jamejamsara
سرا خواندنی ها کد خبر: ۷۳۵۴۳۷   ۱۵ آبان ۱۳۹۳  |  ۱۶:۱۱

ماجرای جالب ساخت یک خمیر سوسک‌کش در لگن لباسشویی

پای صحبت یک زن ایرانی که با سوسک ثروتمند شد!

بیشتر زنان از سوسک می‌ترسند در حد مرگ! «شکوه السادات هاشمی» از همین نقطه ضعف استفاده کرد و به ثروتی سرشار رسید. گفت‌و‌گو با او را بخوانید تا بدانید که چطور می‌توان با دقت بر اطراف و البته اطرافیان، حتی در دشوار‌ترین شرایط اقتصادی، نیاز مالی را کنار زد، به موفقیت رسید و با عنوان مخترع، صاحب شرکت شخصی و کارآفرین شد.

پای صحبت یک زن ایرانی که با سوسک ثروتمند شد!

جام جم سرا به نقل از تسنیم: شکوه السادات هاشمی یکی از کسانی است که نامش میان زنان موفق ایران ثبت شده، چون او تلاش کرد مشکل بزرگ خودش را حل کند و از آنجا که این مشکل برای بسیاری از زنان جهان وجود داشت، تبدیل به یکی از ثروتمند‌ترین زنان ایران شود.
حالا باید بپرسید: «چطوری؟!»
جوابش می‌شود: سوووووسک!
به همین راحتی!


آشنایی با بازار کار

یک آگهی دیدم و جذب آن شدم. آموزشگاه اقتصاد ایران در میدان فردوسی، به مناسبت تاسیسش اعلام کرده بود که دفترداری، حسابداری، منشی‌گری و تایپ فارسی و لاتین را رایگان درس می‌دهد. این اطلاعیه بهانه‌ای شد که من به آنجا بروم و این دوره‌ها را ببینم. البته در یادگیری آن دوره‌ها زیاد موفق نبودم ولی با این حال گواهینامه‌اش را گرفتم. این دورانی بود که پدر کم کم داشت موقعیتش ضعیف می‌شد و شرایط سختی برای خانواده به وجود می‌آمد.
نزدیک خانه ما یک نمایندگی ایران ناسیونال وجود داشت که در سال ۶۴ تاسیس شده بود. آقایی به نام محمدرضا کلانتری، آن موقع قطعات پیکان را تولید می‌کرد. من با درخواست از وی و کمکش، در جایی مشغول به کار شدم. یادم هست روز اول مهر بغض کرده بودم وقتی می‌دیدم بچه‌ها به مدرسه می‌روند و من باید سرکار بروم.
رفتن من به سرکار، مقارن با روز اول مهر شده بود. نزدیک به ۲ ماه در تعمیرگاه شماره ۸۱ ایران ناسیونال، در خیابان هفده شهریور شمالی فعلی کار کردم. از آنجا که بیرون آمدم فقط یک روز بیکار بودم. زنگ زدم به جایی و گفتم آیا شما «کاردکس‌من» می‌خواهید؟ کاردکس‌من کسی بود که موجودی‌های لوازم یدکی را در برگه‌هایی وارد و خروجی‌ها را خارج می‌کرد. ۳-۴ سال هم در جای جدید کار کردم و همزمان با آن درس هم می‌خواندم.
کلاس هفتم بودم که ۵-۶ تا تجدید آوردم و شوکه شدم. مگر می‌شد من تجدید آورده باشم؟ تجدید‌هایم به این دلیل بود که مادرم می‌گفت باید همه کار‌ها را انجام بدهم و بعد کتاب یا درس بخوانم. خانواده ما هم خانواده شلوغی شده بود. ۲زن پدرم با هم زندگی می‌کردند و مدام با هم درگیری داشتند. بعد‌تر پدرم صلاح دید که آن‌ها را از هم جدا کند.


نگهداری از ۶ بچه

روز‌ها کار می‌کردم و شب‌ها درس می‌خواندم. در کلاس دهم‌‌ همان بلای کلاس هفتم سرم آمد و بعد دوباره به خودم آمدم و تا دیپلم همه درس‌ها، بخصوص درس‌های ریاضی نمره‌هایم بالا بود. در سال ۵۴ در‌‌ همان محیط کار با آقایی آشنا شدم و ازدواج کردم. ماجرای ازدواج ما هم طولانی است.
او قبل از آن ازدواج کرده و دو بچه داشت. به سفارش پدرم، قرار بود من آن بچه‌ها را قبول نکنم اما در یک مقطع دیدم لازم است و قبول کردم. ۲ بچه شوهرم داشت و ۴ بچه هم خودم به دنیا آوردم. در همین شرایط هم هر سال در دانشگاه شرکت می‌کردم و قبول هم می‌شدم اما خانواده موافقت نمی‌کردند. زندگی ادامه داشت تا سال ۷۳ که مقطع دیگری از زندگی‌ام شروع شد.



حمله سوسک‌ها به ساختمان

من اصولا زن بی‌نظمی نبودم که زندگی‌ام را کثیف اداره کنم، اما ساختمان ما یک ساختمان قدیمی در حوالی نارمک بود که سوسک زیادی داشت؛ چون این ساختمان همجوار با یک حمام عمومی و رودخانه بود. مانده بودیم چه کار کنیم که این سوسک‌ها از بین بروند. اعضای خانواده با هم فکر می‌کردیم و با همسایه‌ها بررسی می‌کردیم، اما نمی‌شد. کتاب‌ها را بررسی و از سوسک کش‌های مختلف استفاده می‌کردیم اما مشکل حل نمی‌شد.


کشف فرمول سوسک کش

به نظرم عوامل زیادی در موفقیت آدم‌ها تاثیر می‌گذارد. این نیست که بگوییم، اگر یک نفر خلاق و مبتکر باشد، حتما موفق می‌شود. خلاقیت هم مسئله خیلی مهمی است اما تنها عامل نیست و عوامل مهمی در این مسئله دخیل هستند. یکی از آن‌ها عوامل روانی و انسانی آن است که آدم‌ها خالص باشند. وقتی آدم‌ها روح خود را درگیر دروغ، سخن چینی، خیانت، بدجنسی، بدذاتی، غیبت و... نکنند و درونشان خالص باشد، خداوند به آن‌ها پاداش‌هایی می‌دهد و آن‌ها را به راه‌های خوبی راهنمایی می‌کند.
اول دنبال ماده‌ای بودم که سوسک‌های خانه خودمان از بین برود. از هرچه که استفاده می‌کردیم، سوسک‌ها از بین نمی‌رفتند. ساکنان ساختمان ما از لحاظ مالی قوی نبودند با این حال حاضر شدیم کل ساختمان را یکی، دو بار سم پاشی کنیم. ساختمان یکی-دو روز بوی گند سم می‌داد ولی بعد از این یکی-دو روز، باز سر و کله سوسک‌ها پیدا می‌شد.
در ذهنم بود که باید کاری انجام دهم و به صورت اتفاقی و با آزمون و خطا به ترکیبی رسیدم که سوسک‌ها را نابود می‌کرد. نه، بهتر است بگویم ترکیب من سوسک‌ها را امحا می‌کرد.


من هم مثل ادیسون

خیلی از کارهایی که بشر انجام داده از سر اتفاق است. بشر به صورت اتفاقی آتش را کشف کرد، ادیسون از سر اتفاق لامپ را ساخت. من هم از سر نیاز به فرمول خمیر سوسک رسیدم. شکل رسیدن به فرمول هم جالب بود. وقتی قورمه سبزی درست می‌کنید، یک نفر در آن آبغوره می‌ریزد، یکی آبلیمو، دیگری اسفناج هم استفاده می‌کند و هرکس مطابق با ذائقه و سلیقه‌اش قورمه سبزی را درست می‌کند. یک نفر هم هست که می‌گوید چطور می‌شود از همه این‌ها استفاده کنم. او تن نمی‌دهد به اینکه کاری را که همه انجام داده‌اند، انجام بدهد.
اگر کسی به مزه معمول و متداول قورمه سبزی تن ندهد، به قورمه سبزی خیلی خوشمزه تری می‌رسد.


ثبت اختراع

یکی-دو سال طول کشید تا توانستم تاییدیه بگیرم؛ گواهی نوآوری از سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی و گواهی غیر سمی بودن فرمول. در آن گواهی نوشته شده بود: «این خمیر بدون استفاده از سموم ساخته شده و برای انسان هم هیچ مسمومیتی ندارد.»
من موفق شده بودم این خمیر را ثبت اختراع کنم. از‌‌ همان اول اسمش را امحا ثبت کرده بودم چون یک بار استفاده از این خمیر باعث می‌شود که سوسک محو شود و حتی جنازه‌اش هم توی محیط نیفتد. این از مزیت‌های آن است چون از جنازه سوسک پروتئین مضری آزاد می‌شود. سوسک‌ها وقتی این خمیر را می‌خورند یک حالت تشنگی به آن‌ها دست می‌دهد و می‌روند توی راه آب‌ها و از بین می‌روند.
اسم امحا یک اسم با مسما و خوب بود. وقتی رفتم لوگو را طراحی کنم، به آقایی که آن را طراحی می‌کرد، گفتم: این لوگو را خیلی خوب طراحی کن، چون این اسم یک روزی اسم خیلی مهمی در ایران می‌شود.


ماجرای عرضه و تقاضا

وقتی آن ماده را درست کردم و دیدم سوسک‌های خانه‌ام از بین رفت، نگفتم این خمیر مال خودم باشد. مدام این خمیر را می‌ساختم و به دروهمسایه می‌دادم. به شاگردان کلاس صبحگاهی و معلم‌های مدرسه‌ای که کار می‌کردم هم دادم.
هر کس می‌گفت خانه‌ام سوسک دارد، می‌گفتم من یک ماده درست کردم که سوسک‌ها را از بین می‌برد. یک شب در خانه‌مان صحبت شد، همسرم گفت می‌توانید با بچه‌های تیم کوهنوردی جمع شوید و این را در قوطی بریزید و بفروشید اما من همین طور درست می‌کردم و به متقاضیان می‌دادم تا اینکه تقاضا آنقدر زیاد شد که به این نتیجه رسیدم باید سفارش بگیرم و تولید کنم.


فرآیند تولید خانگی

در خانه یک لگن داشتم که جنس آن از روی بود و توی آن لباس ۸ نفر را می‌شستم و با همه این کار‌ها و مسئولیت‌ها که داشتم در همین لگن خمیر امحا درست می‌کردم و توی تیوپ‌های آکواریوم می‌ریختم و با دم باریک ته آن را می‌بستم و توی پلاستیک‌هایی که از پله‌های نوروز خان می‌خریدم، می‌ریختم. بروشور‌هایی هم درست می‌کردیم و کنار این خمیر‌ها می‌گذاشتیم. البته آن موقع دیگر در خانواده هم به من کمک می‌شد و آن‌ها هم در پیشرفت کار تاثیر داشتند. من نمی‌خواهم بی‌انصاف باشم و بگویم همه کار‌ها را خودم می‌کردم.


وام برای توسعه

آن موقع سازمان پژوهش‌ها به کسانی که این گواهینامه را می‌گرفتند وام می‌داد. صندوق توسعه تکنولوژی به مخترعین، مبتکرین و مکتشفین وام می‌داد و من هم این وام را گرفتم. البته وامی که برای من ۲۱ میلیون تصویب شده بود، شد ۴میلیون.
یک وام دیگر گرفتم با عنوان «طرح اعطای کمک‌های فنی و تکنولوژی» از وزارت صنایع که همیشه دعایشان می‌کنم. بدون بهره و بدون هیچ اذیت و آزاری این وام را به من دادند و من با قسط اول این وام توانستم در فیروزکوه سوله بخرم و کارم را گسترش بدهم.


خدا مرا دوست دارد

با وجود آنکه به من توصیه شده بود که شرکت نزنم، شرکت زدم و با همسرم شریک شدم اما بعدا مشکلاتی به وجود آمد. نزدیک بود دوباره صفر شوم اما خدایی که جایزه را به من داده بود، دوباره به من کمک کرد. دوباره از پستوی دفترم شروع کردم و البته این دفعه پول داشتم.
رفتم یک همزن خمیر نانوایی خریدم و آنجا شروع به کار کردم. لطف خدا به من این بود که آن موقع که اسم را ثبت می‌کردم، این اسم را به نام شرکت نکرده بودم.

وقتی که به وزارت بهداشت می‌رفتم که مجوز بگیرم، نوشت: «حسب ارائه مدارک و محصول توسط شکوه السادات هاشمی، چون از سموم استفاده نشد، مشمول اخذ مجوزهای بهداشتی نیست.»
در بحبوحه مشکلات ما، وزارت بهداشت گفته بود که باید پروانه ساخت بگیرید و معلوم شده بود که این سوسک کش چقدر کارایی دارد. ما توانسته بودیم سوسک‌های همه جا را ریشه کن کنیم. دیده بودند کم کم داریم سوسک زندان‌ها، اداره‌ها، اداره‌های دولتی، بهزیستی‌ها که نمی‌توانستند معلولان را تکان بدهند و همین طور زندان‌ها را ریشه کن می‌کنیم، بنابراین گفتند باید مجوز بگیرید و مجوز را به کسی می‌دادند که اسم فرمول به نام او بود، یعنی شکوه السادات.
یک شرکت تازه به نام «توره شیمی پارس» تاسیس کردم و دوباره بلند شدم.
الان حدود ۵۰ پرسنل دارم. اول در ناحیه صنعتی حاجی آباد بودم و بعد در شهرک صنعتی ایوانکی یک کارخانه را خریدم و الان آنجا کار می‌کنم. کارخانه خوبی است. همه چیز را هم مکانیزه کردم.


*انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی در «جام جم سرا» لزوماً به معنای تایید یا رد محتوای آن نیست و صرفاً به قصد اطلاع کاربران بازنشر می‌شود.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱۵
در انتظار بررسی: ۲
غیر قابل انتشار: ۰
عمو هادی
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۲۱ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۵
آفرین خیلی لذت بردم
۱
۰
بهنام
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۵
زنده باد تمام مادران ایرانی.
خیلی خوشحال شدم.تنتان سالم و مال حلالتان روز افزون
۱
۰
hamid
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۲۷ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۵
خیلی عالی...درود بر شماااااااا واقعااا آفرین
۱
۰
زهرا از همدان
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۴۹ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۵
آفرین! ولی فوت كوزه گری رو نگفتااا!
۰
۰
بیدآبادی
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۲۷ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۵
بعضی تیترهای شما از دور دل می بره و از نزدیك زهره آب میكنه . در انتخاب تیترها با سلیقه باشید .
۰
۱
خانم
Denmark
۲۱:۳۲ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۵
چه خوب.
دست این خانم درد نكنه كه به بشریت خدمت كرد.
۱
۰
موسی نژاد
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۳۶ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۵
موفق باشید
۱
۰
محمود
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۶
باسلام خدمت سركار خانم هاشمی اول اینكه دست مریزاد آفرین به بانوی ایران زمین دوم اینكه من این محصول را چند سال پیش استفاده كرده بودم( 15سال) خیلی بهتر بود سری اخری كه این محصول را پارسال خریدم اصلا ازش راضی نبودیم
۲
۰
شیمیست
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۱۱ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۶
تركیبی كه ایشان برای خمیر سوسك كش استفاده می كنن تركیب روغن نباتی جامد و اسید بوریك است.بنده معمولا این سم سوسك كش را برای خودم و دوستانم میسازم.
۱
۱
طاهر
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۲۳ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۴
اولین بار چندین سال پیش ازداروی امحا در منزل استفاده كردم ازنتیجه كار حیرت زده شدم . امروز در تلویزیون با سازنده اش اشنا شدم حیرتم بیشترشد .......فقط می توانم بگویم افرین افریین به تلاشت افرین كه ما را از دست سوسكهای چندش نجات دادی انشاالاه عاقبت بخیر شوی..
۱
۰
Jahanbakhsh
-
۱۴:۱۰ - ۱۳۹۵/۰۵/۰۱
این محصول ضد سوسك را من به صو رت ژل تزریقی آورده ام.واقعا خارق العاده است.و تمام اطرافیان و دوستانم از شر این آفت رها شده اند.و حداقل یكسال ضمانت كتبی دارد.
۱
۰
مهدیخانی از دانشگاه امیركبیر
-
۱۵:۴۷ - ۱۳۹۵/۰۸/۲۶
همیشه یك راهكار جدید از نیاز داشتن شروع می شود و كلافه شدن از ان نیاز
موفق باشید
۱
۰
بهنام
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۰۵ - ۱۳۹۵/۱۲/۱۸
خدا پدرت را بیامرزد ما سالها بود گرفتار سوسك بودیم صد نمونه سم آتش زدن همه چیز فایده نكرد قصد داشتیم لباسهایمان در آوریم خانه با اساس آتش بزنیم بریم ولی سوسك كش امحا معجزه كرد و نسل سوسك را نابود كرد مالت حلالت باشه آفرین بر تو
۲
۰
نبی
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۰۱ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۸
وقتی اندازه ادم بزرگ باشه مشكلات راهی میشن برای پیشرفت
۱
۰
طاهره سلیمانی
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۱۴ - ۱۳۹۶/۰۱/۲۵
خدا دوستت دارد واقعا زندگیتان برایم جالب بود اگر ممكن هست میخوام با شما از نزدیك صحبت كنم البته خودم شاغلم اما بدنبال خانمهای موفق هستم كه از نزدیك باهاشون صحبت كنم شماره ام۰۹۱۲۶۵۱۱۴۹۶
۰
۰

یادداشت

بیشتر
عباس‌ آقا باشیم

عباس‌ آقا باشیم

سال‌ها پیش توی یک مدرسه تئاتر به کار مشغول بودم. ساختمانی با موقعیت اداری را دوستی اجاره کرده‌بود که چند کلاس داشت و یک پلاتوی نسبتا بزرگ برای تمرین‌ها و کلاس‌های عملی.

پایبندی در برابر پایبندی

پایبندی در برابر پایبندی

تکلیف ما در برابر جلسه شورای حکام صرف‌ نظر از هر نتیجه‌ای که داشته باشد، مشخص است. ما در مجلس شورای اسلامی قانونی تحت عنوان اقدام راهبردی برای رفع تحریم‌ها و صیانت از حقوق ملت ایران تصویب کردیم.

گفتگو

بیشتر
بارداران، معاف از خانه‌ تکانی

دکتر سونیا اسکندریون، متخصص جراحی زنان تأکید می‌کند بارداران از پرداختن به فعالیت‌هایی که با خطر افتادن همراه است، پرهیز کنند

بارداران، معاف از خانه‌ تکانی

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
حراجی جراحی!

درآمد بالا و ریسک کم عمل جراحی زیبایی سبب شده برخی پزشکان برخلاف تخصص‌شان به این بازار رو بیاورند

حراجی جراحی!

یک عصر متفاوت

در مرحله نیمه‌نهایی عصرجدید چه اتفاقاتی افتاد؟ به همراه جزئیاتی از چگونگی برگزاری مرحله پایانی

یک عصر متفاوت

پیشخوان

بیشتر