راز قتل صاحبکار و دفن جسدش در بیابان

تار
پسری که بعد از برداشت بدون اجازه از حساب صاحبکارش او را کشته و جسدش را با کمک دوستش دفن کرده بود، در دادگاه از خود دفاع کرد.
کد خبر: ۱۵۶۵۵۱۵

به گزارش خبرنگار جام‌جم، رسیدگی به این پرونده از دو سال قبل و با گزارش ناپدید شدن مردی به نام صابر در تهران آغاز شد. خانواده صابر وقتی غیبت او طولانی شد، شکایتی را در این رابطه مطرح کردند. بررسی‌های پلیسی نشان داد این مرد آخرین بار با یکی از کارگرانش به نام مهران قرار ملاقات داشته است. از سوی دیگر ردیابی تماس‌های مرد ناپدید شده نشان داد آخرین بار با شاگردش مهران تماس داشته است. 
با کشف این سرنخ مهران دستگیر شد و در تحقیقات اولیه منکر اطلاع از سرنوشت صاحبکارش شد و گفت: من و صابر اختلاف مالی داشتیم و به همین خاطر در غرب تهران قرار گذاشتیم تا این مشکل را حل کنیم. بعد از صحبت و حل مشکل از هم جدا شدیم و دیگر او را ندیدم. ماموران که متوجه تناقض‌گویی متهم شده بودند به تحقیقات از او ادامه دادند تا این‌که لب به اعتراف باز کرد و گفت: شب حادثه همراه دوستم سعید به محل قرار با صابر رفتیم و با او درگیر شدیم و من با چاقو او را زدم و جسدش را در بیابان‌های اطراف تهران دفن کردیم. پس از این اعترافات، سعید هم دستگیر شد و با راهنمایی آنها جسد مقتول کشف و به پزشکی قانونی منتقل شد. براساس گزارش پزشکی قانونی، صابر با ۱۸ضربه چاقو به قتل رسیده. تحقیقات درباره این قتل در دادسرا تکمیل و پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. براساس کیفرخواست، مهران متهم به مباشرت در قتل و سعید هم متهم به معاونت در قتل شده بود. 
در جلسه دادگاه اولیای دم درخواست اشد مجازات را مطرح کردند. سپس مهران در جایگاه ایستاد و گفت: کارت بانکی صابر دست من بود و بدون اجازه او ۱۰۰میلیون تومان از حسابش برداشت کردم. وقتی متوجه ماجرا شد، با من تماس گرفت و در حوالی اتوبان همت قرار گذاشتیم تا کارت را به او بدهم و عذرخواهی کنم. سعید هم همراه من به محل قرار آمد. صاحبکارم از این کار عصبانی بود و به من توهین کرد. سعی کردم او را آرام کنم، اما نتوانستم. در یک لحظه کنترل رفتارم را از دست دادم و با چاقو دو ضربه به پهلویش زدم. خیلی ترسیده بودیم و می‌خواستیم او را به بیمارستان ببریم، اما وسط راه پشیمان شدیم. متهم به قتل ادامه داد: سعید می‌گفت او بیهوش شده است. همین طوری رفتیم تا به بیابانی رسیدیم. آنجا سعید چاله‌ای کند و صابر را تا گردن در چاله فرو کرد و رویش خاک ریخت. من رفتم کمک کنم که متوجه صدای ضعیفی از صاحبکارم شدم. با چاقو یک ضربه دیگر به گردنش زدم و کل بدنش را خاک کردیم. 
رئیس دادگاه پرسید: براساس گزارش پزشکی قانونی ۱۸ضربه چاقو به مقتول وارد شده. ضربات دیگر را چه کسی زد، که متهم در پاسخ گفت: من فقط سه ضربه زدم. شاید دوستم وقتی در حال دفن او بوده، زده باشد. سپس سعید در جایگاه ایستاد و با رد اتهامش گفت: من در قتل نقشی نداشتم. مهران چاقوی قصابی همراه داشت و با آن به صاحبکارش ضربه زد. من فقط با قفل فرمان شکسته‌ای چاله‌ای حفر کردم. من ضربه‌ای به صابر نزدم. پس از دفاعیات متهمان و وکلای‌شان قضات برای تصمیم‌گیری درباره پرونده وارد شور شدند.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها