راز نرگس دیر ساخته شد

خودش می گوید، اولین فیلمش را در 4سالگی ساخته است ؛ یک فیلم کوتاه 8میلی متری ، اما حضورش را مال خیلی پیش ترها می داند.
کد خبر: ۹۳۲۹۸
هنگامی که در 7سالگی در نقش طفلان کربلا زیر شلاق های شمرخوان تعزیه ها جلوی دیدگان جمعیت از این سوی صحنه به آن سو می رفته است. جواد افشار متولد 1347در یکی از محلات قدیمی و مذهبی قم است.
در بسیاری از مراکز استان ها اثر ساخته است و همین روزها هم سریال پول کثیف او از شبکه تهران پخش خواهد شد. با افشار البته درباره این سریال صحبت نکردیم.
از او بزودی سریالی از شبکه یک سیما پخش خواهد شد که راز نرگس نام دارد. این سریال در سیمای مرکز مهاباد تهیه شده است و موضوعی امروزی دارد.
افشار همچنین بزودی ساخت سریال جابربن حیان را آغاز خواهد کرد.


در طول این سالها که در مراکز مختلف مشغول فعالیت هستید، آیا روند رو به رشد در بخشهای گوناگون دیده اید؛
من در این باره نقدی به نوع عملکرد دوستان دارم. چون خودم از کارشناسان کمیته ارزیابی سیمای استان ها هم هستم. در واقع هر کاری که در سیمای استان ها ساخته شود، به کمیته سیمای استان ها آورده و در آنجا ارزیابی می شود.
من به دوستان و مدیرانی که در آن مجموعه هستند بارها گفته ام وقتی به بعضی شهرستان ها وارد می شوید، متوجه می شوید فرهنگ و زبان بومی همان منطقه سینه به سینه منتقل می شود و این تفوق فرهنگ بومی و این تعدد زبان باعث می شود به نوعی وحدت ملی از بین برود.
مثلا اگر یک برنامه کودک در یک منطقه کشور در حال ساخت است ، باید همه در درجه اول بدانند ایرانی هستند و زبان ملی کشور ما فارسی است ، بنابراین باید زبان فارسی را که زبان رسمی کشور است در همه جا بشنویم ، حتی در مناطق دور افتاده کشور هم باید این زبان را بشنویم. البته باید فرهنگ بومی و زبان مادری آنجا حفظ شود؛ اما نه آنقدر که زبان رسمی کشور در آن مناطق اصلا مفهوم نباشد.
من به دوستانی که در این زمینه فعالیت می کنند گفته ام ، شما می توانید در این مراکز که فرهنگ بومی و خاص دارند، در حدود 70درصد تولیداتشان را با زبان فارسی و فرهنگ ملی تولید کنند و در حدود 30درصد هم از فرهنگ بومی و زبان محلی استفاده کنند. اما این روند کاملا بعکس است. حتی بعضا مراکز همه تولیداتشان با زبان و فرهنگ بومی است.

شبکه های سراسری به اندازه کافی و در شکل متعارفش به زبان فارسی برنامه پخش می کنند. فکر نمی کنید موردی که شما گفتید یک استثناست؛
البته می شود از این زاویه هم به موضوع نگاه کرد. براساس آمارهای منتشر شده ، سالانه چند صد زبان بومی دنیا از بین می رود. برخی افراد و اندیشمندان فرهنگی این را شاید یک معضل و فاجعه بدانند، اما به نظرم اصلا این طور نیست!
زبانی که قابل ارتباط برقرار کردن نیست ، اگر از میان برود چه مشکلی دارد. چه اشکالی دارد اگر همه آدمهای روی زمین با یک زبان صحبت کنند.

در این زبانها برخی رازهای علمی ، فرهنگی و هنری نهفته است که طی سالها به دست آمده است. چطور می گویید اگر این زبانهای بومی از میان برود مشکلی نیست؛
این وظیفه اندیشمندان فرهنگی و زبان شناسان است. وظیفه محققانی است که باید در این زبانها جستجو کنند.

باید تتمه زبانی وجود داشته باشد که محقق به دنبال کشف هزارتوهای آن باشد یا نه؛
البته. در حال حاضر که علم در اوج شکوفایی است ، اگر نکته ای از قرنها پیش توسط علم امروز کشف و ضبط شد، برای همیشه ثبت می ماند. یعنی همه چیز به حد پایداری رسیده است.
چراکه علم نوین به ابزاری مثل اینترنت مجهز است که توانایی های شگرفی در ثبت و ضبط علم و نیز تکثیر آن محسوب می شود.

کمی از بحث زبان شناسی فاصله بگیریم. چه شد ساخت سریال راز نرگس را در سیمای مرکز مهاباد پذیرفتید؛
این کار قرار بود در سال 78ساخته شود که با تغییر مدیران همزمان شد و رفته رفته تولید آن عقب افتاد و تهیه کننده و نویسنده ما مشغول کارهای دیگری شدند. طرح این سریال جزو اولین کارهایی بود که براساس تم جستجو پی ریزی شده بودند.
کارهایی که به آثار هاچ ، زنبور عسل معروف شدند. اگر این سریال در زمان خودش تولید می شد، یکی از کارهای پرمخاطبی می شد که برای مدتها در ذهن مخاطب می ماند.
متاسفانه هم در تولید و هم در پخش آن تاخیر شد که این مساله باعث شد یک کار تکراری و دست چندم به نظر بیاید و احیانا گروهی فکر می کنند ما این سریال را از روی آثاری مثل خاک سرخ و ریحانه کپی کرده ایم.
در حالی که اگر به زمان ثبت فیلمنامه این اثر نگاه کنیم ، متوجه می شویم مربوط به سالها پیش از ساخته شدن این آثار است. خیلی ناراحت هستم که این سریال در حال حاضر از شبکه سراسری پخش می شود.

