مصادیق عقلانیت در زمان جنگ

خرمشاد
در زندگی اجتماعی بشر یک‌سری قواعد عام وجود دارد که انسان‌ها به حکم فطرت به آن عمل می‌کنند و خلاف آن را انجام نمی‌دهند. مثلا هیچ‌کس اموال یا مجموعه‌ای از دارایی‌های ارزشمند خود مانند طلا و جواهر را وسط کوچه رها نمی‌کند. زیرا می‌داند این کار اموال او را در معرض خطر قرار می‌دهد. یا هیچ فردی خود را از بالای کوه پرت نمی‌کند. چون می‌داند جانش را به خطر می‌اندازد. اینها قواعدی است که به حکم عقل رعایت می‌شوند.
کد خبر: ۱۵۶۵۵۲۱
نویسنده محمدباقر خرمشاد - استاد دانشگاه

یکی از این قواعد آن است که انسان‌ها نقاط ضعف خود را نه فقط برای دشمنان‌شان بلکه حتی برای رقبای مسائل کمتر حساس تجاری یا ورزشی‌شان آشکار نمی‌کنند. می‌بینیم که در سطح خرد قدرت و در مراحل کمتر حساس فردی مثلا رقبای تجاری نه‌تنها نقاط ضعف خود را جار نمی‌زنند بلکه آنها را مخفی می‌کنند. گاهی حتی نداشته‌های خود را نیز به‌گونه‌ای بیان می‌کنند که در رقیب بازدارندگی ایجاد شود. به تعبیر دیگر باید حریمی شکل بگیرد تا رقیب از آن جلوتر نیاید و جرأت تعرض به منافع، جان یا مال آنها را پیدا نکند. اگر این قاعده در زندگی فردی انسان‌ها صادق است، در سطح کلان قدرت و مباحث عمومی سیاسی، امنیتی و نظامی به طریق اولی باید رعایت شود. زیرا در اینجا دیگر سخن از منافع یک، دو یا سه نفر نیست بلکه ممکن است جان، مال و ناموس میلیون‌ها انسان در معرض خطر قرار گیرد. 
وقتی حتی در شرایط صلح افراد در زندگی شخصی و نیز در مباحث سیاسی، نظامی و امنیتی ضعف‌های خود را جار نمی‌زنند، به طریق اولی در شرایط جنگ نباید چنین کرد. در جنگ یکی از عواملی که می‌تواند سرنوشت نبرد را تعیین کند-به‌ویژه در زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم- تصویرسازی است. یعنی بیش از آنچه در عالم واقع اتفاق می‌افتد، تصویری که از واقعیت ساخته می‌شود اهمیت پیدا می‌کند. 
طرف‌های جنگ حاضرند میلیارد‌ها هزینه کنند و هزاران کشته بدهند تا به اطلاعاتی از طرف مقابل دست یابند. زیرا بر‌اساس همین اطلاعات، طرح جنگی خود را تنظیم می‌کنند. 
حالا در مورد ما، در شرایطی که درگیر جنگ با دو دشمن بسیار شرور و نانجیب هستیم که در تاریخ کمتر نظیری برای شرارت آنها سراغ داریم، چگونه ممکن است در شرایطی که طرف مقابل حاضر است برای به‌دست آوردن برخی اطلاعات خود را به آب و آتش بزند و حتی جان بدهد، بیاییم ضعف‌های خودمان را جار بزنیم؟ یعنی ضعف‌های خود را در سینی طلا تقدیم کنیم آن هم در شرایطی که طرف مقابل در وضعیت فرودست قرار گرفته و توانسته‌ایم به پشتوانه این ملت مقاوم، پای کار بودن شهدا و خون شهدای عزیزمان، دست برتر را داشته باشیم. 
در چنین شرایطی اگر نقاط ضعف کشور را جار بزنیم، بلافاصله از سوی دشمن مورد استفاده قرار خواهد گرفت تا منفذی برای ضربه زدن به کشور پیدا کند. به حکم عقل، چنین کاری نشدنی است و عقل حکم می‌کند چنین اتفاقی نیفتد؛ خصوصا در جنگی که اکنون درگیر آن هستیم. 
در شرایطی که میزان نفوذ رسانه‌ای دشمن بر همگان آشکار است، همه عقلای دنیا اذعان دارند ایران در یک جنگ بسیار نابرابر و بسیار ناعادلانه توانسته سربلند بیرون بیاید. از نگاه اکثریت غریب به اتفاق کارشناسان فرهیخته جهان تا اینجا برنده این جنگ ایران است. این عاقلانه نیست در چنین شرایطی به‌عنوان یک برنده که اهرم‌های فشاری در اختیار دارید خودتان از داخل شروع کنید به واژگون کردن روایتی که به نفع شماست و برخلاف آنچه عقلای دنیا درباره واقعیت جنگ روایت می‌کنند، روایت وارونه‌ای ارائه دهید که به ضرر خودتان باشد. 
با وجود همه شداید و مظالم آمریکایی‌ها و غربی‌ها که البته ۴۷سال ادامه دارد، عقل می‌گوید در صورت عدم ایستادگی در برابر دشمنی که کشورمان را تهدید تمدنی و موجودیتی می‌کند، نهایت خسران به بار خواهد آمد. 
ملت بصیر ایران با این درک صحیح از واقعیت، مقاوم و استوار در میادین حضور دارند و محاسبات دشمن را که به اغتشاشگران دل بسته‌اند نابود کرده‌اند. 
بدیهی است از مسئولان و سیاستمداران نیز انتظار می‌رود به قاعده عقلانی عدم بیان ضعف ولو از باب اطلاع‌رسانی به ملت عمل کنند. چون به اذعان همه عقلای دنیا فشاری که طرف مقابل تحمل می‌کند، بسیار بیشتر از فشاری است که ما تحمل می‌کنیم. 
به حکم عقل و درس‌های روشنی که از مطالعه علمی تاریخ و مشخصا تاریخ جنگ‌ها به‌دست آورده‌ایم، در این مرحله حساس باید نقاط قوت خودمان را برجسته سازیم و برای تبیین و تقویت هرچه بیشتر آنها بکوشیم و در مقابل ضعف‌های دشمن را برجسته کنیم. این عین عقلانیت است و دشمن نیز با ما چنین می‌کند. درواقع این امر یک خدعه شناخته شده جنگی است. اسلام نیز این سطح عقلانیت را تایید می‌کند. رسول اکرم (ص) در یکی از حج‌هایی که بجا آوردند، با توجه به این‌که تعداد مسلمانان کم بود و قریش بر مکه تسلط داشت، به مردان مسلمان امر کردند هنگام احرام بازوی خود را بیرون بگذارند. این اقدام درواقع نمایش قدرت بود. یعنی می‌خواستند ضعف ناشی از تعداد کم مسلمانان را با یک مانور اینچنینی جبران کنند. 
رسول اکرم (ص) نه‌تنها نگفتند، چون تعداد شما کم است، مواظب باشید، در میان جمعیت نروید و گوشه‌ای بنشینید (ضعف خود را به نمایش بگذارید) بلکه برعکس فرمودند از تنها ابزاری که می‌توان با آن قدرت را به نمایش گذاشت استفاده کنید.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها