حمایت از ۷۰۸ کارگر آسیب دیده از جنگ رمضان
مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان بوشهر اعلام کرد

حمایت از ۷۰۸ کارگر آسیب دیده از جنگ رمضان

ترامپ با رویافروشی در خصوص نزدیک بودن توافق، تلاش دارد بر بازار انرژی و شکست در جنگ با ایران سرپوش بگذارد

پایان جنگ یا آغاز فریب؟

در حالی که روند مذاکرات میان ایران و آمریکا همچنان در جریان است، دونالد ترامپ با انتشار پیامی مفصل در شبکه اجتماعی تروث سوشال، از توافقی سخن گفت که گویا بسیاری از مهم‌ترین اختلافات میان دو طرف را حل کرده است.
در حالی که روند مذاکرات میان ایران و آمریکا همچنان در جریان است، دونالد ترامپ با انتشار پیامی مفصل در شبکه اجتماعی تروث سوشال، از توافقی سخن گفت که گویا بسیاری از مهم‌ترین اختلافات میان دو طرف را حل کرده است.
کد خبر: ۱۵۵۴۰۵۹
نویسنده مهدی سیف‌تبریزی-گروه سیاسی
 
رئیس‌جمهور آمریکا در این پیام نه تنها از تعهد ایران درباره موضوع هسته‌ای سخن گفت، بلکه درباره وضعیت تنگه هرمز، مواد غنی‌شده، محاصره دریایی، آینده کشتیرانی در خلیج‌فارس و حتی برخی ترتیبات اجرایی پس از توافق نیز اظهار نظر کرد. 
اما فاصله میان آنچه ترامپ اعلام کرد و آنچه از سوی تهران بیان شد، آن‌قدر زیاد بود که ساعاتی بعد مقام‌های ایرانی به‌طور کلی این روایت را رد کردند. سخنگوی وزارت امور خارجه نیز تاکید کرد که اساسا هنوز متن نهایی ایران به آمریکا ارائه نشده است. 
همین شکاف آشکار میان واقعیت مذاکرات و روایت رئیس‌جمهور آمریکا، پرسش مهمی را مطرح می‌کند: اگر چنین توافقی هنوز وجود ندارد، ترامپ چرا تصمیم گرفت آن را پیشاپیش اعلام کند؟
شاید پاسخ این سؤال بیش از آن‌که در متن مذاکرات نهفته باشد، در محاسبات سیاسی، امنیتی و تبلیغاتی واشنگتن قابل جست‌وجو باشد. 
   
تلاش برای ساختن واقعیت پیش از شکل‌گیری واقعیت
در عرف دیپلماتیک، ابتدا توافق شکل می‌گیرد و سپس طرفین درباره آن اطلاع‌رسانی می‌کنند اما ترامپ بار دیگر همان روشی را در پیش گرفته که در سال‌های گذشته بارها از آن استفاده کرده است‌؛ یعنی تلاش برای ساختن یک واقعیت رسانه‌ای پیش از آن‌که واقعیت‌های میدانی، سیاسی و حقوقی شکل بگیرد. 
آنچه رئیس‌جمهور آمریکا منتشر کرد، بیش از آن‌که شبیه متن یک توافق باشد، به فهرستی از خواسته‌ها و آرزوهای واشنگتن شباهت داشت. از توقف فعالیت‌های هسته‌ای مورد ادعای آمریکا گرفته تا باز شدن بدون قید و شرط تنگه هرمز، جمع‌آوری مین‌های دریایی، تعیین تکلیف مواد غنی‌شده و حتی نحوه اجرای برخی ترتیبات پس از توافق. 
در واقع ترامپ تلاش می‌کند تصویری از «توافق مطلوب آمریکا» را به افکار عمومی عرضه کند و سپس فضای مذاکرات را به سمت پذیرش همان تصویر سوق دهد. 
این تاکتیک نوعی «تحمیل واقعیت ادراکی» محسوب می‌شود‌؛ یعنی ایجاد این تصور که نتیجه مذاکرات از قبل مشخص شده و تنها چیزی که باقی مانده، پذیرش رسمی آن از سوی طرف مقابل است. 
مهم‌ترین ضعف روایت ترامپ این است که بر پایه توافقی بنا شده که هنوز وجود خارجی ندارد. طبق مواضع رسمی تهران، هیچ‌یک از بندهای مورد ادعای رئیس‌جمهور آمریکا نهایی نشده‌اند. 
   
هرمز‌؛ نگرانی پنهان پشت ادعاهای آشکار
در میان تمام بخش‌های پیام ترامپ، شاید هیچ موضوعی به اندازه تنگه هرمز اهمیت نداشته باشد. اصرار رئیس‌جمهور آمریکا بر باز شدن «فوری»، «نامحدود» و «بدون عوارض» این گذرگاه راهبردی، بیش از هر چیز نشان‌دهنده نگرانی واشنگتن از جایگاه هرمز در معادلات جدید منطقه‌ای است. 
اگر آمریکا واقعا توانسته بود به اهداف مورد نظر خود دست پیدا کند، اصولا نیازی به چنین تاکید مکرری وجود نداشت. قدرت‌های بزرگ معمولا درباره اموری که در اختیار دارند، با این حجم از اصرار سخن نمی‌گویند. 
   
عملیات روانی برای بازار نفت
زمان انتشار پیام ترامپ نیز حامل پیام‌های خاص خود است. رئیس‌جمهور آمریکا بارها نشان داده که اهمیت فوق‌‌العاده‌ای برای واکنش بازارهای مالی و انرژی قائل است. در چنین شرایطی، انتشار خبرهایی درباره کاهش تنش، توافق احتمالی و باز شدن مسیرهای کشتیرانی درست در آستانه آغاز هفته جدید معاملاتی، نمی‌تواند صرفا یک تصادف باشد. 
بازار نفت بیش از آن‌که به واقعیت‌های میدانی واکنش نشان دهد، به انتظارات واکنش نشان می‌دهد. 
   
ترامپ در حال آزمودن خطوط قرمز ایران 
یکی دیگر از ابعاد کمتر دیده شده این ماجرا، تلاش آمریکا برای سنجش واکنش ایران است. در پیام ترامپ تقریبا تمام موضوعات حساس به‌صورت همزمان مطرح شده‌اند‌؛ از پرونده هسته‌ای گرفته تا وضعیت تنگه هرمز، مواد غنی‌شده، تحریم‌ها و ترتیبات امنیتی. 
این موضوع نشان می‌دهد که واشنگتن صرفا در حال ارسال پیام نیست‌؛ بلکه در حال جمع‌آوری اطلاعات نیز هست. 
واکنش تهران به هر یک از این بندها می‌تواند برای تصمیم‌گیران آمریکایی ارزش اطلاعاتی داشته باشد. 
در متن پست ترامپ نکته مهم دیگری وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. رئیس‌جمهور آمریکا درباره نحوه برخورد با مواد غنی‌شده ایران سخن گفته اما هیچ اشاره‌ای به انتقال این مواد به خاک آمریکا یا کشور ثالث نکرده است. این در حالی است که طی ماه‌های گذشته یکی از مهم‌ترین خواسته‌های واشنگتن، خروج ذخایر غنی‌شده از ایران بود. همین سکوت می‌تواند نشانه‌ای از تعدیل و یا تغییر برخی خواسته‌های حداکثری آمریکا باشد. 
   
سناریوی نگران‌کننده‌تر‌؛ دیپلماسی فریب؟
در میان تمامی تحلیل‌هایی که درباره پست جنجالی ترامپ مطرح شده، یک سناریوی دیگر نیز وجود دارد که نمی‌توان به سادگی از کنار آن عبور کرد‌؛ این احتمال که پیام رئیس‌جمهور آمریکا نه مقدمه صلح، بلکه بخشی از یک عملیات فریب برای ورود به مرحله‌ای جدید از فشارهای نظامی و امنیتی علیه ایران باشد. 
دلیل طرح چنین احتمالی به سابقه رفتار واشنگتن بازمی‌گردد؛ تجربه این موضوع که در یک سال گذشته تهران دو بار در شرایطی که کانال‌های دیپلماتیک فعال بوده‌اند، با اقداماتی مواجه شده که مصداق آشکار خیانت به روند مذاکره و دیپلماسی بوده است. 
در چنین چارچوبی، نباید پست ترامپ را صرفا یک پیام رسانه‌ای تلقی کرد. اعلام یکجانبه توافقی که هنوز وجود خارجی ندارد، می‌تواند تلاشی برای القای این تصور باشد که بحران رو به پایان است، سطح تهدید کاهش یافته و دوران تقابل نظامی به پایان خود نزدیک می‌شود. ایجاد چنین فضایی به‌طور طبیعی می‌تواند بر محاسبات سیاسی و امنیتی طرف مقابل اثر بگذارد. 
در جنگ‌های مدرن، عملیات فریب فقط با ناو و موشک انجام نمی‌شود. گاهی یک پیام رسانه‌ای می‌تواند بخشی از یک طراحی بزرگ‌تر باشد. از همین منظر، خوشبینی زودهنگام نسبت به اظهارات ترامپ می‌تواند احتمال بازگشت برخی فعالیت‌ها و دیدارهای علنی مسئولان را به همراه داشته باشد که می‌تواند هزینه‌های امنیتی در پی داشته باشد. 
   
بحران مشروعیت‌؛ مسأله واقعی ترامپ
اما شاید مهم‌ترین دلیل رفتار رئیس‌جمهور آمریکا را باید در جای دیگری جست‌وجو کرد. ترامپ امروز تنها درگیر پرونده ایران نیست‌؛ او با مسأله توجیه سیاست‌های خود نیز مواجه است. هرچه تنش‌ها طولانی‌تر شود و هزینه‌های اقتصادی و امنیتی افزایش یابد، این پرسش بیشتر مطرح خواهد شد که فشارها و اقدامات آمریکا چه دستاوردی داشته‌اند. 
در چنین شرایطی، رئیس‌جمهور آمریکا نیازمند آن است که خود را معمار یک پیروزی بزرگ معرفی کند‌؛ پیروزی‌ای که در آن ایران خواسته‌های واشنگتن را پذیرفته، امنیت کشتیرانی تأمین شده، پرونده هسته‌ای مهار شده و آمریکا بدون پرداخت هزینه سیاسی به اهداف خود رسیده است. 
از همین رو، مخاطب اصلی پیام ترامپ شاید نه تهران، بلکه افکار عمومی آمریکا باشد. در همین چارچوب نیز اظهارات محسن رضایی قابل توجه است. او با اشاره به مواضع اخیر رئیس‌جمهور آمریکا تاکید کرد: «همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد رئیس‌جمهور آمریکا برای سومین بار در حال خیانت به دیپلماسی است.»این  ارزیابی‌ که بازتاب نگاه نخبگان سیاسی ایران به تلاش‌های واشنگتن برای استفاده تبلیغاتی از روند مذاکرات است. 
درنهایت می‌توان گفت آنچه رئیس‌جمهور آمریکا منتشر کرد، بیش از آن‌که تصویر توافق موجود باشد، تصویر توافق مطلوب واشنگتن بود‌؛ توافقی که هنوز نه نهایی شده و نه از سوی ایران تأیید شده است. 
newsQrCode
برچسب ها: جنگ
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۱ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها