عرصه سیمرغ می کوشد تاریخ آذربایجان و صفحات درخشان از حضور فعال و موثر بعضی هنرها و هنرمندان را به زبانی ساده و رسا و شیوا به تصویر بکشد.
کد خبر: ۷۶۰۶۲
در این میان سفر دوربین عرصه سیمرغ به میان آذربایجان شرقی بویژه شهر تبریز و بخصوص روستاهای آن که در بسیاری از زمینه های هنری آغازگر بوده و مکتب خاص خود را داشته ، ستودنی است.
هنرمندان صاحب نامی در این خطه پرورش یافته اند که بر مناطق دیگر نیز تاثیرگذار بوده اند. این استان در فصولی از تاریخ ، شخصیت های هنری بسیاری را به سوی خود جلب کرده و به مهد شکوفایی استعدادهای مختلف هنری ، علمی و... تبدیل شده است.
ناگفته نماند که این مستند گزارش گونه در موقع مقتضی و در حد توان سازندگانش انجام یافته است و قطعا بدون عیب و نقص نخواهد بود. هنر عطیه ای الهی در دستان بشر است.
هنر جلوه خداوند در زندگی مادی است. به وسیله هنر زیبایی های حقیقی نمود می یابد و به وسیله هنر است که روح و روان انسان ها به طور فطری تحت تاثیر قرار می گیرد. آثار هنری بشر در انواع مختلف آن از قبیل ادبیات منظوم ، منثور، هنرهای نمایشی ، موسیقی ، هنرهای تجسمی ، معماری ، هنرهای دستی و... در طول سالیان متمادی حاصل تلاش جدی ساکنان تبریز در زمینه هنر است.
در واقع فرهنگ و تمدن آذربایجان را با مجموع آثار هنری به جا مانده آن شناسایی و معرفی می کنند. شاید بتوان گفت پیروزی در دنیای امروز، مرهون استفاده صحیح از هنر است و تبریزی ها از آن سرخوش هستند.
بدیهی است که درخت تنومند هنر در دیار آذربایجان ، شاخه های متعددی دارد و هر شاخه دارای سابقه ای است. بعضی شاخه ها سابقه ای طولانی و دیرین دارند و بعضی جدید هستند. آنچه اهمیت دارد هویدا کردن قدمت هر شاخه و تلاش در ارائه آن تا تعالی است.
در مقام ایرانی باید بدانیم هر شاخه از درخت کهنسال هنر در مناطق مختلف همچون استان آذربایجان شرقی چه پیشینه ای دارد، وضعیت فعلی آن چگونه است و در نهایت راه آینده چیست.
عرصه سیمرغ با پرسه زدن به لایه های درونی و بیرونی تبریز و روستاهای آن می کوشد پاسخ این پرسشها را به شکلی شکیل و زیبا بیان کند.
آنچه بیشتر مورد هدف این برنامه قرار دارد، موسیقی آذربایجان است ، نه آن دسته از موسیقی که دارای ارکستری است و تعدادی نوازنده در آن اجرا می کنند و خواننده ای نیز همراه موسیقی ، اشعاری را در قالب آواز به سمع شنوندگان می رساند،بلکه نوعی از موسیقی در این برنامه دنبال می شود که فقط مختص این منطقه از کشورمان است و با عرفان عجین شده و به نام موسیقی عاشیق یا عاشقها مشهور است.
عاشیق یا عاشق در حقیقت شیفته و دلباخته حق است و همان گونه که در زمانهای گذشته به آن ده ده ، آق سا ققال یا ریش سفید می گفتند، همه به این علت بود که عاشیق باید از معارف والای انسانی برخوردار می بود و بر نفس خود پیروز می شد تا بتواند ریش سفید و هادی مردم باشد.
هنرمندانی با این اوصاف و معانی در برنامه یاد شده ، براساس احساس نیاز طبیعی مردم این سامان در طول سالیان ، از دل آنها جوشیده ، سر برآورده و رشد کرده اند؛ هنرمندانی که از درون جامعه برخاسته و همواره کنار غمها و شادی های مردم باقی مانده اند و این شاید درست ترین نگاه درباره عاشیق ها باشد.
بنابراین هر نوع ادبیات و موسیقی که فاقد مفاهیم و تعابیر بالا باشد نمی تواند در مجموعه ادبیات و موسیقی عاشقی قرار گیرد.
اگر در مقاطعی و مواقعی با ادبیات و موسیقی نازل و سبک در این مجموعه روبه رو شویم ، نباید آنها را به حساب فرهنگ اصیل عاشیقی گذاشت ، بلکه آنها را باید حاصل هجوم بی امان فرهنگ مبتذل غرب و تحت تاثیر قرار گرفتن عده ای دانست که خود را عاشق نامیده اند.
ادبیات و موسیقی آنها، ادبیات و موسیقی عاشیقی نیست و خود آنان در حقیقت عاشیق نیستند و از این جرگه فاصله گرفته اند.
این اتفاق ناگوار از دیرباز نه تنها فرهنگ اصیل عاشیقی بلکه بیشتر مقوله های فرهنگی و هنری اصیل را تهدید کرده است و آگاهی و هوشیاری هر چه بیشتر را در پاسداری از حریم اصالت ها اقتضا می کند. عاشیق های آذری حافظ هنر و ادب پیشینیان خود هستند. آنان طبیعت زندگی و حفظ سنن را سرلوحه الهام کاری خویش قرار دادند.
در مجالس جشن و عروسی یا در قهوه خانه ها، حیات و مبارزات و آداب مردم را به یادشان می آورند. عاشیق ها معمولا در کوچ دایم به سر می برند و از این آبادی به آن آبادی در حرکتند و در مراسم مختلف در خرمن کوبی ، ختنه سوران ، عقد و عروسی و... شرکت می کنند و شور و نشاط می پراکنند.
یکی از باارزش ترین مباحث عرصه سیمرغ ، معرفی عاشیق ها و شیوه زندگی آنان در روستاهای آذربایجان شرقی است. آشنایی با زندگی عاشیق عسگر، عاشیق حسین ، عاشیق ممد و... به آدمی می آموزد که چگونه اینان با یگانه تار خود و حفظ اشعار عرفانی و گاهی سرودن شعر توسط خویش چه صادقانه و روان نغمه از حق و حقیقت سر می دادند و عاشقانه شنوندگان اشعارشان را به وجد می آوردند.
عاشیق ها در عرصه سیمرغ انتقال دهنده میراث فرهنگی به طور شفاهی به نسلهای پس از خود هستند و بداهه نوازی در هنر آنان ، حرف نخست را می زند. بداهه پردازی ایجاب می کند عاشیق ها، اشعار بسیاری را حفظ و با آثار موسیقیایی عاشیق های قدیمی آشنا باشند و بتوانند آنها را اجرا کنند.
برخی عاشیق ها خود دست به آفرینندگی می زنند و منظومه ها و ترانه های بسیاری به وجود می آورند. تداوم و رشد این هنر، مدیون این استادان خلاق است. در فرهنگ موسیقی آذربایجان عاشیق به کسی گفته می شود که ساز بزند، آواز بخواند و اشعار را فی البداهه بسراید و صفات و خصایل نیکو داشته باشد. موسیقی اصیل عاشیقی تنها با ساز قوپوز که به نوعی تار شبیه است ، اجرا می شود. اما آن چیزی که شاید در موسیقی عاشیقی بیشترین اعتبار و زیبایی را دارد، دئییشمه است.
دئییشمه نوعی مناظره میان 2عاشیق است که می تواند ساعتها و حتی چند شبانه روز ادامه یابد. هر عاشیقی شعری را همراه با ساز به طور بداهه اجرا می کند و عاشیق دیگر باید با شعر و آهنگی مناسب به او پاسخ دهد.
این مناظره تا آنجا ادامه می یابد که یکی از عاشیق ها از پاسخ بازماند و میدان را برای حریف خالی کند. همه این آهنگها در طول سالیان دراز به وجود آمده است و شاید تعداد آنها بیش از 300 نغمه باشد.
به امید آن که صداوسیما در ضبط و ربط دیگر هنرهای مرسوم در سراسر کشور اقدام ورزد و گنجینه ای از انواع هنرهای فولکلوریک ایرانی را به وسیله جعبه جادو به نمایش بگذارد تا بینندگان و علاقه مندان را با هنرهای بومی ایرانی آشنا و آشناتر کند.