مذاکراتی که اگرچه از سوی تهران و مسقط بهعنوان گفتوگوهایی میان دو کشور ساحلی برای تامین امنیت کشتیرانی و حفظ حقوق حاکمیتی دو طرف توصیف میشود، اما بازتاب گسترده آن در رسانههای بینالمللی نشان میدهد پیامدهای این رایزنیها بسیار فراتر از مدیریت یک آبراه راهبردی است. در همین چارچوب، اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت امور خارجه با تایید برگزاری مذاکرات اعلام کرد که گفتوگوها در دو سطح فنی و سیاسی با هدف تعیین مسیرهای ایمن رفت و برگشت کشتیها و تدوین ترتیبات آینده مدیریت تردد دریایی در تنگه هرمز در حال پیگیری است و تاکنون روندی مثبت داشته است.
غریبآبادی: تفاهم با عمان به معنای بازگشایی هرمز نیست
کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه هم با اشاره مذاکرات ایران و عمان درباره هرمز گفت: تفاهم ایران و عمان درباره تنگه هرمز بهمعنای باز شدن فوری تنگه یا اجرای بند ۵ یادداشت تفاهم اسلامآباد نیست؛ بلکه مدل جدیدی برای مدیریت تنگه است که بدون دخالت کشورهای خارجی و متفاوت با ترتیبات ۶۰ سال گذشته دنبال میشود. وی افزود:در صورت اجرای تفاهم جدید ایران و عمان، مسیرهای موقت شمالی و جنوبی بسته و مسیر جدیدی ایجاد میشود که بخش قابلتوجهی از آن از آبهای سرزمینی ایران عبور خواهد کرد. غریبآبادی با تاکید بر اینکه تفاهم با عمان به معنای بازگشایی هرمز نیست گفت: مذاکرات ایران با آمریکا بر پایه بیاعتمادی ادامه دارد و بازگشت آمریکا به تعهدات یادداشت تفاهم اسلامآباد، شرط لازم، اما نه کافی برای بازگشایی تنگه هرمز است. همزمان رسانههایی همچون رویترز، آسوشیتدپرس و آکسیوس از نزدیک شدن مذاکرات به مرحلهای حساس خبر دادهاند. آکسیوس به نقل از منابع آمریکایی و منطقهای مدعی شده دو طرف در حال بررسی یک توافق موقت هستند، در حالی که دونالد ترامپ نیز طی روزهای اخیر چندین بار از پیشرفت قابل توجه این روند سخن گفته و حتی احتمال اعلام توافق در آینده نزدیک را مطرح کرده است. با این حال تهران تاکید دارد که این مذاکرات صرفا میان ایران و عمان انجام میشود و ترتیبات آینده تنگه هرمز براساس منافع، حقوق حاکمیتی و ملاحظات امنیت ملی دو کشور ساحلی طراحی خواهد شد. از همین رو، آنچه امروز در جریان است تنها یک مذاکره فنی درباره مسیر عبور کشتیها نیست بلکه آزمونی برای سنجش جایگاه ژئوپلیتیکی ایران در یکی از حساسترین گذرگاههای انرژی جهان و تاثیر آن بر معادلات آینده منطقه بهشمار میرود.
هرمز؛ از اهرم بازدارندگی تا تثبیت جایگاه ژئوپلیتیکی ایران
مهمترین پیام مذاکرات تهران و مسقط را باید فراتر از جزئیات فنی توافق احتمالی جستوجو کرد. آنچه امروز در حال شکلگیری است، بیش از آنکه صرفا تعیین مسیرهای جدید کشتیرانی باشد، بازتعریف نقش ایران در امنیت مهمترین آبراه انرژی جهان است. پیش از جنگ، اگرچه ایران بهعنوان یکی از دو کشور ساحلی تنگه هرمز از حقوق حاکمیتی برخوردار بود، اما سازوکار عملی مدیریت تردد کشتیها عمدتا برمبنای ترتیبات گذشته دنبال میشد. اکنون، اما طرحهای مطرحشده در رسانههای بینالمللی نشان میدهد در صورت نهایی شدن توافق، نقش ایران در مدیریت عبور و مرور دریایی میتواند نسبت به گذشته به شکل محسوسی افزایش یابد و برای نخستین بار در قالب یک تفاهم دوجانبه با عمان، جنبهای رسمی پیدا کند. نکته قابل توجه آن است که حتی برخی اندیشکدههای آمریکایی از جمله شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) و گروه بینالمللی بحران نیز اذعان دارند هرگونه سازوکار پایدار برای امنیت تنگه هرمز بدون مشارکت و موافقت ایران قابلیت اجرا نخواهد داشت. از این منظر، اهمیت توافق احتمالی تنها در تغییر مسیر کشتیها نیست بلکه در آن است که برای نخستین بار پس از جنگ، نقش ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران در امنیت خلیج فارس به یک واقعیت عملی تبدیل میشود؛ واقعیتی که نه با فشار نظامی بلکه با پذیرش میدانی معادلات جدید از سوی بازیگران منطقهای شکل گرفته و میتواند قدرت چانهزنی تهران را در پروندههای مهم آینده افزایش دهد.
واشنگتن؛ از سیاست فشار تا پذیرش واقعیتهای میدانی
یکی از مهمترین ابعاد مذاکرات جاری، تغییر موقعیت ایالات متحده در قبال تنگه هرمز است. دولت ترامپ پیش از آغاز جنگ بارها تاکید کرده بود با هرگونه ترتیبی که به افزایش نقش ایران در مدیریت این آبراه بینجامد مخالف است و حتی در روزهای اخیر نیز بر مخالفت خود با دریافت هرگونه عوارض از کشتیها تاکید کرده. با این حال، گزارشهای منتشرشده از سوی رویترز، آسوشیتدپرس و آکسیوس نشان میدهد واشنگتن اکنون از روند مذاکراتی سخن میگوید که محور آن گفتوگوهای مستقیم میان ایران و عمان است؛ موضوعی که به خودی خود نشاندهنده تغییر فضای سیاسی نسبت به ماههای گذشته است. در همین حال، تهران بارها تصریح کرده است که این مذاکرات هیچ ارتباطی به گفتوگو با آمریکا ندارد و چارچوب آن صرفا از سوی دو کشور ساحلی تعیین میشود. اگر این روند به نتیجه برسد، آمریکا نه بهعنوان یکی از طرفهای توافق بلکه صرفا بهعنوان بازیگری که با پیامدهای آن مواجه خواهد شد، در معادله حضور خواهد داشت. این تحول از نگاه بسیاری از تحلیلگران غربی نیز قابل توجه است. اندیشکدههایی مانند چتمهاوس و شورای روابط خارجی آمریکا معتقدند پس از جنگ، راهبرد مهار کامل نقش منطقهای ایران با محدودیتهای جدی روبهرو شده و واشنگتن ناچار است در برخی پروندههای امنیتی، واقعیت وزن ژئوپلیتیکی ایران را در محاسبات خود لحاظ کند. به همین دلیل، اهمیت مذاکرات هرمز تنها در یک توافق دریایی خلاصه نمیشود بلکه میتواند نشانهای از گذار تدریجی از سیاست تقابل صرف به مدیریت رقابت در یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی
جهان باشد.
پیامدهای اقتصادی و حقوقی، فراتر از یک توافق دریایی
اگرچه جزئیات توافق احتمالی هنوز بهطور رسمی منتشر نشده، اما گزارشهای رسانههای بینالمللی نشان میدهد تهران در مذاکرات صرفا به دنبال تعیین مسیرهای جدید کشتیرانی نیست بلکه تلاش دارد ترتیباتی پایدار برای مدیریت تردد در تنگه هرمز ایجاد کند که حقوق حاکمیتی و منافع اقتصادی ایران را نیز تامین کند. در برخی گزارشها از احتمال دریافت هزینه خدمات دریایی پس از پایان دوره اجرای توافق موقت، افزایش نقش ایران در مدیریت عبور و مرور و تدوین یک چارچوب حقوقی جدید میان دو کشور ساحلی سخن گفته شده است؛ موضوعاتی که در صورت نهایی شدن میتواند جایگاه ایران را نسبت به گذشته به شکل محسوسی تقویت کند.
از منظر حقوقی نیز اهمیت این مذاکرات کمتر از ابعاد اقتصادی آن نیست. بسیاری از تحلیلگران معتقدند اگر ایران و عمان بتوانند بر سر یک سازوکار دائمی به توافق برسند، برای نخستین بار مدیریت یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان بر پایه تفاهم مستقیم دو کشور ساحلی بازتعریف خواهد شد. چنین وضعیتی فارغ از جزئیات نهایی توافق میتواند موقعیت حقوقی و سیاسی ایران را در معادلات آینده خلیج فارس ارتقا دهد و دست تهران را برای پیگیری منافع خود در سایر پروندههای منطقهای و بینالمللی نیز پررنگتر کند؛ دستاوردی که ارزش آن به مراتب فراتر از منافع اقتصادی کوتاهمدت خواهد بود.
آغاز یک موازنه جدید در خلیج فارس؟
صرفنظر از اینکه مذاکرات تهران و مسقط در نهایت با چه جزئیاتی به سرانجام برسد، نفس شکلگیری این روند از نگاه بسیاری از ناظران بینالمللی یک تحول راهبردی محسوب میشود. ارزیابی مراکزی مانند شورای روابط خارجی آمریکا (CFR)، گروه بینالمللی بحران و مؤسسه خاورمیانه نشان میدهد هدف فوری واشنگتن جلوگیری از تشدید تنش و تضمین جریان آزاد انرژی است، اما در سوی مقابل، ایران تلاش میکند این فرصت را به سکویی برای تثبیت جایگاه ژئوپلیتیکی خود در خلیج فارس تبدیل کند. اگر این روند به توافقی پایدار منجر شود، تهران میتواند برای نخستین بار پس از جنگ، بخشی از معادلات امنیتی مهمترین آبراه انرژی جهان را در قالب یک سازوکار رسمی و دوجانبه با عمان سامان دهد.
در چنین شرایطی _ حتی اگر اختلافات بنیادین ایران و آمریکا بر سر موضوعاتی مانند تحریمها، پرونده هستهای یا حضور منطقهای همچنان پابرجا بماند _ تنگه هرمز میتواند به نمونهای از پذیرش واقعیتهای جدید ژئوپلیتیکی تبدیل شود؛ واقعیتی که براساس آن امنیت خلیج فارس نه از مسیر فشار و حذف ایران بلکه با در نظر گرفتن نقش و جایگاه جمهوری اسلامی قابل مدیریت است. اگر این سناریو محقق شود، دستاورد اصلی تهران صرفا یک توافق دریایی نخواهد بود بلکه تثبیت این اصل خواهد بود که در معادلات راهبردی منطقه، هیچ نظم پایداری بدون مشارکت ایران شکل نخواهد گرفت.
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد