علی زهیری، نویسنده و کارگردان مجموعه مستند «رودخوانی» از جزئیات تولید این اثر گفته است

«رودخوانی»؛ روایت ملت مبعوث از نمای نزدیک

مستند رودخوانی
در بسیاری از روایت‌های تصویری از تجمعات مردمی، آنچه بیش از همه به چشم می‌آید، شکوه جمعیت و عظمت صحنه است؛ نماهای بازی که انبوه آدم‌ها را چون رودی خروشان به تصویر می‌کشند.
کد خبر: ۱۵۶۳۱۶۰
نویسنده گروه رسانه
 اما پشت این تصویر پرابهت، انسان‌هایی ایستاده‌اند با زندگی‌ها، دغدغه‌ها، شغل‌ها و انتخاب‌های متفاوت؛ آدم‌هایی که هرکدام از دل روزمرگی خود به یک لحظه جمعی رسیده‌اند. مجموعه مستند «رودخوانی» دقیقا از همین نقطه آغاز می‌شود؛ از تلاش برای عبور از تصویر کلی جمعیت و رسیدن به چهره‌ها، قصه‌ها و تجربه‌های فردی مردمی که این «رود» را ساخته‌اند.

علی زهیری، نویسنده و کارگردان این مجموعه مستند، از شکل‌گیری ایده «رودخوانی» در روزهای نخست جنگ، شیوه سوژه‌یابی در میان مردم، انتخاب روایت از نمای نزدیک به‌جای لانگ‌شات‌های مرسوم، چالش‌های تولید در شرایط محدود، تجربه ساخت اثر در اهواز و ظرفیت‌های توسعه این مدل مستندسازی در دیگر شهرها و استان‌ها می‌گوید؛ مدلی که می‌کوشد به‌جای صرفا نشان‌دادن جمعیت، روایتگر انسان‌هایی باشد که حضورشان به یک کنش جمعی معنا می‌دهد. این مجموعه مستند از شبکه‌های مختلف سیما ازجمله یک، دو و مستند روی آنتن رفته است. 

زهیری به جام‌جم می‌گوید: ایده رودخوانی از همان روزها و شب‌های اول جنگ رمضان شکل گرفت. زمانی که مردم از همان شب اول به خیابان آمدند و تجمع‌های مردمی پدیدار شد. من هم تولیدات مختلفی را که درباره این حضور ساخته می‌شد، دنبال می‌کردم. تقریبا در همه آنها یک تصویر بیشتر دیده می‌شد: نماهای باز از جمعیت؛ جمعیتی که مثل یک رود خروشان به دریا می‌پیوندد و در محله‌به‌محله، شهر‌به‌شهر و روستا‌به‌روستا دیده می‌شد و جریان داشت. این تصویر، زیبا و باشکوه بود، اما برای من یک سؤال ایجاد کرد: این رود از چه آدم‌هایی تشکیل شده است؟ این آدم‌ها در طول روز چه زندگی‌ای دارند؟ چه دغدغه‌هایی دارند و چه شد و چرا و چطور است که هر شب، از خانه یا محل کارشان راه افتادند و به این جمع پیوستند؟

وی ادامه می‌دهد: حضور در تجمعات شبانه یک اجابت دعوت است. وقتی انسان با هدف بزرگ‌تری روبه‌رو می‌شود، از زندگی روزمره‌اش می‌گذرد تا به میدان برسد. با خودم فکر کردم آیا می‌شود این آدم‌ها را در یک نمای هوایی دید؟ آیا از یک لانگ‌شات می‌شود فهمید این جمعیت دقیقا از چه انسان‌هایی تشکیل شده است؟ اگر می‌خواهیم درباره این حضور حرف بزنیم، فقط نشان‌دادن جمعیت کافی نیست. باید سراغ آدم‌هایی برویم که این جمعیت را ساخته‌اند. باید ببینیم هرکدام از آنها چگونه از زندگی عادی خود به این صحنه حیات رسیده‌اند. اینجا بود که ایده مجموعه مستند رودخوانی شکل گرفت؛ انقلاب اسلامی را می‌توان به دریایی تشبیه کرد که از به‌هم‌پیوستن رودها پدید آمده و هر رود نیز خود از قطره‌های بی‌شمار ساخته شده ‌است. ما به‌جای آن‌که صرفا دریا را به تصویر بکشیم، مسیر رود را دنبال می‌کنیم و به قطره‌ها می‌رسیم. دقیقا هدف ما این بود که به‌جای گفتن کلیِ «مردم آمدند»، نشان دهیم که این مردم چه کسانی هستند و چگونه به این دعوت پاسخ دادند. این نویسنده و کارگردان بیان می‌کند: نماهای باز و لانگ‌شات نمی‌توانند شخصیت و هویت این جمعیت را نشان دهند. لانگ‌شات به ما می‌گوید چه تعداد آدم آمده‌اند، اما نمی‌گوید چه آدم‌هایی آمده‌اند. یک نمای هوایی می‌تواند نشان دهد که هزاران نفر در یک میدان حضور دارند، اما نمی‌تواند به ما بگوید آدمی که در میان این جمعیت ایستاده، چه داستانی دارد، چه مسیری را طی کرده، چه رنجی کشیده، شغلش چیست، چه دغدغه‌ای دارد و چرا تصمیم گرفته آن شب از خانه بیرون بیاید، اما کلوزآپ ما را با یک انسان مشخص روبه‌رو می‌کند. در شرایط جنگ، طبیعتا محدودیت‌ها و اولویت‌های زیادی وجود داشت و تهیه تجهیزات و امکانات تولید هم آسان نبود. ما حتی کار را با یک پیش‌تولید طولانی شروع نکردیم. وقتی تصمیم گرفتم درباره افرادی که در تجمع حضور داشتند مستندی بسازم، ابتدا تصور می‌کردم که اثری کوتاه، حدودا پنج دقیقه‌ای، تولید کنم تا انتشار آن در تلویزیون و فضای مجازی آسان‌تر باشد.
 
تجربه تولید در اهواز؛ تجربه‌ای تکثیرپذیر در همه استان‌ها

زهیری می‌گوید: یکی از مزیت‌های مجموعه مستند رودخوانی این است که از تهران شروع نشده است. این مستند در اهواز و در بستر خوزستان شکل گرفت؛ جایی که تاریخ و تجربه متفاوتی از ایران، انقلاب، دفاع‌مقدس و مقاومت دارد و اتفاقا فاصله از پایتخت برای ما محدودیت نبود، بلکه باعث شد بیشتر به ظرفیت‌های بومی خودمان تکیه کنیم. تنوع شخصیت‌ها، لهجه‌ها، زبان‌ها، گویش‌ها و پوشش‌های مختلف در مناطق گوناگون، یک مزیت مهم است؛ مزیتی که در تهران کمتر دیده می‌شود. به همین دلیل، مدل رودخوانی قابلیت تکثیر زیادی را دارد. رودخوانی فقط مخصوص خوزستان نیست. هر شهر و هر استان، رودها و قطره‌های خودش را دارد و می‌تواند آنها را ساده و جذاب روایت کند. این مدل حتی در روستاها هم قابل اجراست؛ فقط باید برای آن اراده و طراحی قبلی وجود داشته باشد. این کار را می‌شود با سرعت انجام داد. گاهی در یک روز، یک قسمت را ضبط و بلافاصله به مرحله تدوین می‌رساندیم؛ مگر این‌که سوژه برای روز بعد برنامه خاصی داشت و لازم بود دوباره برای ضبط سراغش برویم. در مورد راوی هم بهتر است به‌جای پرسیدن سؤال‌های مستقیم، از جمله‌هایی استفاده شود که سوژه را به صحبت‌کردن وادار کند. 
 
بازخورد مخاطبان

وی درخصوص بازخورد مخاطبان هم بیان می‌کند: یکی از جذاب‌ترین بازخوردها بعد از انتشار قسمت اول اتفاق افتاد. قسمت اول درباره همان دختر دانشجوی پزشکی در چین بود؛ دختری که وقتی جنگ شروع شد، در ایران ماند و در همان روزها در تجمع‌ها شرکت کرد. بعد از انتشار این قسمت، وقتی برای ضبط سوژه‌های بعدی به تجمع‌ها می‌رفتیم، مردم سراغ «رودخوانی» و راوی را می‌گرفتند. جالب‌تر این‌که درباره خود سوژه‌ها هم سؤال می‌کردند. مثلا می‌پرسیدند: «آن دختر چینی کجاست؟» این واکنش برای ما خیلی مهم بود. چون همان اتفاقی افتاده بود که از ابتدا می‌خواستیم رخ بدهد. آدم‌هایی که در یک لانگ‌شات چهره‌هایی ناشناس بودند، حالا به شخصیت‌هایی تبدیل شدند که مردم آنها را می‌شناختند و قصه‌شان را دنبال می‌کردند. بعد از آن، همین اتفاق برای سوژه‌های بعدی هم تکرار شد. مردم کم‌کم فهمیده بودند که در میان این جمعیت، آدم‌هایی با قصه‌های مختلف حضور دارند و برای من این مهم‌ترین بازخورد رودخوانی بود؛ این‌که مخاطب از دیدن یک جمعیت عبور کند و به شناختن انسان‌های داخل آن برسد.
 
آینده‌ و ظرفیت‌های نهفته این سبک

ظرفیت اصلی این نوع تولیدات هنوز تا حد زیادی استفاده نشده است. معمولا وقتی درباره حضور مردم صحبت می‌کنیم، سریع سراغ تصویر جمعی می‌رویم، درحالی‌که خود مردم، قصه‌های فردی و اجتماعی زیادی دارند. اگر رودخوانی ادامه پیدا کند، لازم نیست فقط درباره یک تجمع یا یک دوره خاص باشد. می‌توان همین نگاه را در موقعیت‌های مختلف دنبال کرد؛ این‌که آدم‌ها در لحظه‌های مهم چگونه تصمیم می‌گیرند، چطور از زندگی روزمره خودشان به یک مسأله بزرگ‌تر می‌رسند و چگونه یک تصمیم فردی به یک حرکت جمعی وصل می‌شود. یکی از مهم‌ترین بخش‌هایی که کمتر به آن پرداخته شده، «قبل از حضور» مردم است. معمولا دوربین زمانی سراغ مردم می‌رود که به میدان رسیده‌اند؛ اما برای من، اتفاق مهم‌تر چند ساعت قبل از آن است؛ وقتی یک نفر در خانه، محل کار، مغازه، مدرسه یا روستا زندگی عادی خودش را دارد و بعد تصمیم می‌گیرد راه بیفتد و در یک تجمع شرکت کند. همین فاصله میان زندگی روزمره و حضور در یک اتفاق مهم، می‌تواند قصه جذابی بسازد. در آینده دوست دارم رودخوانی به مجموعه‌ای از همین قصه‌های انسانی تبدیل شود؛ آدم‌هایی که شاید در نگاه اول هیچ شباهتی به هم نداشته باشند، اما وقتی داستان‌های‌شان را کنار هم می‌گذاریم، می‌بینیم همه آنها بخشی از یک رود بزرگ‌تر هستند.
newsQrCode
برچسب ها: علی زهیری
ارسال نظرات

نیازمندی ها