به احترام علیرضا مهدیزاده

در ارتفاع بی‌خبری از خبرنگار دیالیزی

پدرام پاک آیین
رور خبرنگار بود. خبرنگار در آپارتمانی ۵۹ متری روی تخت زهوار در رفته‌ای دراز کشیده بود. ساعت ۳ بعد از ظهر وقت دیالیز داشت.
کد خبر: ۱۵۶۲۴۴۸
نویسنده پدرام پاک آیین - نماینده مدیران مسئول در هیأت نظارت بر مطبوعات

 نزدیک یک سال بود که در نشست‌های خبری حضوری کم‌رنگ داشت و به ضیافت‌های نمادین دعوت نشده بود. کسی با او عکس دسته‌جمعی نگرفته بود. پزشک  گفته بود نباید موز و قهوه بخورد و او  خود به خود هیچ کدام را  نمی‌خرید و نمی‌خورد. 
کامش تلخ و قندش بالا بود. قلمش روی خطوط قرمز سر می‌خورد...
خاطرات به عیادتش آمدند. دوربین‌هایی که جا ماند. قلم‌هایی که زیر دست و پای مردم شکست؛ خودکار بیک ساده‌ای که در پایان یک گزارش میدانی از قدرت خرید اهالی ورامین در بازار میوه و تره بار تمام شد. خاطره تیترهایی که عوض شدند. یادداشت‌هایی که  در دست سردبیر مچاله شدند. پاراگراف‌هایی که کوتاه شدند. خبرهایی که جایشان را به آگهی و جدول سودوکو دادند. 
یادداشت‌هایی که از نیم‌تای بالای روزنامه به نیم‌تای پایین رفتند. نوشته‌هایی که بدون اسم منتشر شدند. حق‌التحریری که جایش را به تشکر خشک و خالی داد. حقوقی که  از نگهبان  ساختمان روزنامه بیشتر نبود، اما سه ماه به عقب افتاد.
پیام تبریکی که او را  « منادی حقیقت» و «پیامبرگونه» توصیف می‌کرد و ترجیع‌بندش این بود که «هر که را افزون خبر، جانش فزون».
خبرنگار، خبر‌های  افزون داشت؛ اما جانش فزون نبود. خبرها در رگ‌هایش می‌گردید و  از جانش  می‌کاست. قرار بود دو میلیون هدیه روز خبرنگار و ۲۰۰ گیگ اینترنت به خبرنگاران بدهند. عادت کرده بود انتظارش را از عالم و آدم به صفر برساند. بدون انتظار خبر می‌نوشت.
حالا دیگر در روزنامه‌ای که سال‌ها قلم زده بود هم نگهبانان جلویش را می‌گرفتند. کارمند اداره کار شوخی  جدی می‌گفت: «شغلت سخت و زیان آور؛ اما زیانش برای ماست!». 
او منادی خبر بود و  کسی از حالش خبر نداشت.
حالا دیگر در ارتفاع بی‌خبری می‌پرید؛ ساعت داشت نزدیک ۳ می‌شد. همه درها بسته بود. خبرنگار وقت دیالیز داشت، اما بغضی سنگین  راه گلویش را گرفته بود. 
سازمان‌های بیمه‌گر ۱۰ ماه بود بدهکار مراکز دیالیز بودند؛ مراکزی که به زودی ورشکست و تعطیل می‌شدند و‌ پایان غم انگیز خبرنگار ۵۳ ساله با ۳۵ سال سابقه رسانه‌ای، رقم می‌‌خورد...
چشمان خیس خبرنگار در بخش دیالیز حرف می‌زد: با جان‌ها بازی نکنید...

newsQrCode
برچسب ها: پدرام پاک آیین
ارسال نظرات

نیازمندی ها