آمارهای رسمی، تصویری نگرانکننده از پیامدهای گرمای شدید در یکی از ثروتمندترین کشورهای اروپا ارائه میکنند؛ تصویری که باردیگر این پرسش را مطرح کرده که کشورهای توسعهیافته تا چه اندازه برای مقابله با بحرانهای اقلیمی آمادهاند.
استفانی ریست، وزیر بهداشت فرانسه، در تازهترین اظهارات خود اعلام کرده که تنها تا اواخر ژوئیه، حدود ۷۰۰۰ مرگ اضافی در ارتباط با موجهای گرمای شدید در این کشور ثبت شده است. پیش از این نیز سازمان بهداشت فرانسه اعلام کرده بود که در فاصله ۱۷ ژوئن تا ۲ ژوئیه، گرمای شدید بهتنهایی با حدود ۵۷۶۴ مورد مرگ اضافی ارتباط داشته است.
این ارقام صرفا مجموعهای از دادههای آماری نیست، بلکه پشت هر عدد، یک زندگی، یک خانواده و یک فقدان انسانی قرار دارد. همین مسأله باعث شده موج گرما در فرانسه از یک پدیده طبیعی فراتر برود و به آزمونی جدی برای نظام سلامت، مدیریت بحران و سیاستهای اجتماعی این کشور تبدیل شود.
تناقض میان «کشور توسعهیافته» و واقعیت مرگبار گرما
فرانسه سالهاست بهعنوان یکی از کشورهای برخوردار از زیرساختهای پیشرفته، نظام درمانی گسترده و استانداردهای بالای رفاه اجتماعی شناخته میشود. انتظار طبیعی از چنین کشوری این است که در برابر پدیدهای مانند موج گرما، که قابل پیشبینی و قابل رصد است، سازوکارهای مؤثری برای کاهش تلفات داشته باشد. هشدارهای هواشناسی، سامانههای اطلاعرسانی عمومی، مراقبت از سالمندان و بیماران، مراکز خنککننده، دسترسی سریع به خدمات اورژانسی و برنامههای حمایتی برای گروههای آسیبپذیر، همگی ابزارهایی هستند که میتوانند از تبدیل شدن گرمای شدید به یک بحران انسانی جلوگیری کنند. با این حال، افزایش چشمگیر مرگومیرهای مرتبط با گرما، نشان میدهد که میان «هشدار دادن» و «حفاظت واقعی از جان مردم» فاصلهای جدی وجود دارد. مشکل فقط این نیست که دمای هوا افزایش یافته، بلکه مسأله مهمتر آن است که ساختارهای شهری و اجتماعی تا چه اندازه با واقعیت جدید اقلیمی سازگار شدهاند. شهری که برای تابستانهای معتدل طراحی شده، الزاما برای دورههای طولانی گرمای شدید آماده نیست. ساختمانهایی که عایقبندی مناسبی ندارند، خیابانهایی که فاقد سایه و فضای سبز کافی هستند و خانههایی که امکان خنکسازی مناسب ندارند، در زمان موج گرما میتوانند به محیطهایی خطرناک برای زندگی تبدیل شوند.
هشدار کافی نیست
یکی از مهمترین درسهای موجهای گرما این است که بحران اقلیمی فقط در خیابانها یا دمای ثبتشده در ایستگاههای هواشناسی رخ نمیدهد؛ این بحران به داخل خانهها، محلهای کار و زندگی روزمره مردم وارد میشود. در چنین شرایطی، نقش دولت صرفا صدور هشدار نیست. هشدار زمانی ارزشمند است که به اقدام عملی منجر شود. اگر به سالمند تنها توصیه شود در ساعات اوج گرما از خانه خارج نشود، اما خانه او فاقد تهویه مناسب باشد، هشدار بهتنهایی نمیتواند جان او را نجات دهد. اگر کارگر فضای باز از خطر گرما آگاه باشد، اما ناچار شود در ساعات اوج دما کار کند، اطلاعرسانی بهتنهایی کافی نیست. به همین دلیل، مقابله با موج گرما باید از سطح نظام درمانی فراتر رود و به سیاستی جامع در حوزه مسکن، شهرسازی، اشتغال، حملونقل و حمایت اجتماعی تبدیل شود. بیمارستانها نیز در این میان آخرین حلقه زنجیرهاند، نه نخستین خط دفاعی. زمانی که فرد به دلیل گرمازدگی شدید، مشکلات قلبی یا تنفسی و سایر عوارض ناشی از گرما به بیمارستان میرسد، بخش مهمی از فرصت پیشگیری از دست رفته است.
کسانی که کمترین امکان دفاع را دارند
خطر گرما، برخلاف ظاهر بیطرفانهاش، برای همه افراد یکسان نیست. توانایی مقابله با افزایش دما به وضعیت جسمانی، سن، محل زندگی، شرایط اقتصادی و نوع شغل افراد وابسته است.
سالمندان، افراد تنها، بیماران، کودکان، ساکنان خانههای کمامکانات و کارگرانی که در فضای باز فعالیت میکنند، معمولا در معرض خطر بیشتری قرار دارند. برای یک خانواده مرفه، خرید تجهیزات خنککننده، استفاده از فضای مناسب یا حتی ترک موقت یک منطقه گرم، شاید امکانپذیر باشد، اما برای یک خانوار کمدرآمد، چنین گزینههایی همیشه در دسترس نیست.
اینجاست که بحران اقلیمی به مسألهای اجتماعی تبدیل میشود. گرما فقط دمای هوا را افزایش نمیدهد؛ شکاف میان کسانی را که ابزارهای بیشتری برای محافظت از خود دارند و کسانی که ندارند نیز عمیقتر میکند. خانه کوچک و کمتهویه یک سالمند تنها میتواند به اندازه یک محیط کاری خطرناک باشد، اما تفاوت اینجاست که در مورد نخست، قربانی ممکن است حتی کسی را نداشته باشد که بهموقع وضعیت او را بررسی کند.
دیگر مسألهای برای آینده نیست
سالها تغییرات اقلیمی بهعنوان تهدیدی مربوط به دهههای آینده مطرح میشد؛ بحرانی که قرار بود نسلهای بعد با آن روبهرو شوند، اما موجهای گرمای شدید در اروپا نشان دادهاند که این مسأله همین امروز در حال تغییر دادن زندگی مردم است. افزایش دما، طولانیتر شدن دورههای گرما و تکرار موجهای شدید، دولتها را مجبور میکند از نو درباره زیرساختهای شهری و سیاستهای سلامت عمومی فکر کنند. شهرهای آینده نمیتوانند صرفا برای مقابله با سرمای زمستان طراحی شوند؛ آنها باید برای تابستانهای بسیار گرم نیز آماده باشند.
فضای سبز بیشتر، ساختمانهای مقاوم در برابر گرما، طراحی خیابانها برای کاهش اثر جزیره حرارتی، دسترسی عمومی به مکانهای خنک و حمایت هدفمند از گروههای آسیبپذیر، دیگر اقدامات تجملی نیستند؛ بلکه بخشی از سیاست حفظ جان شهروندان محسوب میشوند.
آزمونی که فرانسه نمیتواند از آن فرار کند
مرگ هزاران نفر در پی موجهای گرما را نمیتوان صرفا با عبارت «تغییرات اقلیمی» توضیح داد و پرونده را بست. تغییر اقلیم یک واقعیت است، اما میزان آمادگی دولتها برای مدیریت پیامدهای آن، یک انتخاب سیاسی و اجرایی است. فرانسه اکنون با یک آزمون جدی روبهروست: آیا این آمار تنها در گزارشهای رسمی ثبت خواهد شد یا به نقطه آغاز اصلاح سیاستهای شهری و بهداشتی تبدیل میشود؟
واقعیت این است که موج گرما دیگر یک حادثه استثنایی نیست. اگر دورههای گرمای شدید در سالهای آینده تکرار شوند، همان زیرساختها و سیاستهایی که امروز ناکافی به نظر میرسند، با بحرانهای بزرگتری مواجه خواهند شد.
تابستان مرگبار فرانسه فقط داستان چند روز گرم و چند هزار مرگ نیست؛ هشداری است درباره جهانی که در آن دمای هوا به یکی از عوامل تعیینکننده سلامت و حتی بقای انسان تبدیل شده است.
توسعهیافتگی واقعی فقط در تعداد بیمارستانها، اندازه اقتصاد یا کیفیت فناوری خلاصه نمیشود. یک کشور زمانی میتواند از رفاه شهروندانش سخن بگوید که حتی در برابر گرمایی که از قبل قابل پیشبینی است، بتواند از آسیبپذیرترین افراد جامعه محافظت کند. اگر نتواند، مسأله دیگر فقط «گرمای شدید» نیست؛ مسأله، شکاف میان تصویری است که یک جامعه از پیشرفت خود ارائه میکند و واقعیتی که شهروندانش در سختترین روزها تجربه میکنند.
معاون وزیر کشور و رئیس سازمان امور اجتماعی در گفتوگو با «جامجم»:
بازیگر فصل جدید آقای قاضی:
گلپایگانی در گفتوگو با جامجم آنلاین:
رئیس کتابخانه، موزه و اسناد مجلس شورای اسلامی: