در روزهای اخیر، از قول شخصی در رسانهها مطلبی منتشر شد مبنی بر اینکه مقامات چینی چندین خواسته از ایران مطرح و اعلام کردهاند که پس از انجام آنها، درباره سفر یا مذاکرات بعدی تصمیمگیری خواهند کرد.
در حالیکه افرادی که با نظام سیاسی و شیوه رفتار دولت چین آشنایی دارند، میدانند که دولت چین بههیچعنوان برای دولتهای دیگر خطمشی تعیین نمیکند و امریه صادر نمیکند که پس از اجرای نظرات آنها، باب گفتوگو و مبادله را باز کند.
چینیها حتی به نوعی سعی میکنند، به هر تقدیر، مواضع و دیدگاههای دیگران را، حتی اگر با آن مخالف باشند، نادیده بگیرند و نشانی از مخالفت خود نشان ندهند. این سبک کار و بهاصطلاح روش عملی دولت چین در روابط خارجی است و تلاش نمیکند دیگران را به نوعی در مقابل خود قرار دهد.
مطالبی که در روزهای اخیر از طرف مقامات چین نقل شده، قاعدتا نهتنها با این سبک و روش مغایرت دارد، بلکه با سایر مواضعی که این کشور در سازمانهای بینالمللی، گفتوگوهای دوجانبه و مذاکرات منطقهای مطرح کرده نیز در تضاد است. چین بارها دخالت آمریکا در مسائل منطقه غرب آسیا، لشکرکشی به خلیجفارس و حمله به ایران را محکوم کرده و از دولت آمریکا خواسته است به این روش پایان دهد.
بنابراین، اینکه دولت چین بیاید و به دولت ایران بگوید شما این اقدامات را انجام دهید تا مثلا آمریکا حاضر به مصالحه با شما شود، قطعا با تفکرات، رفتار و اهداف چین در روابط خارجی خود تطبیق نمیکند.
البته متأسفانه در ایران عدهای هستند که نظرات خودشان را، چون یا تمایل ندارند یا شهامت ندارند که صریحا اعلام کنند، به شکل غیرمستقیم مطرح مینمایند. ازجمله، در روزهای اخیر شاهد بودیم که دولت چین، چه در بیان وزیر خارجه، چه در اظهارات رئیسجمهور و چه از طریق سفیر چین در تهران و دیگر مقامات، صریحا در حمایت از ایران در ارتباط با مسائل منطقه صحبت کرده و در مقابل مطالبی که به این کشور نسبت داده شده، موضعگیری کرده است.
دولت چین طبیعتاً به دلایل مختلف تمایل به گسترش روابط و همکاری با ایران در زمینههای مختلف دارد، اما در مسیر عملیشدن این سیاست، بههرحال نوعی ناهماهنگی، دیدگاه متفاوت یا مشکلات دیگری وجود دارد و در نتیجه، روابط دو کشور آنچنان که باید و شاید توسعه پیدا نکرده است تا بتوانند از تمامی ظرفیتهای موجود حداکثر استفاده را بکنند.
این مسأله دلایل مختلفی دارد. ازجمله اینکه در ایران، دستگاههای مختلف و دولتهای مختلف، هرکدام سعی میکنند سیاستها و دیدگاههای خودشان را در روابط با کشورهای مختلف پیاده کنند. تغییر دولتها و تغییر مواضع و رفتارها یکی از موانع و مشکلات توسعه روابط ایران و چین است.
این نکتهای است که تقریبا بارها گفته شده و تقریبا همه مسئولان دو کشور نیز این تفاوت در برخوردها را کاملاً متوجه شدهاند. در کشورهای دیگر معمولا سعی میکنند سیاستها و رفتارهای خود را ثابت نگه دارند تا بتوانند براساس برنامهریزی درازمدت، روابط و همکاریها را با اطمینان بیشتری پیش ببرند.
در مورد جنگ اقتصادی که آمریکا علیه ایران به کار گرفته است و اینکه چین چه نقشی میتواند در جهت کمک به ایران داشته باشد، باید گفت دولت چین در قبال همه دولتها عملا و در بیان رسمی خود تأکید میکند که ما با شما همکاری میکنیم، با شما مبادله خواهیم داشت و تعامل خواهیم کرد، اما این همکاری در چارچوب روابط دوجانبه است و علیه دیگران نیست.
چین حتی به دولت آمریکا صریحا میگوید شما به روابط ما با ایران کاری نداشته باشید. ما نه علیه شما و نه علیه دیگران، در رابطه با ایران اقدامی نخواهیم کرد و صرفا به روابط دوجانبه خودمان توجه داریم.
بنابراین از این نظر، مانعی برای گسترش روابط دوجانبه ایران و چین وجود ندارد. البته طبیعی است که اروپاییها و آمریکاییها فشار زیادی به چین وارد میکنند تا روابط خود را با ایران کاهش دهد، اما دولت چین همواره در پاسخ تأکید میکند که ما برای خودمان تصمیم میگیریم و شما برای خودتان تصمیم بگیرید؛ ما علیه شما اقدامی نمیکنیم.
این مسأله طبیعتا وجود دارد، اما واقعیت این است که ما نتوانستهایم آنچنان که باید و شاید از ظرفیتهای موجود در روابط ایران و چین استفاده کنیم. این ضعف ما، طبیعتا این تصور اشتباه را به وجود میآورد که مثلا دولت چین خواسته است روابط گستردهتری با ما داشته باشد، اما مانع آن شده است.
در واقع، نمونههای این برخوردهای اشتباه ما زیاد است که هرکدام در جای خود قابل بحث و بررسی است.