این میراث گرانبها امروز بیش از هر زمان دیگری به روایتهای تازه نیاز دارد؛ روایتهایی که در قالب قصه و تصویر جان بگیرند و از کلیشههای تکراری دور شوند. در این میان، هنر نمایشی نقشی کلیدی در فرهنگسازی و حفاظت از این سرمایههای ملی ایفا میکند. سریال «سرخدار» که این شبها از شبکه یک سیما روی آنتن رفته، با الهام از طبیعت بکر جنگلهای مازندران، قصهای تازه از پیوند انسان و طبیعت روایت میکند و داستان جنگلبانی به نام مازیار است که میان عشق به درختان و تعهد به خانواده سرگردان شده. این قصه، مخاطب را به دل پروندهای پرکشش میبرد که ریشه در فساد، طمع و سودجویی دارد. نبرد همیشگی خیر و شر این بار در قامت یک جنگلبان و یک قاچاقچی چوب، ابعاد پنهان تخریب طبیعت را آشکار میسازد. در همین راستا، با مسعود فرخنده کارگردان و تهیهکننده این مجموعه گفتوگو کردهایم تا از روند تولید، چالشهای تصویربرداری در دل جنگل، معیارهای انتخاب بازیگران و رویکردهای داستانی و پژوهشی این سریال بیشتر بدانیم.
تلاش برای روایتی تازه
مسعود فرخنده در گفتوگو با جام جم گفت: این مجموعه تلویزیونی به جنگلهای هیرکانی میپردازد که هم از منظر بصری و طبیعی، زیباییهای کمنظیری دارد و هم طبیعتا قصههای خاص و ناگفتهای برای روایت در دل خود جای داده است. در این کار تلاش کردیم میان نشان دادن این زیباییهای چشمنواز و تعریف یک داستان درگیرکننده و پرکشش درباره دعوای محیطزیستی تعادل برقرار کنیم.
فرخنده با اشاره به جایگاه محوری جنگل در این مجموعه ادامه داد: جنگل برای ما نه یک لوکیشن ساده بلکه کاراکتر اصلی این قصه محسوب میشود. بستر اصلی داستان ما جنگل است و اگر این جنگل نبود، اساسا این قصه شکل نمیگرفت. جنگل زیباییهای خاص خود را دارد و جذابیتهای بصری و طبیعی آن بخشی از هویت اثر ماست. از ابتدای تاریخ، انسان در کنار رودخانهها، جنگلها و منابع طبیعی زندگی خود را شکل داده و تمدنها از همین جاها بهوجود آمدهاند. بهعنوان نمونه جالب است بدانید درخت «سرخدار» که نام سریال برگرفته از آن است، قدمتی بالای 100سال دارد و برگ آن برای انسانهای اولیه کاربرد داشته و از آن برای سمی کردن سر نیزههایشان در جنگها استفاده میکردند. این نشان میدهد طبیعت، جنگل، آب و منابع طبیعی از روز اول با زندگی انسان عجین بوده و همواره نقشی تعیینکننده در زیست بشر داشتهاند.
وی با تاکید بر تضاد بهوجود آمده میان انسان سودجو و طبیعت عنوان کرد: تا زمانی که این عجین بودن و همزیستی میان انسان و طبیعت وجود داشت، هیچ تضادی شکل نمیگرفت اما انسان سودجو و منفعتطلب از جایی به بعد، وقتی ارزش این منابع را نادیده گرفت و جمعیت رو به افزایش گذاشت شروع به بهرهبرداری سودجویانه از طبیعت کرد. در قصه ما نیز این تضاد بهخوبی به تصویر کشیده شده؛ جایی که انسان سودجو در مقابل انسان حافظ منابع طبیعی قرار میگیرد. در این میان جنگل دیگر صرفا یک عنصر منفعل نیست بلکه بستر هستی قصه است و گروهی بهسمت تخریب و گروهی بهسمت حفاظت از آن حرکت میکنند. این تقابل همیشگی، هسته مرکزی درام ما را شکل میدهد.
قصه انسانهایی که انتخاب میکنند
فرخنده در ادامه درباره شخصیت خاکستری قهرمان اصلی سریال (مازیار) که بین قانون و خانواده گرفتار شده، توضیح داد: انتخاب شخصیت اصلی بهعنوان یک کاراکتر چندبعدی و خاکستری برای من هیچگاه ریسک محسوب نمیشد. با عزیزان نویسنده، بهویژه خانم سارا رشیدی، از ابتدا تحقیقات گسترده و گفتوگوهای متعددی داشتیم و قصه این کار بسیار تحقیقمحور بود و سپس بهدرستی دراماتیزه شد. بر این باورم که زندگی همه ما براساس انتخابهایمان شکل میگیرد و هیچ انسانی مطلقا خوب یا بد نیست. هر انسانی امکان خطا دارد و این امکان خطاست که انسان را خاکستری میکند. این خاکستری بودن را در دل قصه با بالانس کردن نیروهای خیر و شر مدیریت کردیم. در این مسیر، تفاوت انسانها با یکدیگر درجهبندی آنها به خوب و بد نیست بلکه به انتخابهایشان برمیگردد. انسان با انتخابهایش معنا پیدا میکند. سعی کردیم این خاکستری بودن بهگونهای باشد که مخاطب را اذیت نکند یا در بلاتکلیفی قرار ندهد.
کارگردان و تهیهکننده سرخدار با بیان آنکه این ویژگی به تمپوی درونی کار کمک کرده است، افزود: ما ریتمی در اثر داریم که از کنار هم قرار گرفتن تصاویر و میزانسن فضاها شکل میگیرد و ضرباهنگ درونی قصه را میسازد. وقتی مخاطب با شخصیتی مواجه میشود که در آستانه انتخاب لغزش قرار دارد، این مسأله برای او جذابیت ایجاد میکند. تکنیک جذابی که در آثار بزرگی مانند هیچکاک نیز بهکار رفته این است که مخاطب جلوتر از شخصیتهای درون قصه قرار میگیرد. او میداند که قهرمان در حال خطا کردن است اما خود قهرمان از آن بیخبر است. این رویکرد، ریتم و تمپوی درونی کار را بهطرز چشمگیری بالا میبرد و تاثیرگذاری بیشتری بر ذهن مخاطب میگذارد. این آگاهیبخشی به مخاطب یکی از نقاط قوت سریال ماست.
فرخنده در پاسخ به این پرسش که برای جلوگیری از خستهکننده و آموزشی شدن داستان چه ترفندهایی بهکار رفته است، عنوان کرد: مهمترین کاری که انجام دادیم، تحقیق گسترده و تولید متریال فراوان بود. سپس بخشهایی را که به هم مرتبط بودند و پتانسیل دراماتیک داشتند از هم تفکیک کردیم. ترفند اصلی ما این بود که از تکنیکهای امتحان شده تاریخ سینما بهره ببریم و مخاطب را کاملا درگیر قصه کنیم. بیش از آنکه بخواهیم بهطور مستقیم حرف بزنیم، دنبال نمایش عمل بودیم بهگونهای که دائما اتفاقات جدید رخ میدهد و شخصیتها در کنش و واکنش مداوم هستند. سعی کردیم اتفاقات از دل خود قصه بیرون بیایند و به آن تزریق نشوند. وقتی مسائل زیستمحیطی از بافت و متن داستان بیرون میآید، دیگر شعارزدگی معنا پیدا نمیکند و مخاطب بهراحتی با آن همراه میشود. همچنین در بخشهای نظارت فیلمنامه، دوستان با دقت بالایی کمک کردند این تعادل بهخوبی برقرار شود.
ترکیب هنرمندان ملی و بومی
وی درباره انتخاب بازیگران و ترکیب هنرمندان ملی و بومی گفت: وقتی بهسوی سوژهای مانند منابع طبیعی و محیطزیست میرویم میدانیم که این موضوع به حیات بشر مرتبط است و اگرچه در منطقهای مانند مازندران، گیلان و گلستان بیشتر تجمیع شده اما بحثی ملی و حتی جهانی است. در انتخاب بازیگران سعی کردیم هنرمندانی انتخاب کنیم که هم در سطح ملی شناخته شده هستند و هم اشراف کامل به استان مازندران داشتهاند. برای نمونه آقای سلمان خطی که در سریال «پایتخت» نیز نقشآفرینی کرده، خود اهل مازندران است و در بخش لهجه و معرفی بازیگران محلی کمک شایانی به ما کرد. هنرمندانی مانند هادی اصغری و آقای سالاری هم که از بازیگران بومی و توانمند استان بودند در نقشهای اصلی حضور یافتند. ما با کمترین چالش سعی کردیم از حداکثر ظرفیت بازیگران محلی در کنار بازیگران ملی بهره ببریم. بازیگران ملی ما نیز همگی دغدغه این موضوع را داشتند و وقتی فیلمنامه را خواندند، با عشق و علاقه وارد کار شدند. در طول تولید، با وجود سختیهای فراوان و تعدد لوکیشنها، همه با عشق و انرژی بالا کار کردند.
فرخنده در ادامه با تاکید بر عشق و علاقه تیم تولید در مواجهه با چالشهای مالی اظهار داشت: من هر آنچه که داشتم در این کار گذاشتم و این را افتخار خود میدانم. تکتک بچههای پشت دوربین و جلوی دوربین با کمترین توقع و بیشترین انرژی پای کار آمدند. اگر کمتر از حق خود پول گرفتند، اگر پولشان دیر داده شد و حتی اگر الان طلبکار هستند با عشق ماندند تا کار به سرانجام برسد.
وی تکمیل کرد: خوشبختانه حمایتهای خوب سازمان صداوسیمای مرکز مازندران، بستر مناسبی برای تولید این اثر فراهم کرد و همدلی و وفاقی که بین همه عوامل تولید وجود داشت باعث شد این مجموعه باکیفیت مطلوب به مرحله پستولید برسد. امیدواریم این اثر که حاصل تلاش جمعی و عشق به طبیعت و ایران عزیزمان است بتواند مورد استقبال مخاطبان قرار بگیرد و گامی مؤثر در جهت آگاهیبخشی نسبت به حفاظت از جنگلهای هیرکانی و منابع طبیعی کشور باشد.