ازجمله این ادعاها آن بود که در زیر تپه علیالطاهر، نیروهای حزبالله در حال ساخت موشکهای میانبرد هستند و در کنار کارگاههای تولید موشک، تعداد زیادی از این نیروها در زیر تپه علیالطاهر مستقر هستند. در هفتههای اخیر نیز ادعای دیگری مطرح شد مبنی بر اینکه تعدادی از نیروهای قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار نیروهای ویژه حزبالله در زیر این تپه حضور دارند.
هدف از برجستهسازی این ادعاها را میتوان در چارچوب تلاش نتانیاهو برای دستاوردسازی ارزیابی کرد؛ بهویژه با توجه به شرایط نامناسب داخلی رژیمصهیونیستی و شکنندگی موقعیت سیاسی شخص نتانیاهو در آستانه انتخابات پیشرو.
یکی از پرسشهای اساسی که متوجه دولت نتانیاهو و شخص اوست، این است که طی سه سال گذشته نتوانستهاند سلاح حماس را از بین ببرند، تونلهای غزه را نابود کنند و مسأله سیاسی غزه را به نتیجه برسانند. پس از آن نیز پرونده لبنان را گشودند که در طول نزدیک به ۱۵ ماه گذشته، در این پرونده نیز موفقیت قابل اتکایی بهدست نیامده است.
حماس همچنان از نظر نظامی و امنیتی فعال است و فرماندهان این گروه نیز در نقاط مختلف جهان رفتوآمد دارند. در پرونده لبنان نیز رژیمصهیونیستی نه در حوزه نظامی توانسته حزبالله را خلعسلاح کند و نه در حوزه سیاسی و مذاکرات با دولت لبنان به نقطهای قابل قبول و قابل اتکا رسیده است.
بر همین اساس، نتانیاهو برای ایجاد دستاورد سیاسی و رسانهای، ناچار بود موقعیت راهبردی تپه علیالطاهر را برجستهتر و خارقالعادهتر از واقعیت نشان دهد تا بتواند این تصویر را ایجاد کند که در یک جنگ تمامعیار، در پی فتح نقطهای راهبردی و غیرقابل بازگشت برای حزبالله است.
با وجود اهمیت تپه علیالطاهر، باید توجه داشت که ادعاهای مطرحشده درباره افزایش جایگاه و اهمیت این تپه، لزوما با واقعیتهای میدانی منطبق نیست. براساس آخرین اطلاعات میدانی مورد اشاره، پس از گذشت پنج ماه، تپه علیالطاهر همچنان به تصرف رژیمصهیونیستی درنیامده است. همچنین طی چند روز گذشته، براساس گزارشهای رسانههای صهیونیستی و لبنانی، تحرک قابلتوجهی در این منطقه گزارش نشده است.
از سوی دیگر، رشتهکوههایی که تپه علیالطاهر در آن قرار دارد، بهگونهای است که امکان اشراف و پوشش آتش از سوی حزبالله بر این تپه وجود دارد. براساس این ارزیابی، در صورت حضور نیروهای کماندویی اسرائیلی در این منطقه، امکان هدف قرار گرفتن آنها از سوی نیروهای حزبالله مستقر در ارتفاعات مجاور وجود خواهد داشت.
همچنین تجربههای مقاومت در غزه، از نگاه این جریان، موجب ایجاد ترس و نگرانی قابلتوجهی در میان فرماندهان و نیروهای صهیونیست شده است؛ زیرا ورود نیروهای پیاده به چنین مناطقی میتواند آنها را با تهدیدهایی ازجمله تلههای انفجاری، مینهای زمینی و انفجارات در داخل تونلها مواجه کند.
در ۱۵ دور مذاکره، دولت لبنان نتوانسته دستاورد سیاسی و امنیتی قابلتوجهی بهدست آورد. این درحالی است که دولت لبنان، برخلاف قانون اساسی، با دولت اسرائیل وارد مذاکره شده است.
براساس تعهدات مطرحشده، رژیمصهیونیستی قرار بود در جریان مذاکرات از سرزمینهای تصرفشده لبنان خارج شود و از انجام عملیات نظامی در زمان گفتوگوها خودداری کند تا آتشبس نیز نقض نشود.
با اینحال، طی دوره مذاکرات، بیش از ۶۰۰ مورد نقض آتشبس از سوی رژیمصهیونیستی ادعا شده و بخشهایی از خاک لبنان نیز مورد تصرف قرار گرفته است. در مقابل، دولت و ارتش لبنان واکنش قانونی، عملی و ملی متناسبی نسبت به این مسأله نشان ندادهاند.
در این میان، برخی رسانههای محلی و منطقهای که متاسفانه بخشی از مطالب آنها در داخل ایران نیز ترجمه و منتشر میشود، حزبالله را مسئول وضعیت موجود معرفی کردهاند و چنین تصور میکنند که حفاظت از تمامیتارضی لبنان برعهده حزبالله است؛ در حالیکه براساس ساختار رسمی دولت لبنان، مسئولیت حفظ تمامیتارضی کشور برعهده دولت و ارتش ملی لبنان است. با وجود این، حزبالله تاکنون از مناطقی که تحت اختیار خود داشته، بهطور کامل و شجاعانه حفاظت کرده و این روند را ادامه خواهد داد.
در موضوع خلعسلاح حزبالله نیز این دیدگاه مطرح است که بخش قابلتوجهی از مردم لبنان به این نتیجه رسیدهاند که در شرایط کنونی، تنها سلاح موجود در لبنان است که میتواند از تمامیتارضی و استقلال این کشور حفاظت کند.
معاون وزیر کشور و رئیس سازمان امور اجتماعی در گفتوگو با «جامجم»:
بازیگر فصل جدید آقای قاضی:
گلپایگانی در گفتوگو با جامجم آنلاین: