به گزارش جام جم آنلاین؛ در بخش نخست این گفتوگوی تفصیلی با سعید سلطانی، حسین امیرجهانی، حامد حسینی و امین زندگانی درباره دلایل استقبال مخاطبان از سریال «طوبی»، شخصیتهای چندلایه، قصه خانوادگی، همذاتپنداری و نحوه روایت یک داستان ۵۰ ساله صحبت شد. اما «طوبی» یک پرسش مهمتر را هم پیش روی سازندگان قرار میدهد: آیا هنوز تلویزیون بهترین بستر برای روایت قصههای بلند و پرشخصیت است؟ در ادامه، حامد حسینی و دیگر دستاندرکاران طوبی از تفاوت تلویزیون و پلتفرمها، ظرفیت مخاطب تلویزیون و آسیبی میگویند که نگاه «صرفا شغلی» میتواند به تولیدات این رسانه وارد کند.
با توجه به تعدد شخصیتها و گستردگی قصه، از منظر تهیه و تولید، آیا فکر میکنید اگر «طوبی» برای نمایش خانگی ساخته میشد، میتوانست با همین تعداد قسمت تولید شود؟ اساسا آیا دست سازندگان تلویزیونی برای ساخت چنین آثار بلندی بازتر است؟
سعید سلطانی: خیلی کوتاه جواب میدهم. من الان در حال همکاری با پلتفرم هستم. تلویزیون بهمراتب از پلتفرم فراگیرتر است؛ دامنه مخاطب بیشتری دارد و تأثیر بیشتری هم دارد.
حسین امیرجهانی: هیچ سریال پلتفرمیای نمیتوانید پیدا کنید که بالای ۱۰ میلیون مخاطب داشته باشد.
حامد حسینی: در قدم اول باید بگویم مقیاس مخاطب تلویزیون با هیچ رسانه دیگری در ایران قابل مقایسه نیست. ممکن است یک فیلم سینمایی یا سریال نمایش خانگی اثر مهم و موفقی باشد، اما همچنان تلویزیون دامنه مخاطب بسیار گستردهتری دارد و میتواند با طیف متنوعتری از مردم ارتباط برقرار کند. ناظر به این صحبتم خاطرهای تعریف میکنم. در کارنامه کاریام سه، چهار اثر دیدهشده دارم که توانستهاند سیمرغ یا جوایز متعدد دیگری بگیرند، اما همچنان وقتی سفر میروم و میخواهند من را معرفی کنند، میگویند تهیهکننده «طوبی» است.

ضمن اینکه باید بگویم اینها به منزله پوشش ضعفهای موجود در تلویزیون نیست. درست است که تلویزیون برای مواردی خطوط قرمز دارد، اما پلتفرم به جهت تولید، بهمراتب خطوط قرمز بیشتری دارد. چرا؟ وقتی قرار است کاراکتری بهشدت دوستداشتنی خلق کنید، دستت در تلویزیون از لحاظ سبک زندگی بازتر است، چون تعداد همذاتپنداریهای مخاطب بیشتر است. نکته این است که مسلماً تلویزیون چون هزینه تولیدش نسبت به پلتفرم پایینتر است، بهترین حالتش این است که مقرونبهصرفهتر باشد.
هنوز پلتفرمهای ما جرأت تولید صنعتی را ندارند. ضمن اینکه اگر مثل تلویزیون موظف باشند که باید کنداکتوری به این حجم را پر کنند، مسلماً ۱۰ برابر تلویزیون میروند به سمت تولیدات بلند. دلیلش همین است. پلتفرم موظفی خاصی برای پر کردن کنداکتور ۲۴ ساعته ندارد، اما در تلویزیون آنتن نباید خالی شود و این شرایط را تغییر میدهد. تلویزیون به لحاظ شرایط حاکمیتی که دارد و به جهت اینکه مخاطب را بیشتر میتواند نگه دارد، تعداد قسمت بالا برایش مقرونبهصرفهتر است و برایش آورده بیشتری دارد.
پس تفاوت اصلی را باید در گستره مخاطب و مدل تولید جستوجو کرد؟ آیا این گستره مخاطب، خودش یکی از مزیتهای تلویزیون برای تولید سریالهای بلند محسوب میشود؟
امیرجهانی: پلتفرمها در سالهای اخیر در زمینه تولید بسیار فعال شدهاند و مخاطب خودشان را دارند، اما بخش قابلتوجهی از این مخاطبان، مخاطب شهرهای بزرگ و گروههای اجتماعی خاصتر هستند. در مقابل، تلویزیون با تنوع بسیار بیشتری از مخاطبان مواجه است. بنابراین تولید اثری مانند «طوبی» برای تلویزیون، از نظر حفظ ارتباط با گروههای مختلف مردم، چالش بزرگتری دارد.
در عین حال، تلویزیون محدودیتهای خودش را هم دارد و نمیتوان گفت در همه زمینهها دست سازنده بازتر است. پلتفرمها در برخی موضوعات و شیوههای روایت آزادی بیشتری دارند، اما تلویزیون در ارتباط با خانوادهها و ایجاد همذاتپنداری عمومی، ظرفیت کمنظیری دارد.
به نظرم اگر پلتفرمها بخواهند به اندازه تلویزیون، مخاطب متنوع و گستردهای را پوشش دهند، باید حجم و تنوع تولیدشان را بسیار بیشتر کنند. تلویزیون به دلیل مأموریت و مسئولیتی که دارد، ناچار است برای گروههای گوناگون تولید کند؛ همین موضوع کار را سختتر، اما اثرگذاری آن را هم بیشتر میکند.

حسینی: باید این دقت نظر را هم داشت که اتفاقا بخشی از دیده شدن «طوبی» مرهون همین طیف گسترده مخاطب است. حتی در فیلمنامه این اثر کمترین دخل و تصرف از سوی سازمان انجام شد. سازمان اعتماد زیادی به تیم تولید «طوبی» داشت. هر آنچه در سریال درباره انقلاب، دفاع مقدس، خانواده و تاریخ روایت شد، از باور کسانی میآمد که پشت دوربین بودند. کسی به ما نگفت صرفاً درباره موضوعی خاص صحبت کنیم؛ تاریخ برای ما دکور نبود، بستری بود تا درباره انسان امروز، انتخابهای او و نسبتش با خانواده و جامعه حرف بزنیم. این اولین بار بود که تلویزیون اجازه داد بخشی از روایت را از منظر عراق ببینیم. این اتفاق، به نظرم نوعی جسارت بود؛ اینکه اجازه داده شود بخشی از روایت، از دل تجربه و باور عوامل شکل بگیرد.
با این توضیحات، به نظر شما تلویزیون برای حفظ این سرمایه و ارتباط با مخاطب چه مسیری باید طی کند؟ آیا باید برای رقابت با پلتفرمها، به سمت الگوهای آنها برود؟
حسینی: مسئله این است که در تلویزیون هرجا اثر از اصالت فاصله بگیرد، مخاطب هم این فاصله را احساس میکند. اصالت، فقط به معنای وفاداری تاریخی یا شعار دادن نیست؛ یعنی سازنده واقعاً به آدمها، موقعیتها و مسئلهای که روایت میکند باور داشته باشد.
تلویزیون زمانی موفق خواهد بود که در کنار توجه به سلیقه مخاطب، اصالت خودش را حفظ کند. سلیقه مخاطب نباید نادیده گرفته شود، اما نباید همهچیز هم صرفاً بر اساس ذائقه روز تغییر کند. اگر قرار باشد تلویزیون فقط از فرمولهای رایج پلتفرمها تقلید کند، بخشی از هویت و ظرفیت خودش را از دست میدهد.
اصالت تلویزیون در این است که مخاطب گستردهاش را حفظ کند و برای گروههای مختلف مردم قصه بگوید. این مخاطب باید در شخصیتها، دغدغهها و موقعیتهای داستانی، بخشی از زندگی خودش را ببیند. به نظرم «طوبی» در همین مسیر حرکت کرد و تلاش داشت میان جذابیت قصه، گستردگی مخاطب و باورهای سازندگان تعادل برقرار کند.
ما تولیدکننده هستیم و میخواهیم این کالای فرهنگی مورد استفاده گستره وسیعتری از مخاطب قرار بگیرد. حتی اگر پلتفرم قصد داشته باشد با استفاده از اصالت، سبک زندگی القا کند هم موفق نخواهد شد. در تلویزیون آنجایی موفق خواهیم بود که با حفظ اصالت مخاطب، هر کاری که بلدیم را برای جذب مخاطب انجام دهیم که اینجا صحبتم ناظر بر همین تعداد بالای قسمت سریال است، گل را زدهایم.

به نظر شما مشکل فقط به ساختار تولید و تفاوت تلویزیون و پلتفرم برمیگردد یا نوع نگاه عوامل و تولیدکنندگان به تلویزیون هم در کیفیت آثار تأثیر دارد؟
زندگانی: من هم اضافه کنم. یک زمانی شغلی وجود داشت به اسم «نمکی» که در خیابانها دورهگردی میکردند و با گرفتن حاشیه دور نانها نمک میدادند. در ادامه میگویم چرا این مثال را شاهد آوردم. متأسفانه در سالهای اخیر با نگاه برخی در تلویزیون مواجه شدهایم که من اسمش را میگذارم نگاه «دور نان»؛ یعنی بعضیها میآیند، کاری را انجام میدهند و فقط به این فکر میکنند که این پروژه زودتر تمام شود و دستمزدش را بگیرند و بروند.
در حالی که تلویزیون رسانهای ماندگار است. ما خیلی از بازیگران بزرگ را با کارهای تلویزیونیشان در ذهن مردم به یاد میآوریم. زندهیاد اکبر عبدی آثار زیادی بازی کردند. بین آنها آثار سینمایی بسیار درخشانی هم وجود داشته، اما آنچه در خاطره جمعی مردم باقی مانده، اغلب همان آثار تلویزیونی ایشان است. برای همین معتقدم اگر قرار است در تلویزیون کار کنیم، نباید فقط با نگاه شغلی و رفع تکلیف وارد شویم. هنوز این رسانه محترم است و هنوز میتواند ماندگار باشد، به شرطی که ما هم با آن محترمانه و مسئولانه برخورد کنیم.
من از روز اول در بعضی پروژهها با این جمله مواجه شدهام که «یک سفرهای پهن است، برویم سهممان را برداریم و برویم». این نگاه خطرناک است، چون خروجی کار را از درون تهی میکند. در «طوبی» اینطور نبود. از همان ابتدا احساس میکردی قرار نیست فقط چند ساعت کار کنیم و برویم خانه. همه آمده بودند که این اثر ماندگار شود. همین باعث میشود بازیگر، کارگردان، نویسنده، صدابردار، فیلمبردار و همه عوامل، کار را مال خودشان بدانند و نسبت به آن غیرت داشته باشند.
یعنی اگر بخواهیم کیفیت آثار تلویزیونی را ارتقا دهیم، صرف افزایش امکانات و بودجه کافی نیست؟
سلطانی: تجربه میگوید هر اثر نمایشیای که دیده و ماندگار شده، بیش از آنکه حاصل امکانات صرف باشد، نتیجه سلیقه، علاقه و همنظر شدن آدمهایی است که دور یک پروژه جمع میشوند. واقعیت این است که بضاعت مالی تلویزیون بهتنهایی کسی را ترغیب نمیکند که اینهمه انرژی و وقت برای یک پروژه بگذارد. اگر قرار بود صرفاً با سازوکار اداری و بودجه، آثار ماندگار تولید شوند، باید در این چند دهه به شکل خط تولید، کارهای درخشان و موفق بیرون میآمد؛ در حالی که چنین نیست.
آنچه یک پروژه را جلو میبرد، انگیزه درونی آدمهایی است که میخواهند کار درست انجام دهند. در «طوبی» هم همین اتفاق افتاد. از ماهها قبل، وقت زیادی برای سیناپس، جزئیات قصه و ساختار کار گذاشته شد. قرار نبود فقط پروژهای را شروع کنیم و هرچه شد، شد. همین تعصب باعث شد بسیاری از نیروهای حرفهای و کاربلد هم به پروژه متصل شوند و احساس کنند قرار است در یک کار جدی و محترم حضور داشته باشند.
این حس تعلق و جدی گرفتن پروژه را شما در زمان تولید «طوبی» چطور تجربه کردید؟
امیرجهانی: وقتی پروژهای برای دستاندرکاران معنا داشته باشد، سختی کار شکل دیگری پیدا میکند. همه ما در «طوبی» خیلی سخت کار کردیم، اما چون حس میکردیم این زحمت قرار است در خروجی دیده شود، خستگی معنا پیدا میکرد. بازیگر وقتی میبیند کارگردان دغدغه دارد، تهیهکننده پیگیر کیفیت است و متن بر اساس فکر و زمان جلو آمده، با انگیزه بیشتری بازی میکند. گاهی این عرق و تعصب حتی در جزئیترین بخشها خودش را نشان میدهد. این جنس حساسیت، از این میآید که پروژه را متعلق به خودت بدانی. وقتی این حس در گروه ایجاد میشود، حتی بازیگر و عوامل فنی هم فقط به انجام وظیفه روزانهشان فکر نمیکنند؛ میخواهند بهترین نسخه کار شکل بگیرد.
تهیهکننده برنامه شبکه نسیم از دغدغههای تولید برنامهاش گفت:
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در گفتوگو با جامجم آنلاین:
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد