حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
سیزده قسمت از «صفا با خانواده» گذشته و حالا که هیجان روزهای اول پخش فروکش کرده، میشود با نگاهی آرامتر به این مجموعه نگاه کرد. کاری از منوچهر هادی که بابک کایدان و پدرام کریمی فیلمنامهاش را نوشتهاند و مصطفی تنابنده تهیهکنندهاش بوده، و از همان شب اول پخش، اسمش روی زبانها افتاد.
قصه از دل یک خانه ساده شروع میشود؛ صفا، مردی کاشانی که با زن و دو بچهاش پیش مادرزنش زندگی میکند، در روزهای جنگ دوازدهروزه برای پسرش دنبال یک کادوی تولد میگردد و همین جستجو او را وارد ماجرایی میکند که اصلاً انتظارش را نداشت. از همینجا، زندگی این خانواده وارد مسیری میشود که نه خودشان و نه مخاطب، نمیتوانند حدس بزنند قرار است به کجا برسد.
چیزی که زود به چشم میآید، انتخاب بازیگرهاست. احمد مهرانفر را همه با ارسطو و پایتخت میشناسند، اما نقش صفا یک جور دیگر است؛ آدمی معمولی، با لهجه کاشانی که خودش بخشی از طنز کار شده، و آنقدر باورپذیر که مخاطب با او همراه میشود. روحالله زمانی هم در نقش معین، داماد خانواده، حضوری دارد که بازیگریاش از همان فیلم «خورشید» مجیدی شناخته شده بود؛ تقابلش با صفا یکی از موتورهای اصلی خندههای سریال است.
از بین بازیگرهای دیگر، بهرنگ علوی در نقش دایی جمشید واقعاً نظر را جلب میکند؛ بازیاش نه زیادهروی دارد نه کم، و دقیقاً همان چیزی است که یک نقش کمدی خانوادگی نیاز دارد. فاطیما بهارمست هم با وجود اینکه نقشش در نگاه اول کوچک به نظر میرسد، در طول قسمتها فضای بیشتری برای خودش باز کرده. آشا محرابی که بیشتر در کارهای جدی دیده بودیمش، اینجا در یک فضای کاملاً متفاوت ظاهر شده و همین تغییر ژانر برایش جالب توجه است. نفس بازغی، لادن ژافهوند، بهنام شرفی، آرش سلامی و دو بازیگر کوچکتر، آرتین کاشانی و پندار پناهی، تکمیلکننده این جمع خانوادگیاند که هر کدام سهمی در ماجراها دارند.
نکتهای که شاید کمتر به آن توجه شده، این است که فیلمنامه توانسته بدون رفتن به سمت شوخیهای نامناسب، خنده بسازد؛ چیزی که این روزها در کمدیهای تلویزیونی و حتی نمایش خانگی کم پیدا میشود و میشود گفت یک خانواده کامل، با هر سنی، میتوانند پای آن بنشینند. در کنار این، موسیقی هم بیتأثیر نبوده و تیتراژ پایانی را هادی زینتی ساخته و علی لهراسبی خوانده است.
با همه اینها، «صفا با خانواده» با یک قصه ساده و قابلفهم، بازیهای روان و موقعیتهای خندهداری که از دل زندگی روزمره بیرون آمده، توانسته جای خودش را در میان سریالهای این فصل پیدا کند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....