سریالهای ماه رمضان امسال صرفنظر از کیفیتهای ساختاری و امتیازهای خود در پایان دادن به انواع حوادث و ماجراهای سریالها، با بیتوجهی و دست کم گرفتن مخاطب و جمعبندی پسندیده داستانها و داستانکهایشان، بساط خود را برچیدند. «برادر جان» که میتوانست در همان قسمت آمدن چاووش به خانه کریم و زانوزدن در مقابل خاله و طلب بخشش به خاطر عشق مهتاب، به پایان برسد، با یکسری ماجراها و زد و خوردها و مرگ کریم که در جذابیت و غنای داستان هیچ نقشی نداشتند، خود را لنگان و نادلچسب به خط پایان رساند.
«دل دار» یک ماه کجدار و مریز، ملت را به دنبال خود کشاند و مثلثهای عشقی را ردیف کرد تا در انتها با پرداختی ضعیف و سطحی به مساله تکراری قصاص یا بخشش برسد و سر و ته سریال را آبکی بههم بدوزد.
«از یادها رفته» نیز کلی کشت و کشتار به راه انداخت و جنگ وجدال چید تا در یک لحظه، خسروی قاچاقچی توبه کند، مهربانو دلرحم شود و اتابک و مزدورانش به شیوه فیلمهای گنگستری و وسترن به قتل برسند و مثلت عشقی خونبار سریال با بله عروس خانم از شهرزادگونگی به ملودرامهای سطحی هندی برسد.
گفتوگو با فروغ زال، نویسنده
اردشیر صالحپور در گفتوگو با روزنامه «جامجم»
محمد نوازی در گفتوگو با جامجم: