باز هم تکرار

ساخت سریال برای مناسبت های ماه رمضان و محرم تقریبا به یک سنت تبدیل شده است. حال دیگر بینندگان پیش از افطار پای گیرنده های خود می نشینند و تا پاسی از شب، از شبکه های تلویزیون سریال هایی با مضمون های مختلف را تماشا می کنند.
کد خبر: ۷۸۶۸۵

شبکه های سیما هم در رقابت با یکدیگر با بهترین طرح ، کارگردان و بازیگران به خانه های مخاطب وارد می شوند. گرچه تکثرگرایی و ساخت سریال های متفاوت می تواند باعث رشد و بهبود کیفی این برنامه ها شود، اما از یاد نبریم اگر ساخت این گونه مجموعه ها و سریال ها همچون برنامه های طنز 90قسمتی به دام سطحی نگری و کلیشه افتد، نتیجه همان خواهد شد که اکنون شاهد آن هستیم.
نگاه داشتن سطح سلیقه و آگاهی بیننده در پایین ترین حد ممکن از مهمترین آفاتی است که در رقابت های این چنینی می توان مشاهده کرد.
از این رو نیاز به برنامه ریزی در جهت طراحی سریال هایی با مضامین متفاوت به طوری که بتواند علاوه بر جذب بیننده ، سطح آگاهی وی را نیز ارتقا دهد، بشدت احساس می شود. گرچه روند کنونی ، بسیار متفاوت از گذشته و تغییرات کاملا محسوس است؛ اما با توجه به این که مناسبت ها دایمی است برنامه ریزان یک سال برای آن وقت کافی دارند، هیچ عذر و بهانه ای در ساخت سریال های سطحی و پیش پاافتاده از سوی برنامه ریزان پذیرفته نخواهد بود.
به نظر می رسد برنامه ریزی به عنوان عامل تعیین کننده در ساخت سریال های تلویزیونی ، بویژه سریال های مناسبتی می تواند ایفای نقش کند.

اتکای بیش از اندازه به بازیگر
رضا عطاران که با بازیگری در آیتمهای کوتاه برنامه های طنز دهه 70 خود را معرفی کرد، به تدریج به جرگه نویسندگان و کارگردانان این گونه تلویزیونی وارد شد و اکنون خود را تثبیت کرده است.
سابقه نسبتا خوب این کارگردان بازیگر با وجود سن نه چندان زیاد وی ، باعث شد سریال ها و برنامه های طراحی شده از جانب وی علاوه بر پختگی دارای طراوتی خاص نیز باشد که در کمتر سریالی شاهد آن بوده ایم.
وی بعد از «کوچه اقاقیا» که طنز نسبتا ناموفقی برای این کارگردان محسوب می شود، با سریال «خانه به دوش» در سال گذشته و چنین ایامی ، شخصیت های جدیدی را در قالبی نسبتا موفق به بیننده ارائه کرد.
زوج حمید لولایی و رضا عطاران در این سریال ، به زوجی موفق تبدیل شد، به طوری که در کوتاه ترین زمان ، این سریال در بین سریال های ماه مبارک رمضان جایگاه ویژه ای پیدا کرد.
اما معضلی که شاید بعد از چنین موفقیت هایی گریبانگیر کارگردانان ، بازیگران و اساسا آثار تلویزیونی و سینمایی کشورمان می شود، این بار سراغ «متهم گریخت» آمد و او هم دچار همان مشکلی شد که ظاهرا باید می شد.
نسخه ای که از قبل برای قسمتهای دوم و سوم یک سریال یا فیلم موفق پیچیده شده و آن افتادن در دام «کلیشه » است.
سیروس گرجستانی که انصافا بازیگر توانایی است ، همان نقشی را ایفا می کند که حمید لولایی سال قبل در «خانه به دوش» به عهده داشت. آدم کوتوله ای که فکر می کند زرنگ است و با ترفندهای البته خوشمزه سعی در حل مشکلات و موانع پیش روی خود دارد.
ایجاد بحران در زندگی این 2شخصیت ، حل آن از طریق اتفاقات طنز که البته بیشتر آنها از روی بخت و اقبال روی می دهند، این که در نهایت همه چیز سر جای خود قرار می گیرد و حتی همسران این دو شخصیت با یک خصوصیت ، ویژگی و حتی بازیگر طراحی شده و سیروس گرجستانی نیز به لحاظ ظاهر، خود را به حمید لولایی «خانه به دوش» نزدیک کرده است.
در چنین شرایطی این سوال پیش می آید که رضا عطاران به عنوان یک کارگردان از سال گذشته تاکنون چه میزان از خلاقیت خود در جهت بهبود کیفیت یک سریال تلویزیونی استفاده کرده است؛
شاید تنها تفاوت این دو سریال ، حضور نداشتن رضا عطاران به عنوان بازیگر در متهم گریخت باشد (البته نقش بسیار کوتاهی به عنوان دزد دارد) که خود شاید نشان از تمایل این کارگردان تلویزیون به تمرکز بر حرفه جدید خود و جدایی از بازیگری دارد.
این شباهت نه تنها در کلیت داستان و فضای سریال وجود دارد بلکه به جزییات و حتی نقشهای فرعی نیز تسری یافته است.
«علی صادقی» که در سریال خانه به دوش نقش فرزند خانواده را بازی می کرد، اکنون نقش داماد خانواده را به عهده دارد.
اما به لحاظ ویژگی ، کاراکتر و اساسا کارکرد نقش در طرح ، هیچ تفاوتی با سریال خانه به دوش نداشته و بیننده با دیدن این کاراکتر فضای این سریال را در ذهن خود تداعی می کند.
عشق ، سرقت و ساده لوحی 3 محوری هستند که به نظر می رسد رضا عطاران در مقام یک کارگردان در سریال های خود از آن استفاده خواهد کرد.
گرچه ممکن است عناصر و عوامل یک کارگردان در سریال های متفاوت یکسان باشد؛ اما از یاد نبریم این توانایی کارگردان در بهره گیری متناسب از بازیگران در جهت خلق شخصیت های منحصر به فرد و متناسب با فیلمنامه است که متاسفانه در کارهای طنز عطاران به یک سطح مشخص و ثابتی تبدیل شده است.
شاید اگر در مقام مقایسه بر آییم، از این لحاظ بتوانیم آثار مهران مدیری را با رضا عطاران مقایسه کنیم. گرچه تیم بازیگر و عوامل پشت صحنه مدیری ثابت است؛ اما به دور از بحث محتوایی ، می توان مشاهده کرد که بازیگران متناسب با نقشی که به عهده آنها گذاشته به ایفای نقش می پردازند که خود ناشی از تسلط مدیری بر این حوزه است.
به عنوان نمونه ، شقایق دهقان «پاورچین» در شبهای برره کاملا متفاوت ظاهر شده است که این تفاوت سبک این کارگردان را نشان می دهد.
گرچه شخصیت های طراحی شده در فیلمنامه نیز خود مزید بر علت است ؛ اما به هر روی بازی گرفتن از بازیگران به طوری که در دام کلیشه نیفتند، از مهمترین ویژگی های یک کارگردان بویژه در ژانر طنز است.
گرچه رضا عطاران از معروف ترین کارگردانان طنز در ایران است ؛ اما اگر این کارگردان جوان در همین مسیری که اکنون حرکت می کند، ادامه طریق دهد، بدون تردید در آینده ای نه چندان با مشکل روبه رو خواهد شد.
گذشته از شخصیت ها، طرح و بازی بازیگران چیزی که شاید در تمامی آثار عطاران شبیه به نظر می رسد استفاده از سبک بصری یکنواخت است.
بدون تردید یکی از عواملی که باعث می شود یکنواختی ، آثار یک فیلمساز را فرا گیرد؛ استفاده از سبک بصری ثابت بدون در نظر گرفتن تفاوت های ماهوی است.
این امر با توجه به این که در کار عطاران تاکنون تفاوت ماهوی مشاهده شده است ، باعث شده آثار وی به سمتی یکنواخت و ساکن پیش رود.
شاید استفاده از موقعیت های طنز براساس دیالوگ و اتکائ بیش از اندازه به توانایی بازیگران در خلق موقعیت های کمیک است که نه تنها فضای کار عطاران ، بلکه ژانر کمدی را در ایران فرا گرفته است.
در چنین شرایطی ، نه تنها سبک بصری جایگاهی نخواهد داشت ، بلکه شاید استفاده از آن در جهت مخالفت با هنرنمایی شخصیت ها تلقی شود.
استفاده از بداهه کاری و خلق تیپهای متفاوت و خنده دار گرچه لازم است ؛ اما کافی نیست: این نکته ای است که پرطرفدارترین و در عین حال فقیرترین گونه سینمایی در ایران با آن مواجه است.

احمد جزایری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها