‌یک‌ کودتای برفکی!
نگاهی به تناقض رفتاری و گفتاری یک جریان خاص

‌یک‌ کودتای برفکی!

پلتفرم‌ها و ضرورت بازگشت به استاندارد‌های فرهنگی

چرا برخی تولیدات شبکه نمایش خانگی از استانداردهای فرهنگی فاصله گرفته‌اند؟ نقد محتوای پلتفرم‌ها، نظارت ساترا و ضرورت پاسداشت زبان فارسی.
گسترش پلتفرم‌های نمایش خانگی و افزایش تولید سریال‌های اینترنتی، ضرورت نظارت دقیق بر محتوای آثار نمایشی را بیش از گذشته مطرح کرده است. علیرضا سربخش، فعال فرهنگی، با انتقاد از برخی رویکرد‌های محتوایی در شبکه نمایش خانگی، بر ضرورت بازگشت به استاندارد‌های فرهنگی، پاسداشت زبان فارسی، نظارت مستمر ساترا و توجه به مسئولیت اجتماعی تولیدکنندگان تأکید می‌کند.
کد خبر: ۱۵۷۳۱۳۰
نویسنده علیرضا سربخش/ فعال فرهنگی

جام جم آنلاین: گسترش شبکه نمایش خانگی و پلتفرم‌های اینترنتی، فرصت تازه‌ای برای تولید و عرضه آثار نمایشی فراهم کرده است، اما در کنار این ظرفیت، پرسش‌هایی جدی درباره کیفیت محتوایی و میزان پایبندی این آثار به معیار‌ها و استاندارد‌های فرهنگی کشور مطرح می‌شود. آنچه امروز در بخشی از تولیدات و محصولات نمایشی پلتفرم‌ها مشاهده می‌کنیم، فاصله معناداری با اصول و ارزش‌هایی دارد که جامعه ایرانی برای آن اهمیت قائل است و انتظار می‌رود در تولیدات فرهنگی و هنری مورد توجه قرار گیرد. 


یکی از مسائل مهم در این زمینه، چگونگی نظارت بر آثار تولیدی و محتوای منتشرشده در پلتفرم‌هاست. به‌نظر می‌رسد حجم بالای تولیدات و بارگذاری آثار، گاهی امکان نظارت دقیق و به‌موقع را از نهاد‌های مسئول سلب می‌کند. با وجود نقش نظارتی ساترا و استاندارد‌هایی که برای انتشار آثار تعریف شده است، موارد متعددی از نادیده‌گرفتن این ضوابط به چشم می‌خورد. این مسأله نشان می‌دهد که نظارت نباید صرفا به مرحله انتشار محدود شود، بلکه لازم است از زمان شکل‌گیری ایده و آغاز تولید تا عرضه نهایی اثر استمرار داشته باشد. 


البته مسأله فقط رعایت ضوابط رسمی نیست؛ موضوع مهم‌تر، نسبت محتوای آثار با اولویت‌ها و دغدغه‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه است. مردم ایران در شرایطی با مسائل مهمی ازجمله تهدید‌های خارجی، تجاوز و حملات دشمنان و فشار‌های سیاسی و امنیتی روبه‌رو هستند، اما بخشی از تولیدات نمایشی چنان رفتار می‌کنند که گویی هیچ نسبتی با این واقعیت‌ها ندارند. در این آثار گاه حتی اشاره‌ای گذرا به مسائل و اولویت‌های ملی و اجتماعی دیده نمی‌شود. طبیعی است که انتظار داشته باشیم تولیدات نمایشی، در کنار سرگرم کردن مخاطب، بازتابی از زندگی واقعی مردم و دغدغه‌های جامعه نیز باشند. 


از سوی دیگر، این نگرانی وجود دارد که برخی مدیران فرهنگی، نمایش چنین آثاری را نوعی سوپاپ اطمینان برای تخلیه هیجانات و پاسخگویی به سلیقه مخاطب تلقی کنند و به همین دلیل در نظارت بر آنها تساهل بیشتری نشان دهند. اگرچه سرگرمی و تنوع در تولیدات نمایشی ضرورتی انکارناپذیر است، اما نباید این ضرورت بهانه‌ای برای کنار گذاشتن معیار‌های فرهنگی و هنری شود. چنین رویکردی ممکن است در کوتاه‌مدت به جذب مخاطب کمک کند، اما در بلندمدت بر ذائقه عمومی تأثیر می‌گذارد و معیار‌های مخاطب برای انتخاب و ارزیابی آثار سرگرم‌کننده را تغییر می‌دهد. 


یکی از نمود‌های این مسأله، کم‌توجهی به زبان فارسی و ظرفیت‌های ادبی و فرهنگی آن است. در برخی آثار، زبان گفت‌و‌گو‌ها از دقت و سلامت لازم برخوردار نیست و استفاده از واژه‌های نامناسب، تعابیر سخیف و فحاشی به امری عادی تبدیل می‌شود. این درحالی است که آثار نمایشی به‌ویژه سریال‌هایی که مخاطبان گسترده و مستمر دارند، در شکل‌دهی به زبان روزمره و الگو‌های گفتاری جامعه نقش مؤثری ایفا می‌کنند. نمی‌توان از یک‌سو درباره پاسداشت زبان فارسی سخن گفت و از سوی دیگر نسبت به رواج ادبیات سخیف و بی‌ملاحظه در تولیدات پرمخاطب بی‌تفاوت بود. 


