رادیو و زندگی امروزما

رسانه های جدید ارتباط جمعی ، کل اجتماع ما را هماهنگ می کنند و زندگی روزمره ما را با پیام هایی که منتشر می کنند، شکل می دهند. زمانی که پخش برنامه های رادیو آغاز شد، به عنوان علم و یا هنر مطرح نبود.
کد خبر: ۶۴۸۴۷

توجهی به مردم نمی شد و از هر تاثیر اجتماعی بی بهره بود. لیکن این امر در طی سالهای اخیر درجوامع مختلف تغییرات بسیاری کرده است. تا آنجا که در حد پدیده ای مانند انقلاب مطرح می گردد.
با توجه به این که برنامه های رادیو از تنوع زیادی برخوردار است و هر گروه از مخاطبین به نوع خاصی از برنامه های آن علاقه مندند تاثیرات مختلفی نیز از آن می پذیرند.
تاثیری که رسانه ها بر مخاطب دارند از الگوی پیچیده ای متابعت می کند: عوامل شخصی یا فردی عبارتند از:
نظام شخصیتی فرد، جنس ،دین ، سن ، تحصیلات و... و عوامل اجتماعی نیز شامل طبقه ، نژاد، ملیت ، گروههای اجتماعی ، خرده فرهنگ هاو... می شود.
مجموعه این عوامل یعنی ویژگی خاص رادیو، عوامل شخصی و عوامل اجتماعی در استفاده ،ادراک و انباشت انتخابی فرد اثر دارد.محققین تاثیرات رسانه های جعی را بصورت مختلف تقسیم بندی نموده اند. در بخش حاضر تاثیرات رادیو در برخی حوزه های فرهنگی مطرح می شود.


جامعه پذیری و فرهنگ پذیری
یکی از مهم ترین وظایف رسانه های جمعی از جمله رادیو،اجتماعی کردن است اعضاء جامعه از بدو کودکی تا بزرگسالی دائما_ در معرض جامعه پذیری هستند. رادیو نیز به عنوان یک رسانه جمعی می تواند به شیوه های مختلف از خلال اخبار و اطلاعات ، برنامه های آموزشی یا سرگرم کننده ، مهارت های لازم برای زندگی اجتماعی را به افراد بیاموزد.
از این طریق انسانها الگوی روابط موثر بایکدیگر را می آموزند و با ارزشها و هنجارهای فرهنگ خود آشنا می شوند. در صورتی که این آشنائی بانوعی عاطفه مثبت (علاقه) همراه باشد، پذیرش درونی بوجود می آید و در نتیجه هر یک از اعضای جامعه حامل و عامل به فرهنگ جامعه می شود.
به این ترتیب خیلی از تخلفاتی که بخاطر عدم پذیرش درونی فرهنگ جامعه صورت می گیرد، کاهش یافته و انتظام اجتماعی تقویت می شود.علاوه بر فرهنگ خودی رادیو می تواند اعضائ جامعه ما را با فرهنگ کشورهای دیگر آشنا سازد وموجب اقتباس فرهنگی شود و یا جوامع دیگر را با فرهنگ ما آشنا سازد.
در این زمینه رادیو دو نقش مهم رامی تواند ایفا کند. از یک سو با گزینش حساب شده ما را با وجوه مثبت و منفی فرهنگ های دیگر آشنا سازد وافق فکری ما را گسترش دهد. و از طرف دیگر می تواند نقاط قوت فرهنگ ما را به کشورهای دیگر منتقل کند.
مثلا در یکی از برنامه های «تولدی دوباره» که از تلویزیون ایران پخش می شد زمانیکه از جوان آلمانی تازه اسلام آورده سوال شد چگونه با اسلام آشنا شدید در پاسخ اظهار کرد که از طریق رادیو برون مرزی ایران این آشنائی حاصل شده است.
بنابراین رادیو هم عناصر فرهنگ خودی را به افراد منتقل می کند(جامعه پذیری) و هم زمینه آشنائی متقابل ما و فرهنگ های دیگر را فراهم می کند (فرهنگ پذیری).
اما در این مورد به چند نکته باید توجه کرد:اول این که لازمه موفقیت رادیو در امر اجتماعی کردن و فرهنگ پذیری برخورداری از جاذبیت و اعتبار کافی نزد مخاطبان است. همچنین باید مطالعه دقیقی در مورد کشورهائی که می توانند در معرض فرهنگ پذیری از جامعه ما قرارگیرند، انجام شود.
و در آخر باید توجه کرد به این که ما بیشتر از کدام کشورها، چه عناصر فرهنگی را باید اقتباس کنیم که مویداهداف مان باشد.


رادیو چگونه در خدمت دین می شود؛
بخش مهمی از ارزش ها، اعتقادات و هنجارهای مردم در فرهنگ جامعه از دین آن جامعه سرچشمه می گیرد. در عین حال ممکن است بخشی از اصول فرهنگی جامعه از منابع غیردینی نشات گرفته باشد که مغایرتی هم با دین نداشته باشد مانند مراسم «عید نوروز» در ایران ... به طور کلی دین در سطح فردی و اجتماعی دارای کارکردهای متعددی است.
در سطح فردی دین به زندگی انسان معنا وهدف و جهت می دهد و رابطه انسان را با دیگران و جایگاه او را در کل هستی تعیین می کند. چنین انسانی درتلاطم های زندگی کمتر دچار سردرگمی ، بی هویتی و اضطراب می شود. خصوصا_ در جوامع پیشرفته امروزی سرعت رشد علم و تکنولوژی بسیار زیاد است.
نیاز به یافتن معیاری برای تعیین محتوای یک زندگی خوب و توام با عدالت ، آزادی و زیبایی بیشتر می شود. در یک جامعه دینی مانند کشور ما رسانه های جمعی نقش مهمی در تربیت دینی مردم دارند.
بنظرمی رسد اقدامات رسانه های جمعی بویژه رادیو را در زمینه دین می توان به سه دسته تقسیم کرد:
1-تجهیز شناختی: آگاه کردن مردم از دستورات ، فرامین ، ارزش ها، معارف و اصول اعتقادات دینی مانند برنامه های سخنرانی آیت الله جوادی آملی یا استاد مرحوم محمدتقی جعفری در مورد مباحث مختلف اعتقادی ویا بطور غیرمستقیم در خلال سایر برنامه های رادیویی.
2-تجهیز عاطفی و احساسی : تقویت انگیزه ، احساس ، عاطفه و روحیه دینی نزد مردم از طریق پخش مراسم دعای کمیل ، قرائت قرآن ، اذان و ادعیه روز، تواشیح و سرودهای مذهبی.
3-تجهیز رفتاری: ترغیب مردم به عمل و رفتار دینی مانند ترغیب مردم به شرکت در نمازهای جماعت ، عمل به فضائل و اخلاق دینی ، پرداخت وجوه شرعی.


رادیو و فرهنگ مطالعه
مطالعه رابطه مستقیمی با تفکر و آگاهی دارد. مطالعه اطلاعات فرد را نسبت به محیط و امورمختلف افزایش می دهد. بواسطه مطالعه قدرت ارزیابی و تجزیه و تحلیل بیشتر می شود. مکتوب کردن دانش و تجربه و مطالعه آن توسط دیگران موجب حفظ انتقال و تراکم معرفت بشری می شود.
برای جامعه در حال گذار از وضعیت توسعه نیافتگی به توسعه یافتگی ، برخورداری از نیروی انسانی آگاه و کارآمدبزرگترین سرمایه بشمار می رود. مطالعه (اعم از کتاب ، مطبوعات و نشریات عمومی و تخصصی) ابزارمهمی برای تعلیم و تربیت انسانهای متفکر است.
از این جهت شناخت علل عدم رشد فرهنگ مطالعه در کشورما بسیار ضروری است. برای رسیدن به این هدف لازم است تحقیقی تاریخی انجام شود تا ساختاراجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی موثر در این مساله را بررسی کند.
در یک نگاه گذرا بنظر می رسد نوعی شکاف و تاخر بین رشد رسانه های نوشتاری (کتاب ، مطبوعات و...) و رسانه های دیداری شنیداری در کشور ما وجود دارد.
381 سال پس از شکل گیری صنعت چاپ دراروپا، صنعت چاپ در ایران آغاز بکار کرد. اولین روزنامه ها با تیراژ بسیار کم 215سال بعد از انتشار اولین مطبوعات در اروپا در ایران منتشر شد.
اما رسانه های رقیب چنین روندی را در ایران نپیموده اند. فاصله بین پیدایش رادیو و تلویزیون در ایران و اروپا به ترتیب 18 و 20 سال بوده است.
ورود رسانه های نوشتاری در دوران حکومت قاجار که با استبداد سیاسی شدید مواجه بود مانع رشد و قوت گرفتن تولید و استفاده از آنها شد. به علاوه پایین بودن سطح سواد نیز موجب رشد ضعیف رسانه های نوشتاری گردید. بعلاوه پس از مدت کوتاهی رسانه های غیرنوشتاری رادیو و تلویزیون درجامعه وارد شدند.
از آنجا که استفاده از رادیو تلویزیون نیازی به سواد نداشت ، همچنین از جاذبه ، تنوع وسهولت استفاده بیشتری برخوردار بود، بنابراین رسانه های دیداری شنیداری با سرعت بیشتری گسترش یافتند. مطالعه کتاب ، روزنامه و.. به بخش محدودتری از افراد علاقه مند اختصاص یافت.
به علاوه باوجود تاکید بسیار زیاد اسلام به «ارزش مطالعه»، در فرایند اجتماعی شدن ما، مطالعه جایگاه مهمی ندارد.یعنی مطالعه به صورت یک ارزش یا عادت رفتاری در نیامده است و در متن زندگی اکثریت مردم فعال نمی باشد.
مصداق توسعه نیافتگی فرهنگ مطالعه را می توان با مقایسه نسبت بهره مندی ایرانی ها از رادیو، تلویزیون و مطبوعات با میزان نسبت بهره مندی از همین رسانه ها در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه مشاهده نمود.
براساس آمار موجود وضعیت ایران در زمینه استفاده از رادیو 37 درصد و تلویزیون 27 درصد بهتر از کشورهای در حال توسعه است. اما وضعیت استفاده از مطبوعات 46 درصد پائین تر از متوسطسطح بهره مندی کشورهای در حال توسعه است.

نادر هاعرابی / فاطمه جواهری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها