هر گاه که به این بیت از حافظ فکر می کنیم همچنان به این نتیجه می رسیم که شاعر شیرین سخن ما حرف اول و آخر در مورد عشق را زده است:یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب کز هر زبان که می شنوم نامکرر است جانمایه و جوهر
کد خبر: ۷۰۹۲
مجموعه شب دهم ساخته حسن فتحی همین است و بس ؛ اما شکل دراماتیکی که این "قصه عشق " به خود گرفته در پیوند با عمیق ترین لایه های درونی زندگی ما یعنی مذهب ، قرار دارد. شاید بهتر باشد که در ابتدای همین یادداشت اعلام شود که شب دهم کار موفقی است و دست کم به دغدغه همیشگی یعنی ارتباط مخاطبان با اثر نمایشی پاسخ مثبتی می دهد. فراز و فرود قصه عشق حیدر، لوطی محله به دختری که فاصله طبقاتی بعیدی با او دارد، دستمایه 14 قسمت ماجراست ؛ اما لایه دیگری در این میان مطرح است که همانا رسیدن به عشق حقیقی است در واقع المجاز قنطره الحقیقه روح این مجموعه است ؛ یعنی حجاز و عشق مجازی پلی است برای رسیدن به عشق حقیقی حیدر که نیروی محرکه او برای برپاداشتن ده شب مجلس تعزیه ، عشق به فخرالزمان است ، در انتها به این نتیجه می رسد که عشقی بزرگتر در برابرش آغوش گشوده است.این نکته را خود حیدر در2 مقطع از مجموعه به زبان می آورد و پیام مجموعه را به شکلی مستقیم به مخاطب اعلام می کند، که این مساله شاید به تنها ضعف این مجموعه بدل شده است انتقال مستقیم پیامی که در لایه های زیرین اثر جریان دارد، بدترین نوع انتقال یک پیام است اگر این مبحث را بخواهیم بیشتر بشکافیم باید اذعان کرد که برای یک مخاطب اثر نمایشی شاید هیچ چیز ناگوارتر از آن نباشد که بخواهند چیزی ، پیامی و نکته ای را به شکل مستقیم به او ارائه کنند انتقالغیر مستقیم یک پیام ، آن هم در قالب اثری نمایشی ، تاثیر تکاندهنده ای بر مخاطب خواهد داشت چگونگی چیدن طرح نمایشی مجموعه به گونه ای هست که ما را به این نقطه خواهد رساند که عشق حقیقی بر عشق مجازی پیروز خواهد شد حیدر لحظه به لحظه تغییر می کند یارانش را یک به یک از دست می دهد، یاور در میانه راه به راهی دیگر می رود، تعزیه خوان ها اسیر دست گزمه ها می شوند سرگرد اداره تامینات به صف اشقیا افزوده می شود و حیدر لحظه به لحظه تنهاتر می شود شرط و شروط شاهزاده خانم که در ابتدا پررنگ می نمود کم کم رنگ می بازد حیدر بیشتر در بند این است که تعزیه انجام شود تا به نتیجه ای که می خواهد برسد و سرانجام عاشورای حیدر با عاشورای سالار عاشقان پیوند می خورد و حیدر به همراه یاور دیرینش یعنی "یاور" به وصال یار می رسند. الحق باید گفت این دو مسیر یعنی مسیری که حیدر می پیماید و مسیر کربلای قافله عشق بخوبی در هم تنیده شده اند؛ بنابراین شاید ما، در مقام مخاطب نیازی به این نداشته باشیم که حیدر در گفتگو با یاور و فخرالزمان اینها را به زبان بیاورد. نکته قابل اشاره دیگر، بازی بازیگران این مجموعه است حسین یاری ، کتایون ریاحی و پرویز فلاحی پور در نقش یاور، بازیهای بسیار خوبی ارائه داده اند توجه کارگردان به جزییات آن چنان است که رنگ چشمان دو بازیگر اصلی )که روشن است ( فراموش نشده استفاده از لنز مشکی باعث شده تا چهره این هر دو بازیگر هر چه بیشتر مثبت جلوه کند توجه به چنین جزییاتی از سوی کارگردان ستودنی است.