در روزهای جنگ حجم اخبار داخلی و خارجی بهشدت افزایش یافت. شبکههای بینالمللی، رسانههای منطقهای و فضای مجازی شبانهروزی مشغول تولید روایت و تحلیل بودند.
صداوسیما در پاسخ به این شرایط، پوشش خبری لحظه به لحظه، ارتباط مستمر با خبرنگاران میدانی، دعوت از کارشناسان و افزایش باکسهای تحلیلی را در دستور کار قرار داد. جدول پخش شبکههای مختلف نیز بازطراحی شد. بسیاری از برنامههای نمایشی یا تفریحی جای خود را به ویژهبرنامههای تحلیلی، میزگردهای تخصصی و خبرهای بروز دادند.
شبکه خبر به محور اصلی اطلاعرسانی تبدیل شد و سایر شبکهها نیز متناسب با شرایط و توجه به مخاطب خود، برنامههای ویژه تهیه کردند. در این میان توجه به سند تحول رسانه ملی سبب شد با وجود سرعت در برنامهسازی، به تنوع و سلیقهها و خواستههای متنوع مخاطبان توجه شود تا رسانه ملی از جنگ روایتها جا نماند. در ادامه نگاهی اجمالی داریم به تلاشهای رسانه ملی در روزهای جنگ تحمیلی سوم که براساس سند تحول رسانه ملی (در افق ۱۴۰۵) تولید و پخش شدند.
سند تحول رسانه ملی در همین روزها برای بسیاری از برنامهریزان و برنامهسازان سیما راهگشا بود. تاکید بر چابکی سازمان، مرجعیت خبری، مدیریت بحران، سرعت در تولید محتوا و حضور فعال در زیستبوم چندرسانهای بیش از پیش مدنظر قرار گرفت.
سند تحول، رسانه ملی را موظف میداند در موقعیتهای خاص، ساختارهای خود را بهسمت تولید سریع، دقیق و چندسکویی سوق دهد. همین رویکرد در روزهای بحران بهوضوح دیده شد؛ بخشهای خبری و تولیدی با ساختاری متمرکزتر و چابکتر فعالیت کردند و تلاش شد جریان اطلاعرسانی رسمی با کمترین وقفه ادامه یابد.
یکی از کارکردهای مهم صداوسیما در این دوره، مدیریت روانی جامعه بود. در فضای جنگی شایعات با سرعت انتشار مییابند و میتوانند اضطراب عمومی ایجاد کنند.
رسانه ملی کوشید با اعلام رسمی اخبار، تکذیب شایعات و دعوت به آرامش، از شکلگیری فضای نااطمینانی جلوگیری کند. این رویکرد با تاکید سند تحول بر سواد رسانهای نیز هماهنگ است. سند تحول بر این اصل تاکید دارد رسانه ملی باید برای مواجهه مردم با حجم بالای اطلاعات و شایعات، نقش تثبیتکننده داشته باشد و الگوی مصرف رسانهای آگاهانه را تقویت کند.
از نظر تولید محتوا نیز شرایط جنگی فشرده و متفاوت بود. تیمهای خبری باید در کوتاهترین زمان اطلاعات را گردآوری، راستیآزمایی و منتشر میکردند. مراحل تولید از تصویریابی تا تدوین با سرعت بالا انجام میشد و همزمان باید از انتشار اطلاعات نادقیق یا متناقض جلوگیری میشد. این روند با رویکرد تحول دیجیتال و افزایش سرعت خطوط تولید محتوا که در سند تحول بر آن تاکید شده همخوان شد. درواقع شرایط بحران باعث شد بخشی از اهداف تحولی مانند افزایش چابکی، استفاده هوشمندانه از آرشیو، تولید همزمان چندقسمتی و بهرهگیری از پلتفرمهای دیجیتال در عمل تقویت شود.
در این روزها نقش فضای مجازی نیز بسیار مهم بود. بسیاری از مخاطبان ابتدا اطلاعات را از شبکههای اجتماعی دریافت و سپس برای تایید یا تکمیل خبر به رسانه ملی مراجعه میکردند. همین تغییر الگوی مصرف خبر، صداوسیما را متوجه ساخت که باید همزمان با پخش تلویزیونی، در فضای مجازی نیز حضور جدیتری داشته باشد. این نکته با یکی از محورهای کلیدی سند تحول یعنی ضرورت چندسکویی شدن رسانه ملی همراستا بود. رسانه در روزهای جنگ برای رقابت با سرعت انتشار در فضای مجازی ناگزیر شد محتوای سریع، کوتاه، قابل بازنشر و دقیق تولید کند.
مرور برنامه برمبنای سند تحول ملی
برنامه «به وقت ایران» را میتوان یکی از نمونههای اجرایی رویکردهای جدید رسانه ملی دانست که در چارچوب سند تحول صداوسیما معنا و جایگاه مشخصی پیدا میکند. این برنامه با محوریت گفتوگو، تحلیل و تبیین مسائل روز کشور بهگونهای طراحی شده که هم به وظیفه روایتسازی در رسانه ملی عمل میکند و هم اصول مطرح شده در سند تحول، مانند مشارکت مخاطب، جریانسازی رسانهای، چابکی در تولید و تقویت مرجعیت خبری را بهصورت عملی به نمایش میگذارد.
نوع روایت برنامه که بر گفتوگوی مستقیم، تبیین واقعیتها و پرهیز از شعارگرایی استوار است با محور «روایت ملی» در سند تحول همسوست. روایت ملی بهمعنای ارائه تصویر منسجم، عقلانی و امیدوارکننده از جامعه ایرانی است. «به وقت ایران» این تصویر را از طریق برخورد تحلیلی با مسائل داخلی و بینالمللی و دعوت از کارشناسان متنوع بازآفرینی میکند. در بعد رسانهای دیجیتال نیز، سازوکار انتشار بخشهایی از برنامه در شبکههای اجتماعی و بازنشر محتوای آن در پلتفرمهای مختلف نمونهای از اجرای اصل «چندسکوییشدن رسانه ملی» است. بدین ترتیب، برنامه محدود به پخش تلویزیونی نیست و مخاطب در فضای مجازی هم با آن تعامل دارد. این همان تحول ساختاری است که سند تحول برای آینده رسانه ملی مدنظر دارد.
برنامه تلویزیونی «پاورقی» را میتوان یکی دیگر از برنامههایی دانست که در چارچوب سیاستها و رویکردهای مطرح شده در سند تحول رسانه ملی تحلیل میشود. این برنامه با بهرهگیری از قالب طنز سیاسی و اجتماعی تلاش میکند مسائل و موضوعات روز جامعه را با زبانی ساده، جذاب و قابل فهم برای عموم مخاطبان مطرح کند. استفاده از طنز بهعنوان یک ابزار رسانهای، امکان طرح نقدهای اجتماعی و فرهنگی را فراهم میکند و در عین حال به افزایش جذابیت و اثرگذاری محتوا کمک میکند؛ رویکردی که با سیاستهای سند تحول در زمینه مخاطبمحوری و تولید محتوای اثرگذار همخوانی دارد. یکی از محورهای مهم سند تحول رسانه ملی، روایتگری فعال و تبیین مسائل روز جامعه است. پاورقی با پرداختن به سوژههای جاری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و بازتاب آنها در قالب طنز تلاش میکند روایت رسانهای مشخصی از رویدادها ارائه دهد و مخاطب را نسبت به موضوعات مختلف آگاه و درگیر کند. این شیوه بیان، بهویژه برای جذب مخاطبان جوانتر میتواند کارکردی مؤثر در انتقال پیامها و شکلدهی به گفتمان عمومی داشته باشد.
تولید مستند برمبنای سند
یکی از محورهای اصلی سند تحول رسانه ملی، تولید محتوای عمیق، مسألهمحور و مبتنی بر واقعیتهای جامعه است. مستند «معرکه» با تمرکز بر سوژههای واقعی و طرح مسائل اجتماعی و فرهنگی تلاش میکند تصویری نزدیک به واقعیت از جامعه ارائه دهد و مخاطب را درگیر موضوعات مهم و تأثیرگذار کند. این رویکرد، علاوه بر افزایش آگاهی عمومی، موجب تقویت کارکرد روشنگرانه رسانه میشود؛ کارکردی که در سند تحول بهعنوان یکی از وظایف مهم رسانه ملی مورد تاکید قرار گرفته است.
از سوی دیگر سند تحول بر جذابیت، خلاقیت و نوآوری در قالبهای برنامهسازی تاکید دارد. در همین مسیر مستند معرکه با استفاده از روایت داستانی، تصاویر واقعی مرتبط با موضوع و ترکیب عناصر تصویری و روایی سعی میکند مستند را از قالبهای صرفا گزارشی فاصله دهد و آن را به اثری جذاب و قابل پیگیری برای مخاطب تبدیل کند. چنین رویکردی به افزایش مخاطبپذیری برنامههای مستند کمک میکند و در عین حال پیامهای فرهنگی و اجتماعی مورد نظر رسانه را به شکلی مؤثرتر منتقل میسازد. همچنین در سند تحول رسانه ملی بر تقویت هویت فرهنگی و پرداختن به مسائل بومی و ملی تاکید شده است. مستند معرکه با توجه به موضوعات مرتبط با جامعه ایرانی و بررسی ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی یا تاریخی آنها بهنوعی درراستای این هدف حرکت میکند. پرداختن به این موضوعات میتواند به افزایش حس هویت و آگاهی فرهنگی در میان مخاطبان کمک کند و نقش رسانه را در حفظ و بازنمایی ارزشهای اجتماعی تقویت کند.
آثار نمایشی در مسیر تحول
نقش سند تحول رسانه ملی در تحلیل سریالهایی که در این مدت روی آنتن رفته قابل توجه است چراکه این سند بهعنوان نقشه راه کلان صداوسیما، بر تولید آثاری تاکید دارد که علاوه بر جذابیت نمایشی، دارای کارکرد هویتی، فرهنگی، اجتماعی و تمدنی باشند. اگر مجموعههایی همچون «کلانتری یازده» را در این چارچوب بررسی کنیم، میتوان گفت این سریال هم مسیر برخی اهداف سند تحول از جمله مسألهمحوری، ترویج سبک زندگی سالم، تقویت نظم اجتماعی و ارتقای آگاهی عمومی حرکت میکند. سند تحول رسانه ملی بر آن است که تولیدات رسانهای باید با نیازها و مسائل واقعی جامعه پیوند داشته باشند و صرفا به بازنمایی سطحی یا سرگرمی بیهدف اکتفا نکنند. کلانتری یازده نیز با پرداختن به مسائل ملموس مردم و نشان دادن پیامدهای رفتارهای نادرست یا قانونگرایانه، در همین مسیر قرار میگیرد و میکوشد از دل روایتهای داستانی، نوعی آموزش غیرمستقیم اجتماعی ارائه دهد. سند تحول رسانه ملی همچنین بر تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش اعتماد عمومی تاکید دارد. در این راستا، سریال کلانتری یازده با نمایش تعامل سازنده پلیس با مردم در این مسیر حرکت کرد.
سریال «سرو، سپید، سرخ» نیز بهعنوان یک اثر نمایشی با محوریت هویت ملی، ایثار و ارزشهای فرهنگی، قابلیت تحلیل در چارچوب اهداف و رویکردهای سند تحول رسانه ملی را دارد. این سند که با هدف ارتقای کارآمدی، اثرگذاری و مرجعیت فرهنگی رسانه ملی تدوین شده است، بر تولید آثاری تاکید میکند که بتوانند ضمن جذابیت نمایشی، به تبیین مفاهیم هویتی، تاریخی و اجتماعی جامعه ایرانی بپردازند. «سرو، سپید، سرخ» را میتوان نمونهای از تلاش رسانه ملی برای تحقق عملی سیاستهای تحولی در قالب سریالهای داستانی دانست. یکی از محورهای مهم سند تحول رسانه ملی، تقویت هویت ایرانی_اسلامی و بازنمایی درست مفاهیم ملی و انقلابی است. سریال «سرو، سپید، سرخ» با تمرکز بر مفاهیمی، چون فداکاری، مقاومت، وفاداری به ارزشها و پیوند میان گذشته و حال، در مسیر همین هدف حرکت میکند.
سند تحول رسانه ملی همچنین بر روایت امیدآفرین و تقویت سرمایه اجتماعی تاکید دارد. در این سریال، شخصیتها با وجود مواجهه با چالشها و بحرانها، مسیر ایستادگی، همبستگی و مسئولیتپذیری را برمیگزینند؛ رویکردی که میتواند به افزایش روحیه امید و اعتماد در جامعه کمک کند. نمایش این نوع کنشهای فردی و جمعی، نقش رسانه ملی را در الگوسازی فرهنگی و ترویج سبک زندگی مبتنی بر ارزشهای اخلاقی برجسته میسازد.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)