ظاهرا سال گذشته این سریال از سیمای مرکز مهاباد پخش شده است؛
بله ، این سریال از این مرکز پخش شد و استقبال مردم هم از کار خیلی خوب بود. خوشحال بودند از این که این کار در این سطح از شبکه مهاباد پخش شده است.
یادم هست همزمان با پخش این سریال در حال ساخت یک فیلم تلویزیونی در مهاباد بودیم و از نزدیک شاهد برخورد مردم بودم.
مردم منطقه وقتی متوجه می شدند ما عوامل سازنده همان سریال هستیم ، هجوم می آوردند و ابراز احساسات می کردند.

چه گویشی برای این کار انتخاب کردید؛
زبان فارسی را انتخاب کردیم. ولی برای آدمهایی که در مهاباد داشتیم ، یک ته لهجه اضافه کردیم.
به عبارت دیگر، از زبان کردی استفاده نکردیم.

و فیلمی که داشتید می ساختید...
اسمش «آسو» بود و برای سیمای مرکز مهاباد ساخته می شد. موضوعش مربوط به 8سال دفاع مقدس بود و مشخصا بمباران شیمیایی رژیم بعثی عراق را در کردستان این کشور دستمایه کار قرار داده بودیم.
در این فیلم نجات یک کودک بازمانده از حملات شیمیایی عراق از سوی رزمندگان ایرانی به تصویر کشیده شده است. فکر می کنم در سالگرد بمباران شیمیایی سردشت از تلویزیون پخش شود.

در کارهایتان چقدر از فرهنگ فولکلوریک منطقه استفاده می کنید؛
خیلی به این موضوع توجه دارم. حتی در سریال آخرم یعنی پول کثیف که از شبکه تهران پخش می شود، وقتی به جنوب ایران رفتم اصرار داشتم از فرهنگ بومی منطقه استفاده کنم.
به همین دلیل ، وقتی به آنجا رسیدم از بازیگران محلی ، لهجه و چیزهای دیگری که نشان بومی داشت ، برای تعریف بهتر داستانم استفاده کردم.

چه راهکاری پیشنهاد می کنید برای این که آثار مراکز استان ها بیشتر از این به چشم بیایند؛
وظیفه اصلی این کار به عهده صدا و سیمای مراکز استان ها است. معتقدم صدا و سیمای مراکز فعالیت گسترده خودشان را در مراکز شروع نکرده اند.
خودم بارها با بودجه مراکز کار تولید کرده ام ؛ ولی این موضوع هیچ وقت برایم خوشایند نبوده است. همیشه این سوال وجود داشت که چرا نباید از استعدادهای آن استان استفاده کرد.
شاید باور نکنید؛ ولی وقتی برای کار به مرکزی دعوت شده ام ، بارها گفته ام که فلان جوان که چند فیلم هشت میلی متری ساخته ، بیاید در گروه کارگردانی کار من حضور داشته باشد تا تجربه کسب کند.
البته ممکن است چند مرکز این رویه را در پیش گرفته باشند؛ ولی عموم مراکز چنین کاری نمی کنند. چرا نباید این جوانان مشتاق و پیگیر در گروههای مختلف سازماندهی شوند تا در طرحهای مختلف به کار گرفته شوند.

به عنوان کسی که در خیلی از مراکز استان ها کار کرده اید، بیشتر با چه مشکلاتی روبه رو بوده اید؛
خوشحالم از این که توانسته ام برای خودم فرصتی به وجود آورم و به برخی از مراکز و شهرستان هایی بروم که بعضا از پایتخت خیلی دور هستند. طبیعی است شما وقتی از مرکز دور می شوید، برخی امکانات ابتدایی را از دست می دهید، یعنی بعضی چیزهای تعریف شده را که در تهران با آن مشکلی ندارید، ممکن است در شهرستان ها برایتان مشکل شود.
این موضوع وقتی پیچیده می شود که شما به مرکزی بروید که محل تعامل فرهنگ های مختلف است و شما قرار است در آنجا یک کار ملی و فرهنگی انجام دهید. مشکل عمده ای که من در مراکز مختلف می بینم ، نبودن سازماندهی مشخص در عرصه فیلمسازی و برنامه سازی است به عبارت دیگر، در این مراکز فقط یک بخش کوچک و محدود به فعالیت می پردازند.
شما هیچ وقت مثل تهران 20گروه مختلف را نمی بینید که در لوکیشن های مختلف کار کنند. لوکیشن هایی که حرفه ای است و همه می دانند قرار است 40 50نفر آدم بیایند و در آن لوکیشن مدتها کار کنند. اما چنین چیزی در شهرستان ها تعریف نشده است.
فکر می کنند شما که قرار است برای فیلمبرداری بیایید، مثل مهمان می نشینید، دوربین را بغل دستتان می گذارید و کارتان را انجام می دهید. حضور آن همه آدم سر لوکیشن برایشان عجیب است!
درواقع نبود شناخت مردم با کار حرفه ای و نبود سازماندهی منسجم در شهرستان ها از عمده ترین مشکلاتی است که گروههای فیلمبرداری با آن روبه رو هستند.
اما صفا و صمیمیت و استعدادهایی که آنجا هست آدم را راغب می کند که در این مراکز کار کند. من بازیگرانی در شهرستان ها کشف کردم و آنها را جلوی دوربین بردم که در نوع خود فوق العاده بوده اند.

مهدی غلامحیدری
gholamheydari@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها