رمضان در چشمهای کودکانه
ماه رمضان برای من همیشه بوی سحرهای آرام و رنگارنگ کودکیام را دارد؛ بوی نان گرم، چای تازه، دعای سحر و خانهای که هرچند هنوز چهارگوشهاش در تاریکی خوابیده بود اما دلهایش با عشق بیدار بودند. چشمهایم را که میبندم، صدای قدمهای آرام مادرم را میشنوم که چراغ آشپزخانه را روشن میکند تا زودتر از بیدار شدن بقیه سحری راآماده کندوپدرم که درهرحالی وهمیشه زیر لب دعا میخواند.
