جلوه‌های ایثار در هلال مهربانی
تهیه‌کننده برنامه این روز‌های شبکه تهران از تصمیم‌گیری برای ثبت خاطرات امدادگران داوطلب می‌گوید

جلوه‌های ایثار در هلال مهربانی

​​​​​​​وقتی هر شهروند یک روایتگر می‌شود

سیما
در میان انبوه خبرها و تحلیل‌های روزمره، گاهی رویدادی چنان مؤثر و ریشه‌ای رقم می‌خورد که رسانه‌ها را ناچار از بازتعریف نقش خود می‌کند. آنچه در چند وقت اخیر و به‌ویژه پس از تجمعات خودجوش مردمی از ۹اسفندماه در سراسر کشور شکل گرفت، فقط یک رخداد اجتماعی ساده نبود بلکه نقطه عطفی در نسبت رسانه با جامعه به‌شمار می‌رود که در مراسم وداع و تشییع قائد امت (رهبر شهید) بیش از پیش نمود پیدا کرد. در این میان، برنامه «گفت‌وگوی ویژه مردمی» شبکه تهران با درک این لحظه تاریخی، گامی فراتر از یک پوشش معمولی برداشت و الگویی تازه از مواجهه با واقعیت اجتماعی را به نمایش گذاشت که در آن مردم از سوژه به راوی تبدیل می‌شوند. این تجربه موفق، بستری را فراهم کرد تا رسانه ملی بتواند گام‌های عملی خود را برای نزدیک شدن به تراز مطلوب رهبری یعنی «رسانه در تراز بعثت امت» بردارد. با این حال، اهمیت این رویداد ما را با این پرسش اساسی روبه‌رو می‌کند که چگونه می‌توان مردمی‌سازی رسانه را از یک ابتکار مقطعی، به یک الگوی پایدار، هوشمند و نهادینه در ساختار رسانه ملی تبدیل کرد؟
کد خبر: ۱۵۵۸۵۶۹
نویسنده زهرا عباسی-گروه رسانه
 
بعثت روایت در عصر حماسه 
برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید ریشه‌های موفقیت این برنامه را در درک درست سازندگان آن از بستر زمانی و مکانی وقوع رویداد جست‌وجو کرد. این روزها، فضای سیاسی و اجتماعی کشور واجد نشانه‌هایی از یک دوره تازه از اقتدار و ایستادگی است که با شهادت جانگداز رهبر انقلاب آغاز شده و تحلیلگران رسانه‌ای آن را سرآغاز «عصر خامنه‌ای بزرگ» می‌دانند. در چنین مقطع حساسی، کارکرد یک رسانه عمومی فراتر از انعکاس صرف رویدادها یا ابلاغ پیام‌های یک‌سویه تعریف می‌شود. رسانه در این دوران جدید، نیازمند ثبت تاریخی عظمت احساسات و آن «مهر و خشم مقدسی» است که در میان جمعیت موج می‌زند؛ پدیده‌ای که هرگز در قاب‌های کوچک دوربین و میکروفن‌های سنتی استودیویی قابل ثبت نیست. این ضرورت ثبت بدون واسطه، در برنامه «گفت‌وگوی ویژه مردمی» شبکه تهران با درکی عمیق‌تر از بستر جغرافیایی و سیاسی پایتخت همراه شد؛ شهری که همواره در خط مقدم تحولات قرار داشته و نقش‌آفرینی کرده است. مردم تهران، با درک این مختصات تأثیرگذار نه‌تنها به‌عنوان ساکنان یک کلانشهر بلکه به مثابه بازیگرانی که وزن تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی را می‌شناسند وارد صحنه شدند. در حقیقت، تجمعات پیوسته از ۹اسفندماه به بعد، تجلی حضور پرشور اقشار مختلف مردم به‌ویژه نسل جوان یعنی دهه ‌هفتادی‌ها و هشتادی‌ها بود؛ نسلی که رشدیافته و پرورده در مکتب تربیتی امام خامنه‌ای است و امروز ثمرات این تربیت انقلابی در قالب تحقق بیانیه گام دوم به بار نشسته. تجربه موفق این برنامه در پایتخت نشان داد برای پوشش حماسه‌های آینده، کل سازمان باید به‌مثابه یک روح در پیکر واحد عمل کند تا با هم‌افزایی همه‌جانبه میان مراکز استانی، واحدهای سیار و زیرساخت‌های فنی، این لحظات تاریخی به شایسته‌ترین شکل ثبت و برای نسل‌های آینده روایت شود. 
   
عینیت مردمی‌سازی رسانه 
گسترش این تجربه هم‌افزا به سطح ملی، گامی درراستای تحقق برنامه‌سازی تعاملی و عینیت‌بخشی به مفاهیم نظری است. در این مسیر، دستاورد اصلی این برنامه را باید فراتر از شعار، در پیاده‌سازی عملی مفهوم «مردمی‌سازی رسانه» جست‌وجو کرد؛ جایی که مفهوم تئوریک مردمی‌سازی به ساختاری عملیاتی بدل می‌شود و دوربین و میکروفن به‌دست کسانی سپرده شده که تا پیش از این، تنها تماشاگر یا دریافت‌کننده پیام بودند. با این رویکرد، برنامه ضمن عبور از قالب‌های کلیشه‌ای و پرهیز از بزرگ‌نمایی‌های بی‌روح کوشیده لایه‌های عمیق باورها و میراث رهبری شهید را به تصویر بکشد. این تغییر، نه یک نوآوری فنی مقطعی بلکه بازتعریفی از مناسبات قدرت در تولید محتواست؛ تحولی که نویدبخش گذار سازمان صداوسیما به‌سوی تعامل دوسویه است. وقتی شهروند بی‌واسطه و با بیان خود از انگیزه‌ها و مشاهداتش می‌گوید، رسانه از انحصار روایت خارج شده و به بستری برای اصوات متکثر بدل می‌شود. در این چارچوب، هر گذرگاه شهری به یک استودیوی زنده تبدیل شده و هر شهروند روایتگری است که چشم‌انداز منحصربه‌فرد خود را به اشتراک می‌گذارد. این فرآیند گامی عملی برای رسانه‌ای است که نه برای مردم، که با مردم نفس می‌کشد و حس مالکیت نسبت به قاب رسانه ملی را در آنان تقویت می‌کند. 
 
بازتعریف رسانه با صدای مردم 
زمانی که این حس مالکیت و مشارکت واقعی شکل بگیرد، رسانه دیگر نمی‌تواند به الگوهای یک‌سویه گذشته بازگردد و از همین ‌رو ضرورت درس‌آموزی از این تجربه موفق برای آینده سازمان دوچندان می‌شود. درواقع این تجربه را باید نقطه آغازی برای تحولی بنیادین در برنامه‌سازی رسانه ملی دانست؛ تحولی که درس‌های استخراج ‌شده از آن نقشه راه سال‌های پیش رو را ترسیم می‌کند. این نقشه راه بر سه پایه اصلی استوار است: اعتماد نظام‌مند به ظرفیت‌های مردمی، واگذاری سهم بیشتری از روایت به ذی‌نفعان اصلی و حرکت به‌سمت رسانه‌ای مشارکتی که در آن مرز میان برنامه‌ساز و مخاطب کمرنگ می‌شود. برای آن‌که این نقشه راه از سطح ایده فراتر برود و به یک برنامه عملیاتی تبدیل شود، پیگیری سه محور راهبردی در افق پیش رو ضروری است. نخست تکثیر بومی این الگو از طریق گسترش تجربه شبکه تهران به تمامی شبکه‌های استانی و ایجاد بسترهای فنی مشترک تا هر شهروند در هر نقطه از ایران بتواند راوی اقتدار محل زندگی خود باشد. دوم سنجش کیفی تعامل با تدوین شاخص‌های عینی از جمله تحلیل محتوای پیام‌ها و میزان درگیری مخاطب برای مشخص شدن عیار واقعی پیوند رسانه با جامعه و سوم نهادینه‌سازی ساختاری از طریق ایجاد سازوکارهای سازمانی تا این رویکرد تعاملی از یک ابتکار مقطعی و مناسبتی، به فرهنگی پایدار و مصون از سلیقه‌گرایی تبدیل شود.  باید توجه داشت که تحقق این سه محور می‌تواند بقای رسانه را در اتمسفر جدید جامعه تضمین کند. در افق تازه‌ای که از آن با عنوان آغاز «عصر خامنه‌ای بزرگ» یاد می‌شود تنها رسانه‌ای کارآمد و اثرگذار خواهد بود که میان حقیقت جاری در خیابان‌ها و قاب تصویر، پیوندی ناگسستنی برقرار کند. برنامه «گفت‌وگوی ویژه مردمی» نشان داد رسانه با اتکا به اعتماد مردم می‌تواند به موتور محرک همدلی، امید و بازتاب دستاوردهای علمی، موشکی و نظامی کشور تبدیل شود. تداوم این مسیر، نیازمند جرأت نهادی در واگذاری پایدار میدان به مردم و نیز طراحی ساختارهای حمایتگر است. نسخه امروز اگر بر پایه درس‌آموزی از این تجربه و برنامه‌ریزی برای گسترش آن شکل بگیرد، می‌تواند در آینده به الگویی برای همه شبکه‌های سیما بدل شود؛ الگویی زنده و جاری که در آن هر شهروند، همپای رسانه در بازآفرینی فرهنگ عمومی سهیم است و رسانه ملی نیز با افتخار، جایگاه خود را به‌عنوان «رسانه در تراز بعثت امت» حفظ می‌کند و در این مسیر دشوار، سربلند و سرافراز می‌ماند. 
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها