ترامپ در سه ماه گذشته همواره لفاظی کرده و به هیچ کدام از اهداف ضدایرانی خود نرسیده است

همه لاف‌های ترامپ

تجربه جنگ ۹۰روزه میان ایران و جبهه مشترک آمریکایی ــ صهیونیستی، بار دیگر خط بطلانی بر محاسبات سنتی واشنگتن در قبال تهران بود. دونالد ترامپ با همان ادبیات آشنای کازینویی، تجارت‌پیشه و آمیخته به مبالغه‌های هالیوودی، این نبرد را به‌عنوان یک «نمایش تلویزیونی» آغاز کرد که در آن قرار بود با چند پست در شبکه اجتماعی «تروث سوشیال» و خط‌ونشان‌های توییتری، اراده سیاسی تهران را فروبپاشد. با‌این‌حال، روند تحولات میدانی، تاب‌آوری شبکه پدافندی و موشکی ایران و درنهایت ایستادگی راهبردی نیرو‌های مسلح، واقعیت دیگری را بر هیات حاکمه ایالات‌متحده تحمیل کرد. این نبرد در شرایطی به ایستگاه پایانی خود نزدیک می‌شود که عملا می‌توان آن را تحمیل مقتدرانه پایان جنگ بر دشمن آمریکایی ــ صهیونیستی، بدون تحقق اهداف اعلامی آنها دانست. واشنگتن در حالی ناچار به پذیرش آتش‌بس و عقب‌نشینی از شروط خود شد که رئیس‌جمهور آمریکا تمام اعتبار سیاسی و حیثیتی خود را به پای ۱۲ ادعا و بلوف بزرگ قمار کرده بود؛ مواضعی که تحولات سه ماه گذشته، وزن واقعی و غیرعملی‌بودن تک‌تک آنها را در برابر دیدگان ناظران بین‌المللی به تصویر کشید.
تجربه جنگ ۹۰روزه میان ایران و جبهه مشترک آمریکایی ــ صهیونیستی، بار دیگر خط بطلانی بر محاسبات سنتی واشنگتن در قبال تهران بود. دونالد ترامپ با همان ادبیات آشنای کازینویی، تجارت‌پیشه و آمیخته به مبالغه‌های هالیوودی، این نبرد را به‌عنوان یک «نمایش تلویزیونی» آغاز کرد که در آن قرار بود با چند پست در شبکه اجتماعی «تروث سوشیال» و خط‌ونشان‌های توییتری، اراده سیاسی تهران را فروبپاشد. با‌این‌حال، روند تحولات میدانی، تاب‌آوری شبکه پدافندی و موشکی ایران و درنهایت ایستادگی راهبردی نیرو‌های مسلح، واقعیت دیگری را بر هیات حاکمه ایالات‌متحده تحمیل کرد. این نبرد در شرایطی به ایستگاه پایانی خود نزدیک می‌شود که عملا می‌توان آن را تحمیل مقتدرانه پایان جنگ بر دشمن آمریکایی ــ صهیونیستی، بدون تحقق اهداف اعلامی آنها دانست. واشنگتن در حالی ناچار به پذیرش آتش‌بس و عقب‌نشینی از شروط خود شد که رئیس‌جمهور آمریکا تمام اعتبار سیاسی و حیثیتی خود را به پای ۱۲ ادعا و بلوف بزرگ قمار کرده بود؛ مواضعی که تحولات سه ماه گذشته، وزن واقعی و غیرعملی‌بودن تک‌تک آنها را در برابر دیدگان ناظران بین‌المللی به تصویر کشید.
کد خبر: ۱۵۵۳۶۷۱
نویسنده مهدی سیف‌تبریزی-گروه سیاسی
 
بلوف فروپاشی
 «ما در حال نابودی کامل این رژیم هستیم. این پایان جمهوری اسلامی خواهد بود.» ترامپ این جمله را با اتکا به تحریم‌های حداکثری و آغاز حملات هوایی بیان کرد. او تصور می‌کرد ساختار سیاسی ایران با نخستین تکانه‌های نظامی از درون متلاشی می‌شود. اما واقعیت حاکمیت در ایران و همبستگی ملی دربرابر تجاوز خارجی، این محاسبات را نقش‌برآب کرد. حتی اندیشکده‌های تندروی آمریکایی مانند «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» (FDD) اعتراف کردند که ساختار سیاسی ایران در مدیریت بحران ناشی از جنگ، انسجام بالایی از خود نشان داد و هیچ لکنتی در سیستم اداری و نظامی کشور پدید نیامد.

 بلوف تجزیه
 «ایران دیگر هرگز مثل قبل نخواهد بود؛ در حال تکه‌تکه‌شدن و فروپاشی است.» رویای دیرینه واشنگتن برای تحریک گسل‌های قومیتی در ایران، محور این ادعای ترامپ بود. او گمان می‌کرد با فشار نظامی، مرزهای ایران دستخوش آشوب داخلی می‌شود. نشریه لوموند فرانسه در تحلیلی اشاره کرد که فشار مستقیم نظامی ترامپ، برعکس انتظارات کاخ‌سفید، حس ناسیونالیستی ایرانیان را تقویت و پروژه‌های تجزیه‌طلبانه را کاملا عقیم کرد. این درحالی‌بود که ترامپ در چندین مصاحبه تلویزیونی از عملکرد گروه‌های تجزیه‌طلب کردی انتقاد کرد.

 بلوف تسلیم
«هیچ توافقی در کار نیست، بازی هم نداریم. یا تسلیم بی‌قید و شرط یا فروپاشی کامل.» مدل ذهنی ترامپ در این بند، کپی‌برداری ناشیانه از توافقات پایان جنگ جهانی دوم بود. او به دنبال یک «پیمان تسلیم» تام و تمام بود. اما شبکه خبری سی‌ان‌ان در گزارشی فاش کرد که اصرار ترامپ بر تسلیم بی‌قید و شرط، دیپلماسی آمریکا را به بن‌بست کشاند، چراکه تهران با اتکا به قدرت موشکی خود، هرگونه ضرب‌الاجلی را مستقیما در میدان پاسخ داد و کار را به جایی رساند که واشنگتن خود به دنبال کانال‌های واسطه گشت.
 
بلوف قیمومیت
«من باید در انتصاب و تعیین رهبر بعدی ایران دخیل باشم و نقش ایفا کنم.» این گزاره، اوج توهم و ادبیات استعاری ترامپ برای تحقیر حاکمیت ملی ایران بود. او فرآیندهای قانونی و شرعی درون ساختار حاکمیتی ایران را نادیده‌گرفت و با نگاهی خودکامه، خود را مأمور تعیین سرنوشت سیاسی تهران دانست؛ آرزویی که البته حسرت آن به دلش ماند.
 
بلوف محو نظامی
«ایران دیگر نیروی هوایی ندارد و نیروی دریایی آنها نیز به‌طور کامل از بین رفته است.» این ادعا، بزرگ‌ترین دروغ نظامی ترامپ در طول نبرد ۹۰ روزه بود. 
او گمان می‌کرد با هدف‌قراردادن چند رادار یا آشیانه، شبکه دفاعی ایران از کار افتاده است. اما عملیات‌های موفق پهپادی و موشکی ایران در هفته‌های بعد و استمرار شلیک سامانه باور۳۷۳ و دیگر پدافندهای بومی و هدف قراردادن نماد سلطه هوایی آمریکا یعنی اف ۳۵ و سپس اف ۱۶ و ای۱۰، خط بطلانی بر این ادعا کشید. 
نشریه تخصصی «جینز دیفنس» انگلستان در واکاوی خلیج‌فارس تأیید کرد که استراتژی دریایی ایران بر پایه قایق‌های تندرو، موشک‌های کروز ساحل به دریا و زیرسطحی‌های کوچک، کاملا دست‌نخورده باقی مانده و نیروی هوایی و پدافندی ایران ساختار شبکه‌ای خود را حفظ کرده است.

بلوف التماس آتش‌بس
«رئیس‌جمهور ایران همین الان از ایالات متحده درخواست آتش‌بس [التماس برای آتش‌بس] کرد.» گاردین درباره این ادعای ترامپ اشاره کرد، این واشنگتن و متحدان غربی‌اش بودند که به دلیل آشفتگی در بازارهای انرژی و ترس از گسترش جنگ، به واسطه‌ها متوسل شدند. ایران هیچ‌گاه از موضع ضعف درخواست صلح نکرد، بلکه شروط خود را از موضع قدرت و صیانت از حاکمیتش به کرسی نشاند.
 
بلوف غارت نفت
«ما کنترل نفت آنها را در دست می‌گیریم.» تکرار ترجیع‌بند قدیمی ترامپ مبنی بر تصاحب منابع ملی دیگر کشورها، این‌بار در برابر ایران کارگر نیفتاد. ایران با تنوع‌بخشی به مسیرهای فروش و حفاظت شدید از خطوط لوله و پایانه‌های خود، مانع از تحقق این غارت شد. اکونومیست در گزارشی نوشت که رویای ترامپ برای تسطیح یا تصاحب چاه‌های نفت ایران، با سد بازدارندگی موشکی ایران برخورد کرد.
 
بلوف تمدنی
«امشب یک تمدن کامل خواهد مرد، تمدنی که دیگر هرگز باز نخواهد گشت.»
این پست جنون‌آمیز در تروث سوشیال، موجی از محکومیت‌های بین‌المللی را به همراه داشت. ترامپ هویت چندهزارساله ایران را هدف گرفته بود، اما پاسخ این بلوف فرهنگی را پایداری بی‌نظیر مردم ایران در شهرهای مختلف زیر سایه تهدیدات دادند. 
 
بلوف گشایش هرمز
«تنگه هرمز اکنون باز است ... ما مسیر عبور را پاک‌سازی کرده‌ایم.» ترامپ مدعی شد با حضور ناوگان آمریکا، کنترل این شاهراه حیاتی را به دست گرفته است. اما واقعیت میدانی نشان داد که بدون چراغ سبز تهران، هیچ تحرکی در این آبراه اتفاق نمی‌افتد. حتی در اوج جنگ، قوانین کشتیرانی اعلامی از سوی ایران مبنای عمل کشتیرانی در خلیج‌فارس و تنگه هرمز بود. 
 
بلوف لشکرکشی
«ما در حال ارسال نیروی نظامی عظیمی هستیم تا تنگه را به‌زور باز کنیم.» وقتی بلوف قبلی فاش شد، ترامپ لحن خود را نظامی‌تر کرد و از گسیل ناوگروه‌های جدید سخن گفت. اما اعزام نیرو در دکترین نظامی امروز آمریکا با چالش «آسیب‌پذیری اهداف بزرگ» روبه‌روست. موشک‌های هایپرسونیک و کروزهای نقطه‌زن ایران عملا ناوشکن‌ها و ناوهای هواپیمابر آمریکایی را به اهدافی در دسترس تبدیل کردند. 
 
بلوف اشغال خارک
«خارک شاهرگ حیاتی آنهاست؛ ما قصد داریم آن را تعطیل و امنیتش را تامین کنیم.» تهدید به تصرف یا انسداد کامل پایانه نفتی خارک، اوج استراتژی فشار اقتصادی از طریق ابزار نظامی بود. اما موقعیت ژئوپلیتیکی خارک و لایه‌های پدافندی پیرامون آن، هرگونه اقدام عملی را برای تفنگداران دریایی آمریکا غیرممکن ساخت. فایننشال تایمز گزارش داد که فرماندهان پنتاگون صراحتا به ترامپ هشدار داده بودند که اقدام نظامی مستقیم علیه خارک، به معنای اعلام جنگ تمام‌عیار و شعله‌ور شدن کل خلیج‌فارس است و آمریکا توانایی تامین امنیت پایدار این منطقه را پس از ضربه احتمالی ندارد.
 
بلوف اسکورت
«نیروهای دریایی آمریکا کشتی‌های تجاری را در برابر تهدیدات ایران در تنگه اسکورت و محافظت خواهند کرد.» این ادعا با واقعیت هزینه‌ها و لجستیک دریایی آمریکا در تضاد بود. اسکورت تک‌تک کشتی‌های تجاری در منطقه‌ای که تحت اشراف کامل پهپادهای شناسایی و موشک‌های ساحل به دریای ایران است، عملا امکان‌پذیر نبوده و هیچ گاه محقق نشد.
برخلاف دونالد ترامپ با ۱۲ گزاره و بلوف سنگین، آنچه در صحنه عمل اتفاق افتاد، یک «شکست سیستماتیک» برای دکترین فشار نظامی آمریکا بود. امروز، آن ۱۲بلوف ترامپ به‌عنوان مستنداتی از توهمات و شکست‌های استراتژیک یک تاجر سیاست‌مدار در آرشیو رسانه‌های جهان ثبت شده است؛ سندی که نشان می‌دهد اراده یک ملت تمدنی را نمی‌توان با ارعاب هالیوودی تسلیم کرد.
newsQrCode
برچسب ها: ترامپ
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها