قمار بزرگ سکوت

طی چند روز گذشته، رسانه‌های بین‌المللی از جمله نیویورک‌تایمز، رویترز و آکسیوس، خبر از نهایی شدن پیش‌نویس توافق میان ایران و آمریکا داده‌اند.
طی چند روز گذشته، رسانه‌های بین‌المللی از جمله نیویورک‌تایمز، رویترز و آکسیوس، خبر از نهایی شدن پیش‌نویس توافق میان ایران و آمریکا داده‌اند.
کد خبر: ۱۵۵۴۰۴۱
نویسنده اردشیر زابلی‌ زاده - عضو هیأت علمی دانشگاه صداوسیما

محتوای گزارش‌ها حاکی از تعهد ایران به توقف غنی‌سازی بالا و کاهش ذخایر هسته‌ای، آزادسازی میلیارد‌ها دلار از دارایی‌های بلوکه‌شده، بازگشت تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز به روال پیش از جنگ و لغو موقت تحریم‌های نفت، گاز و پتروشیمی است. در سوی مقابل، برخی رسانه‌های ایران این گزارش‌ها را کاملاً تکذیب کرده و نوشته‌اند، ادعای استثنا شدن اسرائیل از تعهدات توافق، فاقد وجاهت است. ایران هیچ تعهد هسته‌ای در این توافق ندارد، اما مراجع رسمی دولتی و مسئولان ارشد کشور، درباره جزئیات این توافق احتمالی سکوت مطلق اختیار کرده‌اند.
در این رویداد واحد، سه قاب‌بندی متفاوت و متضاد شکل گرفته است. رسانه‌های غربی با قاب «پیروزی دیپلماسی تحریم» روایت می‌کنند که ایران عقب‌نشینی کرده و به مرز فروپاشی رسیده است. برخی رسانه‌های ایران با قاب «شکست پروژه تغییر رژیم» تأکید می‌کنند که دشمن دروغ می‌گوید و ایران نه فقط امتیازی نداده، بلکه تنگه هرمز را نیز مدیریت می‌کند. در میانه این دو، مسئولان ساکت، اساسا هیچ قاب‌بندی ارائه نداده‌اند. دو قاب متضاد برخی رسانه‌های ایران و غرب با هم جمع نمی‌شوند. رسانه‌های ایران می‌گویند «هیچ تعهد هسته‌ای ندادیم» و غرب می‌گوید «تعهد دادند». حقیقت احتمالا جایی در میان این دو است، اما نبود یک قاب رسمی سوم، یعنی روایت متحد و شفاف از سوی دولت، این شکاف را به یک شکاف امنیتی تبدیل کرده است. قاعده جنگ رسانه‌ای روشن است: در خلأ قاب‌بندی، قاب دشمن غالب می‌شود.
این قاب‌های متضاد، واکنش‌های عاطفی و فکری متفاوتی در مخاطبان ایجاد کرده است. مردم عادی ایران که در تضاد میان «روایت رسانه‌های ایران» و «روایت رسانه‌های غرب» قرار گرفته‌اند، دچار سردرگمی در تشخیص واقعیت، اضطراب، بی‌اعتمادی و نگرانی از نبود خبر شفاف شده‌اند. نخبگان سیاسی با دیدن سکوت مسئولان، این پرسش برای‌شان ایجاد می‌شود که اگر واقعا پیروز بودیم، چرا افتخار نمی‌کنیم؟ رسانه‌های معاند نیز از این وضعیت بهره‌برداری می‌کنند و با تقویت قاب «پیروزی غرب»، شکاف بین روایت رسانه‌های ایران و مسئولان را مستندسازی کرده و فضایی از طنز، تمسخر و امید به فروپاشی می‌سازند. در نهایت نه رسانه‌های داخلی قادر خواهند بود آرام‌بخش باشند و نه مسئولان ساکت توانسته‌اند اعتماد ایجاد کنند. نتیجه خالص این فرآیند، بحران اعتماد افکار عمومی است. همان‌طور که در برخی از تحلیل‌های انتقادی به‌درستی اشاره شده: نتیجه عینی این سیاست غلط، رها کردن ذهن و قلب مردم در زیر بمباران شدید شناختی شبکه رسانه‌های غربی، عبری و عربی است.
برای خروج از این وضعیت، یک قاب جایگزین و متقاعدکننده نیاز است که نه تکذیب صرف باشد و نه سکوت انفعالی دولت. پیشنهاد کارشناسان، قاب «شفافیت تاکتیکی» است. این قاب دارای چهار مؤلفه اصلی است؛ نخست، تأیید یا رد اصل توافق با این منطق که اگر تایید است: «بله، به تفاهم رسیده‌ایم؛ چرا که جنگ تمام شده و دشمن نتوانست به اهداف خود برسد.» دوم، واگذاری جزئیات فنی به زمان اجرا با تأکید بر این‌که «بخشی از جزئیات فنی در بسته‌های جداگانه مذاکره می‌شود؛ چیزی که امروز مهم است، پایان تحریم‌ها و آزادسازی منابع است». سوم، مستندسازی با سند، حتی اگر سانسور شده باشد؛ مثلا انتشار یک صفحه از پیش‌نویس با محرمانه‌سازی موارد حساس، برای اثبات این که «حرفی برای گفتن داریم». چهارم، تغییر گفتمان از واژه «امتیاز» به «معامله عادلانه»؛ به این معنا که هر توافقی شامل هزینه و فایده است. نکته کلیدی این است که این قاب باید پیش از آن که رسانه‌های غربی همه جزئیات را به روایت خود تمام کنند، منتشر شود. در جنگ روایت‌ها، اولین روایت، روایت غالب است، نه لزوما درست‌ترین روایت.
اگر قاب «شفافیت تاکتیکی» به‌درستی و به‌موقع اجرا شود، اثرات رفتاری و سیاسی قابل‌توجهی قابل انتظار است. در سطح افکار عمومی داخلی، کاهش اضطراب، افزایش اعتماد حداقلی به سیستم و توقف حدس‌زنی‌های سمی در فضای مجازی رخ خواهد داد. در سطح نخبگان و رسانه‌های داخلی، هماهنگی نسبی در پوشش خبری شکل می‌گیرد و پایان دوراهی «رسانه یا سکوت» فرا می‌رسد. رسانه‌های معاند نیز برگ تناقض‌گویی داخلی را از دست خواهند داد و ناچار می‌شوند به‌جای نقد نبود اطلاعات، به نقد محتوای خود توافق بپردازند. تیم مذاکره‌کننده مشروعیت اجتماعی بیشتری پیدا می‌کند و فشار برای پنهانکاری کاهش می‌یابد و در نهایت، دولت و حاکمیت می‌توانند ابتکار عمل روایی را از غرب بازپس گرفته و گفتمان را از انفعال به مدیریت هوشمندانه بحران تغییر دهند. امروز، بزرگ‌ترین تهدید نه محتوای خود توافق، بلکه نحوه روایت آن است. در جنگ شناختی، تأخیر در گفتن برابر با باخت در میدان معناست. رسانه‌های هژمون غرب از همین ساعت، در حال بازسازی ادراک عمومی جهان هستند که «ایران شکست خورده است». هر روز سکوت مسئولان، یک روز جلو افتادن این روایت است. تکلیف راهبردی روشن است: یا ظرف ۷۲ ساعت یک روایت واحد، مستند و شفاف منتشر می‌شود یا باید پذیرفت که زمین بازی جنگ روایت‌ها را یک‌طرفه به دشمن تقدیم کرده‌ایم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها