این اجتماع عظیم، فراتر از ظاهر، حامل پیام قیام، ایثار، همدلی و حرکت بهسوی جامعه مهدوی است و ظرفیت تمدنسازی شیعه را در مقیاس جهانی به نمایش میگذارد. به همین مناسبت با استاد برجسته حجتالاسلاموالمسلمین دکتر سید سجاد ایزدهی گفتوگو کردیم.
چرا در روایت «علامات المؤمن خمس» از «علامت» سخن گفته و نه ویژگی؟ تفاوت «نشانه» با «ویژگی» چیست؟
ویژگی میتواند یک باور یا رفتار درونی باشد، اما نشانه، آشکار و قابل مشاهده است که در نگاه نخست، انسان را به یک هویت یا گرایش رهنمون میکند. در این روایت، مقصود، نشانههای ظاهری است که هویت مؤمن را در جامعه آشکار میسازد؛ هرچند ممکن است در مواردی این نشانهها با واقعیت درونی منطبق نباشد.
منظور از «مؤمن» در این روایت؟
مؤمن در این روایت، همان اصطلاح آن در ادبیات روایی شیعه است؛ یعنی شیعه اهلبیت(ع). در بسیاری از متون روایی، هنگامی که از مؤمن یاد میشود، مقصود پیروان مکتب اهلبیت(ع) هستند. از اینرو، روایت در پی بیان نشانههایی است که در فضای اجتماعی آن روزگار، شیعیان را از دیگر مسلمانان متمایز میکرد و هویت مذهبی آنان را آشکار میساخت.
این نشانههای ظاهری چه کارکردی داشت؟
نشانههایی مانند انگشتر به دست راست کردن، اهتمام به نمازهای نافله، آثار عبادت بر پیشانی و بلند گفتن «بسمالله» در نماز، جلوههای آشکار هویت شیعی بهشمار میرفتند. همانگونه که اذان، نشانه هویت مسلمانان است، در سرزمینهای شیعهنشین، شهادتدادن به ولایت، بیانگر هویت مذهبی مردم است. این نشانهها در جامعه آنروز، شیعیان را معرفی میکردند و فضای اعتقادی آنان را نشان میدادند؛ فارغ از بحثهای فقهی مربوط به هریک از این موارد.
با توجه به همردیفبودن «زیارت اربعین» با دیگر نشانههای روایت، به نظر میرسد مقصود تنها خواندن متن زیارت اربعین در روز بیستم صفر نیست.
برداشت من این است که همانند دیگر فرازهای روایت، مراد جلوهای آشکار و اجتماعی از رفتار شیعیان است؛ نشانهای که هویت آنان را در جامعه (اسلامی و حتی جهانی) نمایان میسازد. اگر خواندن یک دعا ملاک بود، از زیارت عاشورا یا تلاوت قرآن نیز میشد نام برد، اما روایت، زیارت اربعین را در کنار سایر نشانههای ظاهری قرار داده و همین قرینه، در فهم مقصود آن راهگشاست.
اربعین را میتوان نماد هویت جامعه شیعه دانست اما چرا؟
برای فهم این مسأله، ابتدا باید به فلسفه نمادها در دین توجه کرد. همانگونه که حج، نماد عملی اسلام است، اربعین نیز نماد عملی هویت شیعی بهشمار میآید. حج، نمایش وحدت مسلمانان به گرد محور توحید است. اعمالی مانند طواف، سعی، احرام و قربانی، هریک معنایی فراتر از ظاهر خود دارند و هویت دینی مسلمانان را به نمایش میگذارند. اربعین نیز باید در همین چارچوب فهم شود؛ یعنی نمادی که حقیقت عمیق اعتقادی و اجتماعی را در قالب یک رفتار جمعی آشکار میکند.
تفاوت حج و اربعین در بازنمایی این هویت؟
حج، نماد هویت مشترک همه مسلمانان است و قرار نیست در آن شیعه و سنی از یکدیگر متمایز شوند؛ بلکه فلسفه آن، نمایش وحدت امت اسلامی است. اما اگر بخواهیم نماد مشترک و فراگیر هویت شیعی را جستوجو کنیم، اربعین جایگاهی ممتاز دارد. بسیاری از شعائر، مانند زیارت یا توسل، میان دیگر مذاهب اسلامی نیز پذیرفته شدهاند، اما راهپیمایی اربعین، آیینی است که همه شیعیان، فارغ از زبان، ملیت و کشور، حول آن به یک رفتار واحد و هماهنگ دست میزنند و هویت جمعی خود را آشکار میسازند.
آنچه که اربعین را نماد وحدت شیعیان کرده؟
در اربعین، شیعیان از سراسر جهان با وجود تفاوتهای قومی، زبانی و ملی، در یک زمان، یک مسیر و یک مقصد گرد هم میآیند. در این اجتماع، هویتهای محلی رنگ میبازند و هویت واحد شیعی آشکار میشود. همانگونه که در حج، محور وحدت مسلمانان کعبه است، در اربعین نیز محور اجتماع، امامحسین(ع) محسوب میشود. از اینرو، اربعین تنها یک زیارت نیست؛ بلکه نماد وحدت، همبستگی و قدرت اجتماعی شیعه در مقیاسی جهانی است.
و دال مرکزی هویت اربعین چیست؟
اگر دال مرکزی حج را توحید و کعبه بدانیم، دال مرکزی اربعین، امامحسین(ع) است. در حج، حرکت گرداگرد خانه خدا، نماد بندگی و توحید محسوب میشود؛ اما در اربعین، حرکت از مبدأ به مقصد، نماد قیام، پویایی و حرکت بهسوی آرمانهای حسینی است. مقصد این مسیر، شخص امامحسین(ع) با همه ابعاد شخصیتی اوست؛ از ظلمستیزی و عدالتخواهی گرفته تا عبودیت، اخلاق، عرفان و مسئولیت اجتماعی. از همین رو، هویت شیعه با نام و راه امامحسین(ع) پیوندی ناگسستنی یافته است.
آن پیام هویتی که راهپیمایی اربعین در خود دارد؟
پیادهروی اربعین، تنها یک حرکت جسمانی نیست، بلکه نمادی از بازگشت به ارزشهای حسینی و حرکت در مسیر آرمانهای اهلبیت(ع) است. سختی راه، خستگی، خدمترسانی، همدلی و مشارکت عمومی، پوسته این مناسک بهشمار میآید؛ اما حقیقت آن، تربیت انسان و جامعه براساس فرهنگ ایثار، مسئولیتپذیری و حرکت بهسوی جامعه مطلوب است. این مسیر، انسان را به «حسینیشدن» فرامیخواند و افق نهایی آن، جامعه مهدوی است؛ از اینرو، اربعین پیوندی میان فرهنگ عاشورا و آرمان مهدویت برقرار میکند.
ویژگی منحصربهفردی که اربعین از منظر اجتماعی دارد؟
اربعین بزرگترین اجتماع مردمی جهان است که با مشارکت داوطلبانه میلیونها انسان و بدون اتکای اصلی به یک سازمان متمرکز اداره میشود. این سرمایه عظیم اجتماعی، بر پایه ایمان، خدمت، تکافل و همدلی شکل گرفته است. میلیونها زائر با کمترین امکانات شخصی در این مسیر حضور مییابند و شبکه گسترده خدمترسانی مردمی، این اجتماع را مدیریت میکند. از اینرو، اربعین تنها یک آیین عبادی نیست؛ بلکه جلوهای کمنظیر از هویت، سرمایه اجتماعی، فرهنگ مشارکت و تمدنسازی شیعه بهشمار میآید.
پیادهروی اربعین آیا شرط تحقق آثار معنوی آن است؟
پیادهروی، هرچند در سیره اهلبیت(ع) جایگاه ویژهای دارد و سختی راه، شوق رسیدن به محبوب را عینیت میبخشد، اما جزو مقومات زیارت نیست؛ بلکه عاملی برای تعمیق آثار آن است. همانگونه که همه را به نماز دعوت میکنیم، هرچند همه در آغاز به همه فیضها، اسرار و معارف آن دست نمییابند، در اربعین نیز اصل حضور و ارتباط با این شعیره ارزشمند است. معرفت، مرتبه مطلوب است، اما بهرهمندی از این مسیر، فقط منحصر به کسانی نیست که به عالیترین مراتب معرفت رسیدهاند.
انجام ظواهر دینی آیا بدون دستیابی به باطن، ارزشمند است؟
ظواهر دینی، صرفا پوستهای بیاثر نیستند. خود انجام عبادت، آثار تربیتی و اجتماعی مهمی دارد. نماز، حتی اگر انسان هنوز به همه اسرار آن نرسیده باشد، او را پیوسته به یاد خدا میاندازد، زمینه توبه و خودسازی را فراهم میکند و در نگاه جامعه نیز هویت دینی او را آشکار میسازد. همانگونه که نمادهای دینی در دیگر ادیان بیانگر هویت پیروان آنهاست، نماز نیز هویت مسلمان را نشان میدهد. البته مقصد نهایی، عبور از ظاهر و رسیدن به حقیقت عبادت است، اما این مسیر از همین ظواهر آغاز میشود.
رابطه ظاهر و باطن در تربیت دینی؟
ظاهر و باطن در برابر یکدیگر نیستند، بلکه ظاهر، راه رسیدن به باطن است. همانگونه که بسیاری از پوستهها خود نیز دارای منفعت هستند، اعمال عبادی نیز افزون بر آثار ظاهری، انسان را بهتدریج برای درک حقیقت آماده میکنند. تربیت، حاصل تکرار رفتارهای درست است؛ انسان با استمرار در عمل، بهتدریج به حقیقت آن نزدیک میشود. از اینرو، نباید انتظار داشت همه از آغاز به عالیترین مراتب معرفت برسند، اما باید مسیر را پیمود تا از پوسته به مغز و از صورت به حقیقت راهی پیدا کرد.
اربعین، فیض عام است. به قول حافظ، اما آیا همه شرکتکنندگان از آن بهرهمند میشوند؟
طبیعی است که بهره افراد یکسان نباشد. همه کسانی که نام امامحسین(ع) را بر زبان میآورند، به یک اندازه حسینی نشدهاند و ممکن است همچنان گرفتار کاستیهای اخلاقی باشند؛ اما همین ارتباط، انسان را به امام نزدیکتر میکند. همانگونه که همنشینی با گل، عطر گل را به همراه دارد، همراهی با نماز، امامحسین(ع) و اربعین نیز انسان را، هرچند به اندازه ظرفیت خود، از عطر این معارف بهرهمند میسازد. خداوند نیز با هرکس متناسب با معرفت، اخلاص و ارادت او معامله میکند.
چرا اربعین ظرفیت تمدنسازی دارد؟
اربعین پدیدهای تصادفی نیست، بلکه بر منطقی فطری و عقلانی استوار است. همانگونه که اسلام از جمعی اندک آغاز و بهدلیل ظرفیت ذاتی خود جهانی شد، اربعین نیز چنین قابلیتی دارد. این اجتماع عظیم، بر پایه ایمان، مشارکت مردمی، خدمت، همدلی و هویتی مشترک شکل گرفته و از این رو، ظرفیت گسترش و اثرگذاری جهانی را داراست. این منطق، در صورت تبیین و فلسفهپردازی درست، ظرفیت عبور از مرزهای جغرافیا و فرهنگ را دارد و میتواند بهعنوان الگویی تمدنی در سطح جهانی مطرح شود.
و سخن پایانی؟
امیدوارم بهره اصلی این گفتوگو، تنها شنیدن سخن نبوده باشد، بلکه توفیق انس بیشتر با معارف اهلبیت(ع) و بهویژه فرهنگ اربعین نصیب همگان شود. از خداوند میخواهیم ما را در شمار خدمتگزاران و دلباختگان مکتب اهلبیت(ع) قرار دهد و چه توفیق حضور در این سفر نصیبمان شود و چه نشود، همه ما را در زمره زائران اربعین و بهرهمندان از برکات معنوی آن محسوب فرماید.