دروازهای که نقطه کانونی نبرد قرارگاه نظام سلطه با ایرانیان است که پرچم استقلالطلبی و عدالتخواهی را برافراشتهاند.
ایران از تنگه هرمز گرچه در ۴۷ سال کمتر بهصورت واقعی و عملی در پاسداری از امنیت ملی استفاده کرد، اما در این زمان به سبب تهدید نظامی دشمنان، همه ظرفیت آن برای دفاع مشروع مورد بهرهبرداری قرار گرفته است.
جمهوری اسلامی ایران در قبال آبراهه هرمز سه حالت پیش رو دارد که زمان و پیامد هر یک متفاوت است:
رویکرد سلبی: ایران با برخورداری از توان نظامی و اراده سیاسی با در پیش گرفتن رویکرد سلبی، اقدام به بستن تنگه هرمز از شروع دوره جنگ تحمیلی سوم کرد. هدف قرار دادن کشتیهایی که بدون رعایت ترتیبات مدیریت ایرانی قصد عبور از تنگه را داشتند در این مرحله اجرا شد. ایران تضمین منافع ملی و امنیت شهروندانش را مانند هر حکومت مسئولیتپذیر و عقلایی دیگر در اولویت قرار میدهد. این اقدام طبعا ممکن است هزینههایی بر اقتصاد کشورهای غربی و متحدان منطقهای همراه با آمریکا تحمیل کند.
رویکرد ایجابی: رویکرد ایجابی نه مبتنی بر تهدید دائمی بلکه برمبنای وابستگی متقابل اقنصادی و امنیتی با هدف شکل دادن به «شراکت راهبردی» امنیت انرژی است.
تضمینهای امنیتی برای آمد و شد کشتیها، توسعه کریدورهای انرژی و نهادسازی برای مدیریت بحران با کشورهای همسایه عربی در این مورد پیشنهاد میشود.
شیوه ایجابی گرچه ممکن است هواداران زیادی داشته باشد، اما برای دوران صلح مناسب است و بیشتر میان دوستان و رقبا کارایی دارد نه در این زمان که آمریکا از خاک برخی کشورهای همجوار برای شلیک موشک به خانه، پل، مدرسه، ورزشگاه، بیمارستان و ... ایران استفاده میکند.
بازدارندگی: رویکرد بازدارندگی مبتنی بر امکان تهدید نه اجرای دائمی تهدید با استفاده از توان نظامی است. امنیت ملی برای ایران یک خط قرمز غیرقابل خدشه است و از هر ابزاری ولو بستن دائمی تنگه هرمز با استفاده از نیروی نظامی برای تامین منافع ملی استفاده میکند. ایران بر این باور است که با کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس «هم سرنوشت» است، اما «بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمعکارانه در آن شرارت میکنند، جایی در آن ندارند مگر در قعرِ آبهایش». جمهوری اسلامی البته اجازه نمیدهد که آمریکا با اشغال بخشی از خاک کشورهای همسایه در قالب پایگاه نظامی، امنیت و منافع ملی کشور را مورد هجوم قرار دهد. هر کدام از این رویکردها، فرصت، تهدید، منافع و زیانهایی دارد. جمهوری اسلامی با بررسی هر یک از گزینههای سهگانه، مناسبترین رویکرد را بهصورت واحد یا ترکیبی از این گزینهها انتخاب میکند. آمریکا در ۱۵۰ روز گذشته همه توان ماشین جنگی صدها میلیون دلاریاش را بهکار گرفت که مدیریت تنگه هرمز را از دست ایران خارج کند، اما مقابل چشم جهانیان ناکام ماند.
باند ترامپ با آنکه طبق تفاهمنامه، آمد و شد از تنگه هرمز را به توافق ایران با عمان واگذار کرد ولی از هیچ کارشکنی در این زمنیه دست برنداشت. آمریکا حتی کشتیها را به عبور بدون مجوز از تنگه تشویق کرد، گرچه با هشدار کلامی یا اصابت موشکهای نیروی دریایی سپاه مجبور به عقبنشینی شدند. خواسته ایران امنیتمحور است که شناورها باید علاوهبر تجاری بودن، اطلاعات در مورد مالکیت و نوع محموله را هم به نهاد مدیریت آبراه خلیجفارس اعلام کنند. کریدور موجود در تنگه هرمز از سال ۱۹۶۸ بیشتر در آبهای سرزمینی عمان بوده و ایران نیز در این مدت نسبت به آن حساسیتی به خرج نداده بود. یکی از پیشنهادهای ایران در این مرحله، اما برای جلوگیری از تهدیدهای آمریکا که عملا دنیا هم به چشم دید، این است که مسیر رفت و بخشی از مسیر برگشت در آبهای سرزمینی ایران قرار گیرد تا امکان نظارت بر تردد شناورهای مضر فراهم شود.
آیتالله سید مجتبی حسینیخامنهای، رهبر حکیم انقلاب اسلامی پیشتر در پیامی تصریح کردند: «ایران اسلامی با شُکر عملی نعمت اِعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقه خلیجفارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوءاستفادههای دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید. قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همه ملتهای منطقه رقم خواهد زد و مواهب اقتصادی آن، دل ملت را شاد خواهد کرد؛ بِاِذنِ الله وَلَو کَرِهَ الکافرون.»
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد