2چهره متفاوت روی یک صندلی

رسانه های مدرن محل تلاقی فردیت مخاطب با خودآگاهی اجتماعی است. رسانه ها همیشه می کوشند در دنیای امروز فردفرد مخاطبان را در برابر این گزاره ها قرار دهند: «که مشکل تو فقط مشکل تو نیست.»
کد خبر: ۹۳۸۵۱
یا «موفقیت تو فقط موفقیت تو نیست.»
توجه به این موضوع که افراد در جامعه نمونه هایی از روایت های مشابه خود را در جامعه لمس کنند و بدانند در برابر مشکلات کسان دیگری هم بوده اند با همان مشکلات روبه رو شده و راه حل هایی برای آنها پیدا کرده اند، از وظایف انکارناپذیر رسانه های امروزی به شمار می آید.
نتیجه رویکرد خودآگاهی اجتماعی در تک تک افراد جامعه مدرن در ابعاد گوناگون قابل بررسی است؛ مثلا در بعد سیاسی فاصله بعید میان سیاستمداران و مردم کاهش می یابد.
در بعد اجتماعی مشارکت برای کمک به یکدیگر در برابر مشکلات فردی گسترش پیدا می کند و در بعد فرهنگی درک از همدیگر ترویج می شود.
با این اهداف رسانه ها همیشه به دنبال آدمهای موفق در حیطه های گوناگون هستند. موفقها یا به تعبیر دیگر چهره ها، افرادی معمولی از جامعه هستند که به یمن استعداد و پشتکار و تمرکز از روزمرگی رایج در زندگی مدرن عبور کرده و توانسته اند به موفقیتی نایل شوند.
رسانه ها به چهره نیازدارند و چهره ها در رسانه ها معنی پیدا می کنند. در این میان ترفند دیگری به کمک رسانه می آید تا در گسترش و تعمیق خودآگاهی اجتماعی گام بردارد. این ترفند توجه به زندگی مادی و روزمره موفقهاست.
این که تک تک افراد جامعه بدانند آن ستاره بازیگر، آن خواننده محبوب ، آن سیاستمدار زبده ، یا آن دیپلمات کار کشته پشت چهره موفقیت و ستاره بودنش چه چیزی نهفته است و راه رسیدن به موفقیت او از چه مسیری گذشته یعنی رسیدن به تعریفی تازه از مفهوم ستاره بودن.
بدون شک همه افراد جامعه در کار خود قصد موفقیت دارند و وقتی رسانه به مدد تکنیک های رسانه ای نشان می دهد که در زندگی عادی آدمهای موفق چه میزان پشتکار و تمرکز برای رسیدن به هدف صرف شده است، نتیجه چیزی نیست ، جز همان اتفاق که امروز به آن می گوییم الگوسازی.
گفتگوی صریح و روشن با چهره های موفق یکی از مهمترین تکنیک های رسانه ای در رسیدن به هدف الگوسازی است. گفتگوکنندگان با گفتگو شوندگان در دو سوی استودیو می نشینند.
گفتگو کننده با تکیه بر روشهای گفتگو سعی می کند نکات بیشتر و عمیق تری در ارتباط با گفتگو شونده کشف کند.
در تلویزیون امروز گفتگوها از پربیننده ترین برنامه ها محسوب می شوند؛ چرا که با گسترش روشهای گفتگو و تمهیدات رسانه ای و استفاده از مجریان کارکشته و خبره که خود نیز به چهره های موفقی در این کار تبدیل شده اند، سطح گفتگو از یک گفتگوی معمول و پرسش و پاسخ تکراری به سطح بالایی از فضای هیجان انگیز و حتی پرتنش رسیده است.
در این میان نمونه های فراوانی از دنیای رسانه های امروز سراغ داریم که پربیننده ترین برنامه های تلویزیونی برنامه های گفتگو هستند و محبوب ترین مجریان ، اجراکنندگان این برنامه ها.
با این مقدمه طولانی آیا برنامه «صندلی داغ » که با این روش و تکنیک ساخته می شود توانسته است به هدف الگوسازی و خودآگاهی اجتماعی از زندگی چهره های حاضر شده در این برنامه برسد یا نه؛ پاسخ این پرسش را باید در چند بخش داد و به یک نتیجه رسید.
آمارها و نتایج نظرخواهی ها از مخاطبان نشان می دهد صندلی داغ توانسته است در راه رسیدن به هدف الگوسازی و همچنین آگاهی اجتماعی در ارتباط با زندگی عادی و روزمره چهره ها تا حدودی موفق باشد؛ اما در راه رسیدن به موفقیتی که نهایت چنین برنامه هایی است موانعی وجود دارد.
به نظر می رسد پاسخ به پرسش موفقیت یا شکست صندلی داغ در جایی قابل بیان است که ابتدا این موانع برطرف شود. موانع اصلی را باید در روان شناسی موفقیت در ایران جستجو کرد.
افراد موفق در ایران همیشه از بیان ریزه کاری های زندگی عادی خود در برابر رسانه ها خودداری می کنند، چراکه همیشه ترس از ریاکاری و افتادن در دام خودخواهی همیشه آنها را از بیان چنین چیزهایی دور می کند.
از سوی دیگر نباید فراموش کرد که در میان طیفهای گوناگون سیاستمداران ، هنرمندان و نخبگان جامعه همیشه این مساله مطرح بوده است که تا چه حد می توان استعداد یا وجوه فردی غیرقابل بیان را گفت و صورت عمومی به آن داد.
به نظر می رسد این موانع در راه رسیدن به ایده آل های الگوسازی در رسانه های امروز ایرانی وجود دارد که تولید برنامه ای چون صندلی داغ و تجربه راههای نرفته خود می تواند گام به گام به طیف نخبگان و برنامه سازان نشان دهد که می توان تا حدود زیادی پرده های تعریف و تعارف رایج را برداشت. صندلی داغ از درون نیز نیازمند تقویت است.
در جهان رسانه ها گفتگوکننده باید بتواند فضای گفتگو را با صراحت خود سمت و سو بدهد. این صراحت با پشتوانه مهارت و همچنین احاطه بر موضوع گفتگو راه را برای رسیدن به هدف الگوسازی هموار می کند. صندلی داغ در طول حیات رسانه ای خود تاکنون از حضور 3مجری سود برده است.
داریوش کاردان ، مرحوم منوچهر نوذری و احمد نجفی. این اجراکنندگان هر کدام به روشهای خاص خود تا حدودی توانسته اند به مرزهای موفقیت در اجرای چنین برنامه هایی نزدیک شوند.
طراحی پرسشها و اجرای آنها همیشه در جایی که راه تکلف و تعارف را رفته اند از هدف برنامه دور و هر جا که به صمیمیت و فضاسازی پیش رفته اند به هدف نزدیک شده اند. در این میان باید این مساله را حتما لحاظ کرد که مجری برنامه نباید عوض شود.
او باید چهره اصلی یا نماینده افکار عمومی باشد. تغییر مجری در چنین برنامه هایی همیشه افت رابطه مخاطبان با برنامه و فروکش کردن صمیمیت ایجاد شده در برنامه را در پی دارد.
احمد نجفی آخرین مجری صندلی داغ اگر بتواند از میزان تکلف خود که گاهی آزاردهنده می شود بکاهد و با استفاده از ظرفیت های بالقوه اش که در هر برنامه چند چشمه از آن را رو می کند نبض برنامه را در دست بگیرد، بدون شک موفقیت بیشتری به دست خواهد آورد.
درباره کارگردانی برنامه نیز به نظر می رسد پرسشهای مردمی اصولا پرسشهایی هستند بدون هویت. اگر مخاطب بداند که پرسش کننده چه طبقه و چه جایگاهی دارد بهتر می تواند هدف پرسش از میهمان برنامه را درک و هضم کند.
به عبارت دیگر پرسشهای مردمی باید پشتوانه اجتماعی داشته باشد. دکور و تیتراژ برنامه صندلی داغ و همچنین موسیقی آن از ضعیف ترین بخشهای این برنامه به حساب می آیند؛ چرا که به هیچ وجه با هدف الگوسازی همخوانی ندارند و بیشتر از سر باز شده اند تا با دقت ساخته و پرداخته شوند. دکور چنین برنامه ای بویژه ساخت صندلی میهمان نیازمند دقت نظر بیشتری است.
صندلی داغ میان نسل جدید برنامه های رسانه ای تلویزیون برنامه مهمی به حساب می آید. اگر مدیران و مسوولان و برنامه سازان دقت و اهتمام بیشتری صرف این اهمیت کنند بدون شک صندلی داغ استعداد و توان رکوردزنی در مخاطبان شب شنبه تلویزیون را خواهد داشت.

علیرضا محمودی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها