جایی که دلها می گریند

قصه در بارگاهی بزرگ اتفاق می افتد؛ بارگاهی پر رونق و جلال که می تواند زاویه دوربین هر کارگردانی را به خود جلب کند. اما کارگردانی پیدا شده که دلی لبریز از تمنا دارد و چشمان خود را روی زیبایی های بیرون بسته و به جستجوی ترنمهای درون رفته و می خواهد آنها را تصویر کند.
کد خبر: ۸۳۰۵۰

او بارها و بارها به حرم امن رضا رفته و در سایه سار گنبدها و چراغها به مردمی نگاه کرده که عاشقانه به سمت ضریح مطهر رفته اند. او در عجب از این همه عشق ، بر آن شده تا خلوصی را که به چشم دیده در فیلمی مستند به تصویر کشد مستندی که «رضای رضوان» نام گرفت و به امضای مجید مجیدی در شب تولد حضرت رضا (ع) از شبکه 3 سیما پخش شد. «رضای رضوان» حدیث و روایت دل است فیلمی که با نماهای بسته از پاهایی شروع می شود که رو به جایی در حال حرکتند. از روی کفشها و نوع راه رفتن می توان فهمید که در این مکان همه جور آدم در رفت و آمد هستند. مکان جایی است شلوغ که برای ورود به آن معذوریتی نیست. از این نماهای بسته به کفشداری می رسیم . باز هم در نماهایی بسته می بینیم که مردم کفشهای خود را تحویل می دهند و می روند و در این دادوستد تصویری است که نمای دوربین باز می شود و بیننده تازه متوجه می شود که آنجا کفشداری حرم امام رضا (ع) است جایی خادمان خاک کفش زائران حضرت را توتیای چشم می کنند. در مستند «رضای رضوان» جایی که برای گفتار متن ادبی و پر از کرشمه نیست . کلام زائر و خادم خود دلنشین است ، زائر آمده تا دل را صفا دهد و خادم افتخارش است که در حرم حضرت کفشداری می کند. در کنار همین کفشداری است که مجیدی دل می سپارد به سخنان اشک آلود زائران ، پیر ، جوان ، کودک ، زن ، مرد ، روستایی ، شهری و... در کنار کفشداری حرم ، دیگر رنگ و ریا نیست و دوربین مجیدی آنقدر پنهان است که زائران بی واسطه حرفهای دل را بازگو می کنند ، از ورای چهره هایی که دوربین ثبت می کند ، می توان بر دلی بودن حرفها صحه گذاشت . مگر نه این است که وقتی اشک می آید و پهنای صورت را می شوید ، دل صفا می گیرد. در کنار همین کفشداری است که خادم عاشق فاش می کند از راهی دور می آید تا ماهی یکبار هم که شده ، کفشدار امام باشد. هم اوست که می گوید عاشقان رضا مرز نمی شناسند و فقط سر سپرده اند ، او می گوید بارها شده حاجتمندی از خارج کشور زنگ زده و گفته «گوشی را به سمت حرم بگیرید تا من درد خود را با امام بگویم و درمان بگیرم». در کنار کفشداری است که حرف و عشق و معجزه به هم گره می خورد و در قاب تصویر مجیدی می نشیند ، قابهایی که چشم از اطراف بسته و فقط بر نگاههای اشک آلود و دلهای نیازمند گشوده شده است. دلهایی که حرم را امن می دانند و رضوانی زیبا در کنار رضا بنا گذاشته اند.

طاهره آشیانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها