کند می گوید: خلاصه ، هر کسی به حال خودش گریه می کند. من به فکر فروختن تخم مرغهایم هستم و تو به فکر تنهاییات میرسلطانی به سمت یکی از تیپ ها )دستگاه پخش و ضبط صدا( می رود و با عقب و جلوکردن یک نوار، افکت پرندگان جنگلی را پیدا می کند صدای شهرستانی که برای بهتر اداشدن بعضی از جملات ، آنها را چند بار تکرار می کند، همچنان به گوش می رسد. صدابردار کار زهرا سیاقی که در سومین جشنواره رادیو، جایزه صدابردار برتر بخش ساختار ترکیبی ساده را دریافت کرده است موسیقی را پخش می کند و پس از وقفه ای کوتاه ، افضلی بخش دیگری از داستان را روایت می کند: کریستیانو که وارد خانه شد، گربه به سمت او آمد و به چیزهایی که آورده بود، خیره شد اما چون چیزی نصیبش نشد، سرلرزان خود را به بازوی کریستیانو مالید و فقط تقاضای نوازش کرد میرسلطانی و سردبیر کار آفاق شوهانی با اجرای این جمله موافق نیستند؛ بنابراین جمله سرلرزان خود چندبار دیگر ادا می شود افکت صدای گربه و سپس افکت صدای در به گوش می رسد شهرستانی با عصبانیت می گوید: مزاحم شدی، می فهمی؛ و باز هم صدای گربه شنیده می شود در اتاق فرمان به صدا درمی آید و آدینه وند مسوول هماهنگی رادیو جوان وارد می شود. او از آنها می خواهد که استودیو را تخلیه کنند و به استودیوی 8 بروند؛ اما شوهانی و میرسلطانی با اشاره به عدم دسترسی به دستگاه های مناسب برای پخش افکت ها در استودیوی 8 ، از این کار سر باز می زنند.وقفه ای در ضبط نمایش پیش می آید؛ شهرستانی از اتاق صدا خارج می شود و روی میز نوارهای صدا می نشیند و برایم توضیح می دهد: گراتزیا دلدا رمان نویسی ایتالیایی است این نویسنده معاصر دیدگاهی اجتماعی دارد و شخصیت های قصه هایش دارای ابعاد روانی خاصی هستند سپس دوباره به سراغ میکرفن می رود. چراغ قرمز بالای در دو جداره اتاق صدا، دوباره روشن می شود و ساعتی که در کنار چراغ قرار دارد،10 و50 دقیقه را نشان می دهد سیاقی ، انگشت خود را به نشانه شروع ضبط بالا می برد و افضلی، بقیه داستان را روایت می کند.داستان تا جایی ادامه پیدا می کند که دیانای 65 ساله به وجود پدرومادرش اشاره می کند و همین مساله باعث اعتراض شهرستانی به متن می شود او معتقد است سن 65 سال برای دیانا مناسب نیست افضلی نیز با او هم عقیده است و سعی می کند عدم تناسب وجود پدرومادر شوهر را در65 سالگی دیانا برای سردبیر برنامه توضیح دهد. )صدای واقعی افضلی ، بسیار جوان است ( ابتدا قرار بر آن می شود که اصلا نام پدرومادر شوهر از متنها حذف شود؛ اما به دلیل تکرار نام مادرشوهر در چند جای نمایشنامه ، ناچار می شوند که این عدم تناسب را ندیده بگیرند.اجرای نمایش از سرگرفته می شود کریستیانا می خواهد پول تخم مرغ هایی را که از پیرزن خریده است ، بپردازد؛ اما چون افکتوری در کار نیست ، شهرستانی چند اسکناس از جیبش بیرون می آورد و صدای پولی را که قرار است به دیانا پرداخته شود، ایجاد می کند سیاقی کلیدهای میز صدا را جابه جا می کند؛ موسیقی ملایمی شنیده می شود؛ چراغ قرمز دستگاه چشمک می زند و دو تا از عقربه های میز صدا، به عقب و جلو حرکت می کنند با پایین آمدن صدای موسیقی ، افضلی با صدای راوی می گوید: در برنامه بعد، ادامه داستان را پی می گیریم تا درودی دیگر، بدرود هنگامی که عوامل برنامه برای ضبط قسمت دوم نمایش آماده می شوند، فرصتی می دهد تا به سراغ سردبیر برنامه کیمیای خیال بروم . او می گوید: این برنامه از اسفندماه سال 1375 همزمان با افتتاح شبکه جوان ، شروع به کار کرده است و تاکنون تعداد زیادی از رمانهای مطرح جهان در این برنامه اجرا و پخش شده اند او به عنوان مثال به جان اشتن بک اشاره می کند و می گوید: تاکنون تقریبا همه رمانهای او از جمله ماموریت سری ، سلطنت کوتاه پپین چهارم ، اسب سرخ ، مروارید در این برنامه اجرا شده ؛ همچنین تعدادی از کارهای گراهام گرین پخش شده است که مهمترین آنها مرد دهم است وی می افزاید: تنظیم رادیویی متنهای این برنامه را ابوالفضل پاشا، فرزانه نوری و سعید فرجی به عهده دارند.میرسلطانی و سیاقی مرتبا در حال رفت وآمد بین میز صدا و تیپ ها هستند؛ نوارها را عقب و جلو می کنند؛ افکت های موردنیاز قسمت دوم را پیدا می کنند عنوان بندی قسمت دوم به گوش می رسد و فعالیت پایان ناپذیر، همچنان ادامه دارد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها