گفته می شود چون اسراییل خواهان جنگ ایران و امریکاست ، پس آمادگی برای جنگ و افشای صلح دروغین و مذاکرات همچون عملیات فریب خیانت بار و عمل به خواست صهیونیست هاست. مخالفان این شمایل پردازی این نگاه را فاقد منطق و معیوب و غلط در متدولوژی و محتوا می دانند و براهین خود را ارائه می دهند. ایا باید صدایشان را خفه کرد؟ می گویند آمریکا خواهان جنگ نیست. فرض که درست می گویید. گرچه همه تاریخ تجاوزکارانه و خونریز امریکا ضد این رامی گوید. اما در پاسخ می توان گفت امریکا می خواهد بدون جنگ تسلیم باشیم مثل عربستان ترکیه، پاکستان، نفتی های خلیج فارس، پس طبق استدلال در باره برون آمدن دست اسراییل از آستین مدافعان جنگ که جز دفاع مانیست می توان گفت از حلقوم صلح طلبی شما هم خواست تسلیم بدون جنگ شیطان بزرگ بیرون می اید. دست کم ۴۷سال تاریخ جمهوری اسلامی گویای تردید ناپذیر این سلطه خواهی نوکرانه است. نمی شود جریانی خلاف عقل و وحی و تدبیر وتحربه را با گزاره های کاذب و معیوب اشاعه داد و چون کشورهای عقب مانده مستبد به اهل نظر اجازه پاسخ ندهند!
تفکر اصیل توحیدی ، آستانبوس هيچ قدرت ، حلقه سکتاریستی، منافع حزبی و جناحی و فرمانبر هیچ فرمانروابی جز خدا، نیست اهل البیت علیهم السلام ، این راسخان در علم به سبب خاصیت آینگی شان برابر حق، و تطهیر از هر رجس علمی و شناختی اعتبار دارند و نه درعرض حق تعالی، آنان جامع اسمای الهی هستند و نه حقیقتی جداگانه.
عالمان ربانی هم اعتبارشان به عبودیت و انجام تکلیف الهی است نه اجتهاد به رأی دلخواه. اجتهادی برای کشف حکم در وسع وجود تزکیه شده ی خالی از اهوا، نه گام پیس نه گامی پس نسبت به منویات یقینی امام زمان عج. پس هیچ غیر معصومی در هر مقام حق ندارد سخن معیوب از نظر عقل و منطق یگوید و توقع داشته باشد در نظام جمهوری اسلامی نقدش با انگ خواست اسراییل سانسور وممیزی شود. اولین کسانی که مبلغ و مقاومت و جنگ دفاعی بوده اند امام خمینی و امام شهید، بودند. رضوان الهی بهره جهادشان درصیانت از اسلام و ایران و انقلاب اسلامی باد!
☆☆☆☆☆
سیاستمداران و دیپلمات های پرورده شده در بستر مدرنیته زبان خود را دارند و متفکران دلداده حق،و اسلام کلام خود را. در جهان من، از شیخ کلینی تا شهید اول، شهید ثانی ، تا علامه حلّی ، میرزای بزرگ ، از آقا حسینقلی همدانی تا امام خمینی، حضرت بهجت ، سید باقر صدر، امام شهید و شهید مطهری و سید حسن نصرالله، و...... انبوهی ازعالمانی ربانی در مراتب مختلف و تفکرات متفاوت نماد این اصالت هستند. انان اجیر قدرت و نیازهای قدرت نبودند بنده حقیقت بودند.
نویسنده موحد و مسلمان تسلیم خداست و قرار نیست اسیر غمزه سیاست بازی ها شود. اگر صاحبان قدرت بنا به مصالح خود ولو با شیطان دست دهند، قرار نیست نویسنده آزاده بله قربانگوی اشتباه استنباطی یا محاسباتی شان عمل کند. شعبده بازی آمریکایی عربستان و ترکیه و پاکستان برای سیاستمداران ملاحظات خود را دارد. حتی آقای عراقچی می تواند موافق ورود به این اتحاد خبیث باشد و بگویند انان از حق ما برابر حمله امریکا و اسراییل دفاع می کنند . و دریدن نقاب دروغ پیش چشم جهان ثمره این رهکنش خارجی خواهد بود، لااقل! . اما دره ای فاصله بین این رفتار با اقای عراقچی دیگری وجود دارد که اساسا تفکرش در حد بردگی و دروغ و فریب اردوغان و نواز شریف و بن سلمان سقوط نمی کند و مطالباتش به قد وقواره گاوهای شیرده در خدمت اسراییل جلوه گر نمی گردد. درست این سیاست شفاف و حق محور است که از انقلاب مشروطه تا امروز از سوی بازیگران اسیر شیطان ، مخدوش معرفی شده است.
منطق غلط مذکور در ایران سابقه دار است.
استدلال بنکدار سرپرست دیگهای پلوی زعفرانی سفارت انگلیس در انقلاب مشروطه همین بود. روسیه بنا به منافع خود خواهان جنگ ما و انگلیس است و از حلقوم مخالفان نزدیکی به انگلیس مثل شیخ فضل الله. صدای تزاریسم بگوش می رسد. این فریب چنان عقل ها را معیوب کرد که حکم مهدورالدم بودن این تنها صدای برحق میان رهبران انقلاب به فتوای مجتهدان کور دل تحت تاثیر جواسیس انگلیس صادر شدو انقلاب مشروطه قربانی طرح انگلیس شد و درپایان بازی در مذبح کودتا سربریده شد.
این استدلال معیوب تمام نشد. در جنبش جنگل و قیام میرزا کوچک خان، در نهضت ملی شدن نفت، در قیام ۱۵ خرداد امام خمینی ره همین منطق معیوب ظاهر شد. آنان هرگز نفهمیدند مقاومت علیه دشمن اصلی،و عملا در حال تجاوز می تواند دلخواه کسانی که نفع شان شکست دشمن اصلی است باشد و این امر هرگز از تکلیف واقعی ما نمی کاهد. اسرایبل خواهان شکست ایران و جنگیدن امریکا با ایران است. اگر امریکا مارا مخیر می کند که تسلیم شویم یا بجنگیم کدام عقل و دین میگوید به سبب تمایل اسرائیل ما تسلیم پیشاپیش را برگزینیم؟ بازی مشترک امریکا و اسراییل را تنها افراد جاهل با اغراض وابستگی به امریکا درست فهم نمی کنند، این بازی قصدش ان است تا در هر حال ایران بازنده و برده شود . ایران فقط با کسب پیروزی و تبدیلش به قدرت واقعی نقشه هر دو را به شکست می کشاند.
در ۲۸ مرداد هم جریانی با این استدلال که شوروی دشمن آمریکا خواهان مقاومت ایران علیه آمریکا است از سازمان دهی مقاومت سرباز زدند و ۲۵ سال ایران را اسیرکردند. بی خبر از ان که ملتی بیدار و قوی همان سان که با کودتا آمریکایی می جنگد برابر زیاده خواهی محتمل شوروی هم درصورت دخالت تکلیفش را بجا خواهد اورد.
این منطق معیوب بود که در ۱۵ خرداد بدنباله تبلیغ امریکا و اسراییل قیام امام را اتحاد ارتجاع سیاه وسرخ نام نهادند. و گفتند صدای شوروی از حلقوم قیام امام ره شنوده می شود. با همین بهانه نهضت آزادی مخالف سرنگونی شاه بود، با همین منطق همواره یک لولوخورخوره وجود داشت تا آویختگی و وابستگی به شیطان بزرگ توجیه شود واین چه طرحی می توانست باشد جز طرح سیا!!!!
شگفت آور ان است که بنیانگذار انقلاب اسلامی باطل السحر این فریب را رسوا کرد و امام شهید بارهادر باره اغواگرانه بودن این منطق معیوب سخن گفت، با این همه در عرصه این بیداری بزرگ انقلاب اسلامی باز نیروهای غربگرا بر چنین استدلال کودکانه ای متوسل شده تا پیروزی در میدان را به شکست پشت نیز مذاکره بدل سازند. آنان از همه تجربه ها واگاهی های قطعی در خصوص طرح علنی شیطان بزرگ چشم می پوشند و برای صلحی موهوم یک ایستادگی و توان عظیم را قربانی تفکر مغلوب و مغلوط خود می کنند.
عجیب آن است که کارشناسان دولت جمهوری اسلامی قبل از هر چیر باید نگاه ابن انقلاب ازادیبخش و استقلال طلب و عدالتخواه راپذیرفته باشند، نه آن که بانگرشی ضد توحیدی و اومانیستی و لیبرال و ضد انفلاب و ضد مفاومت برای انقلاب اسلامی تعیین تکلیف نمایند!
مسئولان ما باید بدانند روح این انقلاب روح اللهی است و خیانت به این روح عذاب دو دنیا را در پی خواهد داشت.