از برندسازی تا لبه‌ تیغ تکرار

تولید فصول مختلف از یک برنامه تلویزیونی، همان‌قدر که کلید تثبیت و ماندگاری یک برند است، می‌تواند درست مثل یک تیغ دولبه عمل کند.
کد خبر: ۱۵۷۰۳۹۶
نویسنده امیر قمیشی - تهیه‌کننده تلویزیون

مرز باریکی میان «حفظ هویت یک اثر» و «افتادن در ورطه کسالت‌بار تکرار» وجود دارد؛ مرزی که اگر با نبوغ، نوآوری و شناخت دقیق نبض جامعه مدیریت نشود، موفق‌ترین برندها را هم به ضد خودشان بدل می‌کند. در برنامه‌های ترکیبی و نمایشی که کارگردانی و نویسندگی تنیدگی عمیقی با تهیه‌کنندگان دارند، نجات اثر از تکرار، نیازمند پویایی مداوم اتاق‌های فکر است؛ فرآیندی که نباید با پایان تولید یک فصل خاموش شود.

ما در تجربه بیش از یک دهه‌ای مجموعه «قندپهلو»، درست از فردای پایان فصل نخست آموختیم که چکش‌کاری بی‌رحمانه اثر، تنها ضامن بقاست. جلسات نقد منظم و همراهی بزرگان طنز آکادمیک ــ به‌ویژه زنده‌یاد ابوالفضل زرویی‌نصرآباد و دکتر اسماعیل امینی ــ در حاشیه نشست‌های هفتگی، به ما یادآوری می‌کرد که ذائقه و نیاز مخاطب هرگز متوقف نمی‌شود. برای زنده نگه داشتن برنامه، گاهی دست به جراحی‌های نامحسوس زدیم؛ از پالایش واژگان طنز و تعیین خطوط قرمز زیباشناختی (نظیر پرهیز از کاربست نام حیوانات در طنزها) گرفته تا حذف المان نمادینی چون «بشکه‌های نفت» پس از 10 سال! زمانی که قندپهلو کلید خورد، نفت حوالی ۱۰ دلار سیر می‌کرد و دکور، بازتاب کنایه‌آمیز شرایط روز بود اما وقتی مختصات اقتصادی جهان دگرگون شد، ما نیز اصراری بر حفظ یک نماد منقضی‌شده نداشتیم.

پویایی یک برند، یعنی همگامی بی‌لکنت با زمانه؛ چه در واکنش به تحولات پرتنش منطقه که ساخت ویژه‌برنامه‌های متناسب را طلب می‌کرد و چه در روزهای نفسگیر همه‌گیری کرونا که با الهام از خط‌شکنی کاریکاتوریست‌های جهان، گروه برنامه‌ساز با لباس‌های ایزوله به بخش‌های مراقبت‌های ویژه رفتند تا در میلاد حضرت زینب‌(س)، ستایشی بی‌واسطه از کادر درمان ثبت شود. حتی تا فصل یازدهم نیز با شتاب تحولات فناوری، هوش مصنوعی را به خدمت گرفتیم و با طراحی آیتم‌هایی برای بازخوانی شعر طنز و معرفی ایران در عرصه بین‌الملل، تلاش کردیم مخاطب حس نکند پای برنامه‌ای متعلق به گذشته نشسته است.

اما این نوآوری، یک اصل خلل‌ناپذیر دارد؛ تغییرات نباید ستون ‌فقرات و اصالت برند را بشکند. اگر نوآوری از جنس انحراف از هویت باشد، هیچ برنامه‌ای رنگ فصل دوازدهم را به خود نخواهد دید. از سوی دیگر، روان‌شناسی زمان ‌پخش و تداوم ارتباط با مخاطب نیز نقشی حیاتی دارد. تجربه ماندگار «خانه سبز» گواهی بر همین مدعاست؛ اثری کم‌نظیر در تاریخ سریال‌های پس از انقلاب که دنباله آن «سرزمین سبز» به‌دلیل بروز اختلاف میان سازندگان و تأخیر چند ساله در تولید و پخش، قربانی شکاف زمانی شد. با وجود کیفیت ساخت، مخاطب دیگر از اتمسفر آن خانواده فاصله گرفته بود و حتی بازپخش خانه سبز نیز نتوانست این پیوند گسسته را التیام دهد.

حفظ یک برند امتحان‌پس‌داده، محافظت از یک سرمایه ملی است. وقتی برنامه‌ای چون قندپهلو این بخت و توفیق بزرگ را می‌یابد که علاوه بر اقبال عموم، بارها مورد تفقد و تحسین رهبر معظم انقلاب ــ به‌عنوان شخصیتی ادیب و سخن‌سنج ــ قرار گیرد، متوقف کردن آن از روی سهل‌انگاری، جفای به مخاطب است؛ پافشاری‌هایی که خوشبختانه مانع از بایگانی شدن آن شد. برند اصیل تلویزیونی در جهان رسانه‌ای امروز، درخت ریشه‌داری است که می‌تواند خاستگاه شاخه‌های نو و برنامه‌های مکمل باشد؛ درست همان مسیری که امروزه در تجربه موفقی چون انشعاب «محفل ستاره‌ها» از دل برنامه مادر «محفل» شاهد آن هستیم. حفظ برندها نه یک انتخاب تشریفاتی، بلکه استراتژی کلیدی رسانه برای حفظ ارتباط زنده با جامعه است.

newsQrCode
برچسب ها: امیر قمیشی
ارسال نظرات

نیازمندی ها