هویت‌زدایی ملی، گام نخست کودتای خارجی 

موسی نجفی
 موزه ایران باستان را سفارش می‌کنم حتما ببینید. اگر کسی بخواهد بخش مهمی از تاریخ ایران را به‌صورت فشرده و ملموس دریابد، آنجا می‌تواند بخش قابل ‌توجهی از تاریخ ما را یک‌روزه مرور بکند.
کد خبر: ۱۵۶۵۰۹۲
نویسنده دکتر موسی نجفی - استادتمام علوم سیاسی

وقتی در موزه ایران باستان از کنار این آثار عبور می‌کنید، کردار و منش ایرانی را در دوره‌های مختلف تاریخی به‌وضوح می‌بینید. این حضور گسترده، به ما امکان می‌دهد درباره نسبت انسان ایرانی با جهان پیرامونش تأمل کنیم.  
نکته دوم که به‌نظرم بسیار مهم است جمله‌ای است که استاد کریم مجتهدی در ارتباط با افول روم از دیدگاه هگل نقل می‌کردند با این مضمون که یک جامعه، هنگامی در مسیر سقوط قرار می‌گیرد که تصور کند خودش همه‌چیز است و گذشتگان و پدرانش چیزی نبوده‌اند. به‌عبارتی زمانی که روم گمان ‌کرد فقط به خودش متکی است و گذشته و میراث پیشینیانش را هیچ شمرد و تحقیرهایی کرد، در ورطه سقوط گرفتار شد. 

هگل در بحث خود درباره تاریخ روم نیز بر شکاف‌های درونی و فرسایش اصولی تاکید می‌کند که زمانی به قدرت و انسجام روم شکل داده بودند. بنابراین اگر این سخن را به‌صورت یک درس تاریخی خلاصه کنیم، می‌توان گفت تمدن‌ها تنها با اتکا به اکنون ساخته نمی‌شوند. جامعه‌ای که پیوند خود را با میراث تاریخی‌اش قطع و گذشتگان خود را تحقیر کند، عمده سرمایه معنوی و تاریخی خویش را از دست می‌دهد. 

این را آدم واقعا می‌بیند و درک می‌کند؛ و البته باید هم ببیند و درک کند که گذشتگان ما چقدر زحمت کشیده‌اند تا این کشور پهناور را حفظ کنند. واقعا نباید این تلاش تاریخی را دست ‌کم بگیریم و تصور کنیم ایران همین‌طور و بدون هزینه و زحمت سرپا شده و سرپا مانده است. 

هر بنایی که در هر روستا و شهر کشور از گذشته باقی‌مانده، بخشی از ابزار هویت ماست اما این‌که هویت چه فایده‌ای دارد با یک مثال ساده می‌شود اهمیت آن را روشن کرد. 

سال ۲۰۲۵ آمریکا در عملیاتی نیکلاس مادورو رئیس‌جمهور ونزوئلا و همسرش را بازداشت و به آمریکا منتقل کرد. این در حالی است که مسأله منابع نفتی ونزوئلا همواره در متن مناقشات سیاسی و اقتصادی این کشور قرار داشته. 
اما پرسش اینجاست: چون نفت یک کشور مرغوب و ارزشمند است، چه چیزی به دیگری حق می‌دهد بگوید این نفت مال من است؟ حتی اگر رئیس‌جمهور یک کشور مرتکب جرم یا تخلفی شده باشد، چه ارتباطی میان اتهام او و ثروت عمومی یک ملت وجود دارد که دیگری خود را محق بداند آن را تصاحب کند؟ 

مسأله فقط نفت نیست. مسأله حق حاکمیت یک ملت بر سرزمین و منابع خودش است. ملتی که نسبت به هویت، تاریخ، سرزمین و میراث خود بی‌اعتنا شود در برابر چنین ادعاهایی نیز قدرت دفاع از خود را از دست می‌دهد. از سنگ صدا درآمد اما از ملت ونزوئلا نه!  

این همان الگویی بود که درباره ایران نیز مطرح می‌شد با این تصور که می‌توان در مدت کوتاهی کشور را در اختیار گرفت و با همکاری مجموعه‌هایی از شرکت‌های چندملیتی، بر منابع و ظرفیت‌هایش مسلط شد. 

ایران از نظر ذخایر نفت و گاز روی ‌هم در صدر کشورهای جهان ایستاده و دارای بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده نفت و گاز است. بنابراین سخن گفتن از ایران فقط سخن گفتن از یک سرزمین یا یک مرز جغرافیایی نیست. سخن از کشوری است که هم میراث تمدنی گسترده دارد و هم منابع و ظرفیت‌های راهبردی عظیم. 

از همین‌جاست که اهمیت هویت روشن می‌شود: هویت فقط شناخت گذشته نیست. سرمایه‌ای است برای این‌که یک ملت بداند چه چیزی را به‌دست آورده، چه چیزی را باید حفظ کند و چرا باید از استقلال و سرزمین خود دفاع کند. جای شک نیست که استعمارگران و دشمنان ایران هرگز دست از سر ما برنمی‌دارند اما تاریخ همین است و ریشه نیز همین‌جاست؛ ریشه‌ای که مبارزات، مقاومت و پایداری یک ملت را پشتیبانی می‌کند. این‌که با وجود شهادت رهبر و ترور فرماندهان‌مان کشور ما مقاومت کرد، نه اتفاقی است نه استثنایی. این نوع مقاومت، بنیاد و ریشه‌ای دارد و تاریخ، همان بنیاد و ریشه است. 

تلاش می‌کنند به‌ویژه نسل جوان را از این ریشه خالی کنند و به او بقبولانند گذشته به تو چه مربوط است!! گذشتگان مرده‌اند و ما هم شده‌ایم یک ملت مرده‌پرست و قبرستانی که انگار در قبرستان زندگی می‌کنیم. همین‌ که آخرین مدل مثلا موبایل و ماشین را داشته باشیم کافی است. دوران گذشته به چه درد ما می‌خورد؟ آنها با اسب رفت‌وآمد می‌کردند. چنین چیزی ربطی ندارد به زندگی امروز تویی که فقط باید جوانی کنی!  

وقتی یک ملت را از تاریخش خالی می‌کنند، درواقع هویت او را از بین می‌برند. تاریخ را می‌توان به یک سند ارزشمند تشبیه کرد. مثلا ممکن است (مثل فیلم سینمایی ارثیه بی‌بی) یک تکه کاغذ در خانه‌ای باشد و در ظاهر چیز مهمی نباشد اما ناگهان مشخص شود سند یک زمین باارزش است. آن کاغذ شاید از نظر مادی چندان ارزشی نداشته باشد اما چون مالکیت یک دارایی بزرگ را اثبات می‌کند، ارزش آن بسیار زیاد است. تاریخ نیز چنین است. ارزش آن فقط در خود گذشته نیست بلکه در هویتی است که برای امروز و آینده ما می‌سازد. 

اگر تاریخ را نداشته باشیم، شخصیت تاریخی نیز نخواهیم داشت. انسانی را تصور کنید که ضربه‌ای به سرش خورده و وقتی از او می‌پرسند اسمت چیست، نمی‌داند. نمی‌داند کیست، از کجا آمده و چه گذشته‌ای دارد. گاهی بر سر یک ملت نیز با چنین چکشی ضربه می‌‌زنند؛ ضرباتی که آن ملت را از خودش خالی می‌کند. 

متأسفانه می‌کوشند با نسل جوان ما نیز چنین کنند و آن‌قدر بر سر هویت تاریخی او می‌کوبند تا اگر زمانی از او بپرسند تو کی هستی، پاسخی برای آن نداشته باشد. 

از همین ‌رو مراکز و نهادهای تاریخ‌شناسی و تاریخ‌پژوهی اهمیت دارند اما شناخت تاریخ نباید ما را در گذشته متوقف کند. برعکس، اگر این روند بازشناختن درست انجام شود، افق‌های آینده را روشن می‌کند و پرتو روشنگری بر مسیر پیش رو می‌افکند. ما نباید فقط در گذشته بمانیم. اساسا توجه‌ به گذشته از سویی درراستای فهم راستین خویشتن و لایه‌های جهان پیرامون است و از دیگر سو گذشته اگر درست فهمیده شود، چراغ راه آینده است. 

newsQrCode
برچسب ها: موسی نجفی
ارسال نظرات

نیازمندی ها