مسأله حجاب و دیگر هنجار‌های فرهنگی و اجتماعی نیز ازجمله مواردی است که در ارزیابی برخی تولیدات نمایشی باید مورد توجه قرار گیرد. انتظار جامعه این است که تولیدکنندگان، ضمن برخورداری از آزادی خلاقیت و امکان پرداختن به موضوعات متنوع، به چارچوب‌های فرهنگی و ضوابطی که برای انتشار آثار تعیین شده است پایبند باشند. رعایت این ملاحظات نه به معنای محدود کردن هنر، بلکه بخشی از مسئولیت اجتماعی تولیدکنندگان در برابر مخاطبان است. 


نکته دیگر، تصویری است که برخی آثار از زندگی در کشور‌های غربی ارائه می‌کنند. در مواردی، زندگی در آن سوی مرز‌ها چنان آرمانی و بی‌مسأله به تصویر کشیده می‌شود که گویی مهاجرت و زیستن در اروپا و آمریکا راه‌حل همه مشکلات است. این تصویر یک‌سویه با واقعیت‌های پیچیده زندگی در آن کشور‌ها فاصله دارد. مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جوامع غربی نیز وجود دارد و نمی‌توان با نادیده‌گرفتن آنها، تصویری بی‌نقص و دست‌نیافتنی از زندگی در آن کشور‌ها ساخت. آثار نمایشی باید از ارائه تصویر‌های ساده‌انگارانه و غیرواقعی پرهیز کنند و به مخاطب امکان دهند که درباره انتخاب‌ها و مسیر زندگی خود با شناخت بیشتری تصمیم بگیرد. 


نگرانی دیگر، تأثیر چنین روایت‌هایی بر نگرش نسل جوان است. اگر در مجموعه‌ای از آثار، مهاجرت به‌عنوان تنها مسیر پیشرفت و موفقیت معرفی شود و در مقابل از مسئولیت اجتماعی، تعلق به سرزمین، غیرت، جوانمردی و ایستادگی در کنار مردم در روز‌های دشوار سخنی به میان نیاید، طبیعی است که نوعی نگاه یکجانبه در ذهن مخاطب شکل بگیرد. نسل جوان باید در آثار نمایشی با انسان‌هایی مواجه شود که در کنار آرزو‌های فردی، نسبت به جامعه و سرنوشت مردم خود نیز احساس مسئولیت دارند. این به معنای نفی مهاجرت یا نادیده گرفتن مشکلات داخلی نیست؛ بلکه تأکید بر این است که روایت زندگی نباید به ترویج ناامیدی و بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت جامعه محدود شود. 


در کنار این مسائل فرهنگی و محتوایی، باید به ابعاد اقتصادی تولیدات نمایشی نیز توجه کرد. درباره برخی پروژه‌ها، پرسش‌هایی پیرامون منشأ سرمایه، شفافیت منابع مالی و احتمال خروج سرمایه از کشور مطرح می‌شود. این موضوع نیازمند بررسی دقیق و مستند است و نمی‌توان درباره مصادیق آن بدون شواهد کافی قضاوت کرد. با این‌حال، روشن است که شفافیت مالی در تولیدات فرهنگی اهمیت فراوانی دارد، زیرا سرمایه‌گذاری در این عرصه باید در خدمت تولید آثار باکیفیت و پاسخگو به نیاز‌های فرهنگی جامعه باشد. 


از سوی دیگر، نظارت نباید فقط به زمان انتشار محدود بماند. برخی تهیه‌کنندگان و عوامل تولید گفته‌اند اثری که در مرحله تولید یا هنگام ارائه به نهاد‌های نظارتی به آنها نشان داده شده، با محصول نهایی که به نمایش درآمده، تفاوت داشته است. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، عملا نظارت اولیه کارکرد خود را از دست می‌دهد؛ بنابراین لازم است سازوکار‌های نظارتی به شکلی طراحی شوند که هم در مرحله تصویب طرح و فیلمنامه و هم در جریان تولید و تدوین نهایی، امکان بررسی و تطبیق اثر با تعهدات اولیه وجود داشته باشد. 


واقعیت این است که وقتی یک اثر با محتوایی نامطلوب تولید و هزینه‌های فراوانی برای آن صرف می‌شود، در مرحله انتشار، تصمیم‌گیری درباره آن دشوارتر خواهد شد. این همان نقطه‌ای است که اهمیت نظارت پیشینی و مستمر را دوچندان می‌کند. مسئولان فرهنگی نباید اجازه دهند ضعف نظارت در مراحل نخست، در نهایت آنها را در برابر یک محصول آماده انتشار قرار دهد و امکان اصلاح یا جلوگیری از عرضه آن را به حداقل برساند. 


در نهایت انتظار از مسئولان فرهنگی دولت و نهاد‌های نظارتی این است که با دقت و حساسیت بیشتری بر روند تولید و انتشار آثار نمایشی نظارت کنند. پلتفرم‌ها بخشی از زیست رسانه‌ای امروز جامعه‌اند و نمی‌توان نقش آنها را در شکل‌دهی به سلیقه، نگرش و الگو‌های رفتاری مخاطبان نادیده گرفت؛ از همین‌رو، کیفیت هنری، سلامت زبانی، تناسب محتوایی و پایبندی به ضوابط فرهنگی باید در کنار یکدیگر مورد توجه قرار گیرند. 


سرگرمی حق مخاطب است و تولید آثار متنوع و جذاب نیز ضرورتی فرهنگی و اقتصادی به‌شمار می‌رود، اما این حق و ضرورت نباید به قیمت نادیده‌گرفتن مسئولیت اجتماعی تولیدکنندگان و مدیران فرهنگی تمام شود. آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، ایجاد تعادلی منطقی میان خلاقیت هنری، جذابیت برای مخاطب و رعایت استاندارد‌های فرهنگی است؛ تعادلی که هم به ارتقای کیفیت آثار کمک کند و هم مانع از آن شود که تولیدات نمایشی به جای تقویت سرمایه فرهنگی جامعه، به تضعیف آن بینجامد.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها