اکنون شاید زمان مناسبی باشد تا رسانهملی را سنجید و چه زمانی بهتر از عملکرد این سازمان در روزهایی که کشور بیش از همیشه به روایت، انسجام و امید و پافشاری بر اصول نیاز داشته است؛ درست در همان لحظاتی که دشمن، همزمان با جنگ سخت، جنگ روایتها را نیز راه انداخته و تلاش کرده تصویر دیگری از ایران و ایرانی به افکار عمومی تحمیل کند. از همین منظر، موج تازه انتقادها علیه رسانهملی نیازمند یک پرسش جدی است: آیا منتقدان، واقعا به دنبال اصلاح رسانهای یا در حال نادیده گرفتن کارنامه رسانهای هستند که در سختترین میدانهای سالهای اخیر، یکی از اصلیترین سنگرهای روایت ایران بوده است؟
نقد صداوسیما حق هر صاحبنظری است و اتفاقا رسانهملی بیش از هر نهاد دیگری باید خود را در معرض نقد حرفهای قرار دهد اما زمانی نقد ارزشمند است که همه واقعیت را ببیند، نه اینکه با اغراض سیاسی و جناحی آلوده شود.
حمله مشترک به ساختمان شیشهای
شاید برای سنجش جایگاه رسانهملی، هیچ شاخصی روشنتر از رفتار دشمن وجود نداشته باشد. در جنگ ۱۲روزه، رژیمصهیونیستی ساختمان شیشهای صداوسیما را هدف قرار داد. موشک به ساختمانی اصابت کرد که در نگاه اول یک مرکز اداری و رسانهای بود اما برای دشمن چیزی فراتر از آن محسوب میشد: مرکز تولید و توزیع روایت جمهوری اسلامی ایران. دشمن میدانست اگر نتواند روایت میدان را در ایران تغییر دهد، بخشی از پروژه جنگ روانیاش شکست خواهد خورد. به همین دلیل، در کنار هدف قرار دادن مراکز نظامی و زیرساختی، سراغ رسانهملی رفت.
حملهای که قرار بود به خاموشی آنتن و ایجاد رعب در میان مردم منجر شود، با درایت عوامل رسانهملی و رفتار حرفهای مجری در لحظه حمله، به یکی از تصاویر ماندگار جنگ تبدیل شد. دوربین روشن ماند؛ برنامه ادامه پیدا کرد و ساختمان شیشهای، از یک ساختمان مورد اصابت موشک به نماد مقاومت رسانهای ایران تبدیل شد. این حماسه حتی مورد توجه و تقدیر رهبر شهید انقلاب نیز قرار گرفت. اینجاست که منتقدانی که گاها غیرمنصفانه به ساختمان شیشهای هجمه میکنند باید به این پرسش پاسخ دهند که اگر صداوسیما رسانهای بیاثر و فاقد نقش بود و در جنگ ادراکی درست عمل نمیکرد، چرا دشمن باید ساختمان آن را مستقیما هدف قرار میداد؟ دشمن، ظاهرا بهتر از برخی به اصطلاح منتقدان داخلی اهمیت رسانهملی را فهمیده بود.
آنچه دشمن نتوانست خاموش کند
از زمان جنگ ۴۰روزه و محدودیتهای ارتباطی ناشی از شرایط جنگ، دسترسی مردم به اینترنت و بسیاری از منابع خبری دشوار شد و بار دیگر نقش رسانهملی بیش از هر زمان دیگری آشکار شد.
از کوچکترین روستاها و شهرها تا کلانشهرها، دوربینهای صداوسیما در میدان حضور داشتند. روایت حضور مردم مبعوث، تشییع شهدا، همراهی خانوادهها، فعالیت نیروهای امدادی، زندگی مردم در شرایط جنگی و حضور اقشار مختلف جامعه، از قاب رسانهملی به سراسر کشور منتقل شد. صداوسیما در آن روزها به یکی از معدود پنجرههای ارتباط مستقیم جامعه با واقعیت میدان تبدیل شد و به شدت مورد اقبال قرار گرفت و روایت دشمن را شدیدا خنثی کرد. رسانهملی در کنار پوشش حضور مردم، روایت میدان نظامی را نیز با برنامهها و قالبهای جدید به مخاطب منتقل کند. در چنین شرایطی، برنامههای تحلیلی، گفتوگوهای تخصصی، گزارشهای میدانی و روایت لحظهبهلحظه تحولات نظامی، بخشی از پازل دفاع رسانهای کشور بود و مورد اقبال ویژهای قرار گرفت. با این حال دو دسته از حملهکنندگان به رسانهملی در صحنه سیاسی کشور حضور داشتهاند. دستهای که از پخش و انتشار صدای مردم در رسانهملی و مطالبات ملت مبعوث عصبانی هستند و آن را مانعی بر سر سیاستهای غیراصولی خود میدانند و دستهای که از پخش برنامههای تبیینی و انتشار بیانات روشنگر رهبر شهید انقلاب و اصرار بر اجرایی شدن فرامین رهبر کنونی انقلاب واهمه دارند. صداوسیما اما ثابت کرده است در راستای رسالت خود از پیگیری مطالبات امام و امت دست نخواهد کشید و اسیر هجمههای پوچ نخواهد شد و مسیر خود را به گونهای ادامه خواهد داد تا منافع ملی ایرانیان تأمین شود و تجربههای تاریک و خسارت محض تکرار نگردد و دشمن در نهایت با آرزوی تسلیم ایران قوی را به گور ببرد.
رقبای «آشنا» برای رسانه مردم
همزمان با افزایش حملات به رسانهملی، برخی جریانها و چهرههای «آشنا» نسخه عبور از تلویزیون و حرکت به سمت تلویزیونهای اینترنتی خودشان را مطرح میکنند. اصل رقابت رسانهای ایرادی ندارد. اتفاقا هرچه تولیدکننده و پلتفرم حرفهای بیشتری داشته باشیم، امکان انتخاب مخاطب نیز افزایش مییابد.
اما اگر قرار باشد ابتدا صداوسیما با برچسب «ناکارآمد» و «فاقد مخاطب» و «شکست خورده در جنگ ادراکی» تخریب شود و بعد همان جریانها برای ساخت رسانههای خود چشم به بودجههای کلان و منابع عمومی داشته باشند، باید پرسید: آیا مسأله واقعا اصلاح رسانه است یا تقسیم بازار و منابع رسانهای؟
رسانهملی متعلق به ملت است و بودجه عمومی آن نیز باید برای خدمت به ملت هزینه شود. رقابت با صداوسیما باید در میدان کیفیت اتفاق بیفتد، نه با بیاعتبار کردن آن و سپس گرفتن سهمی از منابع عمومی برای ساختن رسانههای خصوصی و شبهخصوصی. منتقدان وابسته به برخی جریانها باید بدانند رسانهملی را نمیتوان برای ساختن تلویزیون شخصی قربانی کرد.
صدای ملت باید از میدان بیاید
رسانهملی اگر قرار است واقعا ملی باشد، باید صدای مردم را بشنود و بازتاب دهد اما ملی بودن به معنای بیهویتی نیست. رسانهملی باید همزمان صدای روستا و کلانشهر، کارگر و استاد دانشگاه، خانواده شهید و جوان جویای کار، ورزشکار و هنرمند، طلبه و دانشجو و همه گروههای اجتماعی باشد اما در کنار این تنوع، یک نقطه مشترک وجود دارد: ایران. در جنگ ۴۰روزه، این نقطه مشترک بار دیگر خود را نشان داد؛ جایی که دوربینهای صداوسیما از شهرهای مختلف کشور، تصویر مردمی را ثبت کردند که فارغ از تفاوتهای سیاسی و اجتماعی، در برابر حمله خارجی کنار هم ایستادند. این تصویر، همان «ایران واقعی» بود که دشمن نمیخواست دیده شود.
صدایی که خاموش نمیشود
صداوسیما بینقص نیست، باید نقد شود، باید اصلاح شود، باید تحول ادامه پیدا کند اما نباید کارنامه آن را تحریف کرد. رسانهای که دشمن در جنگ ۱۲روزه ساختمانش را هدف قرار داد، رسانهای بیاهمیت نیست. رسانهای که پس از اصابت موشک آنتنش را حفظ کرد، رسانهای شکستخورده نیست. رسانهای که در روزهای جنگ ۴۰روزه و محدودیتهای ارتباطی، از کوچکترین روستاها تا بزرگترین شهرها روایت مردم را به خانه ایرانیان برد، رسانهای بیاثر نیست و رسانهای که در کنار روایت میدان نظامی، در برابر روایتسازی دشمن ایستاد، حتی اگر ضعفهایی داشته باشد، شایسته تخریب و تحقیر نیست؛ شایسته اصلاح و تقویت است.
دشمن یکبار با موشک به ساختمان شیشهای حمله کرد و شکست خورد؛ امروز نباید اجازه داد همان هدف با ابزار دیگری دنبال شود؛ با بیاعتبارسازی، با تحریف کارنامه و با تبدیل نقاط ضعف بعضا ساختگی به روایت غالب.
تهیهکننده برنامه شبکه نسیم از دغدغههای تولید برنامهاش گفت:
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در گفتوگو با جامجم آنلاین:
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد