طرحی که با عنوان FIFA Forward Enterprises مطرح شده بود، قرار بود امکان واگذاری بخشی از منافع و درآمدهای تجاری جام جهانی به سرمایهگذاران را فراهم کند؛ پروژهای که بر اساس گزارشها بیش از یک سال در سکوت و پشت درهای بسته روی آن کار شده بود، اما نه تنها با استقبال روبهرو نشد، بلکه تقریبا تمام ارکان اصلی فوتبال جهان را علیه فیفا متحد کرد.
یوفا با صراحت هشدار داد که در صورت اجرایی شدن این طرح، اعضای این کنفدراسیون ممکن است مسابقات فیفا را تحریم کنند. کونکاکاف نیز مخالفت خود را اعلام کرد و کنفدراسیون فوتبال آسیا هم این پیشنهاد را محکوم کرد. استعفای کارلوس کوردیرو، مشاور ارشد اینفانتینو نیز نشان داد دامنه نارضایتی فقط به بیرون از ساختمان فیفا محدود نیست و اختلافها به قلب مدیریت این سازمان رسیده است.
فیفا ابتدا تلاش کرد مقاومتها را نادیده بگیرد پس اعلام کرد طرح همچنان به رای گذاشته خواهد شد، اما کمتر از یک شبانهروز بعد عقبنشینی کرد؛ عقبنشینیای که بیش از هر چیز نشان داد اینفانتینو برخلاف دفعات گذشته نتوانسته حمایت سیاسی لازم را برای پیشبرد یکی از جاهطلبانهترین پروژههای دوران مدیریتش به دست آورد.
اما آنچه این شکست را به بحرانی بزرگتر تبدیل کرد، صرفا مخالفت با اصل طرح نبود، بلکه شیوه مدیریت آن بود. منتقدان معتقدند مسئله اصلی، تصمیمگیری پشت درهای بسته و بیاعتنایی به ساختارهای رسمی فیفاست؛ رفتاری که به باور بسیاری طی سالهای اخیر به ویژگی ثابت ریاست اینفانتینو تبدیل شده است.
برند نویندورف، رئیس فدراسیون فوتبال آلمان و عضو شورای فیفا، یکی از صریحترین منتقدان این روند بود. او اعلام کرد نخستین بار از طریق رسانهها از وجود چنین پروژهای مطلع شده است؛ موضوعی که برای عضوی از عالیترین نهاد اجرایی فوتبال جهان، بیش از آنکه عجیب باشد، نشانهای از کنار گذاشته شدن سازوکارهای تصمیمگیری در فیفاست.
به گفته او، پروژهای با این ابعاد نمیتوانسته بدون ماهها بررسی و برنامهریزی شکل گرفته باشد، اما با وجود این، هرگز در شورای فیفا مطرح نشده است. همین اظهارات کافی بود تا این پرسش جدی مطرح شود که اگر اعضای عالیترین نهاد اجرایی فیفا از چنین طرحی بیاطلاع بودهاند، تصمیمها دقیقا در کجا و توسط چه کسانی گرفته شده است؟
فیفا در پاسخ به موج انتقادها مدعی شد که «روند مشورت با ذینفعان به دلیل گزارشهای نادرست رسانهها مختل شده است.» با این حال، این توضیح نه فقط از شدت انتقادها نکاست، بلکه بر ابهامها هم افزود. بسیاری از مدیران فوتبال جهان معتقدند اگر واقعا فرآیند مشورتی وجود داشت، رؤسای فدراسیونها و اعضای شورای فیفا نباید از طریق رسانهها از چنین پروژهای باخبر میشدند.
این ماجرا بار دیگر نگاهها را به سبک مدیریتی اینفانتینو معطوف کرده است؛ مدیری که در سالهای اخیر بارها به تصمیمگیریهای یکجانبه متهم شده است. از تغییرات بحثبرانگیز در ساختار و برگزاری جام جهانی گرفته تا افزایش تعداد تیمهای حاضر در مسابقات، اجرای نمایش طولانی بین دو نیمه فینال، تغییر برخی رویههای اجرایی بدون هماهنگی با نهادهای قانونگذار فوتبال و حتی تصمیمهای سیاسی خارج از زمین مسابقه، همگی باعث شدهاند منتقدان او را مدیری بدانند که بیش از اندازه به اختیارات شخصی خود تکیه کرده است.
بسیاری از تحلیلگران، شکست اخیر را نقطهای تعیینکننده در دوران ریاست او میدانند؛ لحظهای که دیگر حتی نزدیکترین متحدانش نیز حاضر نشدند از تصمیمی دفاع کنند که بدون اجماع و شفافیت طراحی شده بود. برخی رسانههای بینالمللی این اتفاق را با افسانه یونانی «ایکاروس» مقایسه کردهاند؛ شخصیتی که از سر غرور بیش از حد به خورشید نزدیک شد و سقوط کرد. این تشبیه، از نگاه منتقدان، بهخوبی وضعیت امروز اینفانتینو را توصیف میکند؛ مدیری که سالها مرز اختیارات خود را گسترش داد، اما این بار با مقاومتی روبهرو شد که دیگر نتوانست آن را نادیده بگیرد.
عقبنشینی سریع فیفا نشان داد که اقتدار اینفانتینو، برخلاف تصویری که در سالهای اخیر از خود ساخته بود، مطلق نیست. اکنون بسیاری معتقدند این بحران میتواند آغاز دورهای باشد که در آن شیوه حکمرانی فیفا و حدود اختیارات رئیس این نهاد بیش از هر زمان دیگری زیر ذرهبین قرار گیرد؛ زیرا اگر این تجربه درسی برای ساختار فوتبال جهان نداشته باشد، احتمال تکرار چنین تصمیمهایی در آینده همچنان وجود خواهد داشت.
در گفتوگو با کارگردان «افسانه سپهر» مطرح شد: