تریبون جوان هاییم

پرده اول: جوونها می گن از بس هر جا رفتیم و هر جا نشستیم از ما حرف زدند و کاری برامون نکردند خسته شدیم. پرده دوم: بالاخره باید باشه جایی که تریبون قشر جوان باشه ، به جای اونها حرف بزنه ، از احساسات و دغدغه هاشون بگه.
کد خبر: ۶۳۷۴۷

پرده سوم: جوونارو باید باور کرد و بهشون حس اعتماد و تعلق به جامعه بخشید. اینها رو علیرضا نوری می گه که طب خونده و هفت سالی هست که مدیر شبکه جوانه.
پرده چهارم: رسانه ای که به جوونها اختصاص داره باید زبان گویای اونها باشه. می خواهیم امید را به جامعه جوان تزریق کنیم. جامعه فیدبک هر چه به جوان داده می گیره ؛ آخه مدیر شبکه جوان یه کمی هم جوونه !
کات: اصلا حالا که امروز سالگرد رادیوست خودتان گفتگو با نوری را بخوانید.

اگر بخواهید ویژگی های بارز جوان های امروز را برشمارید به چه مواردی اشاره خواهید کرد؛!

جوان به طور کلی خصلت های مشترکی در همه دوران ها دارد. جوان امروز و جوان صدسال پیش ویژگی های مشترک فیزیولوژی دارند و نمی توان مرزبندی مشخصی برای آنها از این نظر قائل شد. می ماند مسائلی که به صورت اکتسابی از محیط دریافت می کند و تاثیرات متفاوتی بر آن می گذارد.
اگر جوان امروز به فرض مثال از ابزارهایی مثل کامپیوتر و رسانه ها بهره مند است و از آنها تاثیر می گیرد جوان 200 سال گذشته از این امکانات بی بهره بود و مسلما تاثیرگیری جوان از ابزارهای موجود امروز جهت گیری متفاوتی نیز در زندگی او ایجاد می کند.
به طور کلی جوان ، آرمانگرا، شجاع ، صادق و ریسک پذیر است ، محافظه کار نیست و برای تجربیات نو خطر می کند. اهل مخالفت و مقاومت است. گروه مرجع خود را تغییر می دهد. اگر در نوجوانی از محیط پیرامونش مثل والدین و معلم سوالش را می پرسید در جوانی سراغ دوستان یا کسان دیگری می رود. که البته ویژگی خاص تر جوان شرقی و ایرانی بستگی به شرایط بومی و فرهنگی دارد ، جوان امروز ایرانی با جوان امروز اروپایی تفاوت های زیادی دارد اصلا نوع تعلقاتشان با هم فرق می کند.

یعنی در هر شرایطی که لازم باشد جوان امروز هم در صحنه می آید؛

من باور دارم که این جوانها هم همانها هستند. اگر چنین واکنشی از آنها دیده نمی شود قصور مسوولان جامعه ای است که در آن رشد کرده اند.

با وضعیت موجود و جوانهایی که هدف غایی خود را گم کرده اند چه باید کرد؛

شما دارید قصاص قبل از جنایت می کنید هنوز که اتفاقی نیفتاده.

ظاهر امر حاکی از این است که اتفاقاتی افتاده!

از ظاهر قضایا نمی شود به باطن آنها نفوذ کرد. خصوصا جوان امروز که درونش را به هیچ عنوان نمی شود جستجو کرد. در دوران جنگ هم بودند کسانی که چندان مذهبی هم نبودند. بسیج محل آنها را در جمع خودشان راه نمی داد اما می رفتند جبهه بعد از مدتی متحول می شدند به درجات معنوی بالایی هم می رسیدند و دست آخر شهید شدند. جوان مثل آینه ای است که رفتارها را منعکس می کند ، اگر قصد فریبش را داشته باشیم او می فهمد. واکنش جوانها نمره ای است که به ما می دهند.

در شرایطی که خیلی از جوانها رسیدند به جایی که احساس می کنند به این جامعه تعلق ندارند؛

شما این خیلی را از کجا آوردید؛

از آنجا که خودم هم جوان هستم و محیط پیرامونم هم مملو از دوستان جوانی است که به این نقطه رسیدند.

شما آدمی را پیدا نمی کنید که از زندگی خود راضی باشد یعنی هر کس در هر موقعیتی نارضایتی هایی دارد که من نیازها را دو بخش می دانم. بخشی نیازهای اولیه و واقعی یک جوان که شغل ، تحصیل ، ازدواج و... ازجمله آن است. اما بخش دیگر نیازهایی است که اگر نباشند هم اتفاقی نمی افتد. اینها نیاز کاذب هستند. بخشی از نیازهای کاذب را چشم و هم چشمی و زندگی مدرن و مادی بالاخص رسانه ها ایجاد می کنند مثل تبلیغات بازرگانی تلویزیون که به نوعی رفاه زدگی را هم تبلیغ می کند. تبلیغ انواع وسایل رفاهی یا به رخ کشیدن زندگی افراد مرفه در آگهی های تجاری یا فیلمها و سریال ها دامن زدن به همان نیازهای کاذب است که باعث می شود جوان از زندگی ای که با والدینش دارد احساس رضایت نکند. بنابراین دو نوع عدم رضایت هست یکی جوانی که از حداقل امکانات مثل شغل و مسکن و غیره محروم است و دوم جوانانی که با وجود داشتن حداقل ها ناراضی هستند.

خوب در شرایط موجود با شناختی که از جامعه و جوان دارید جایگاه خود را به عنوان رسانه شنیداری مختص جوانان چگونه تعریف می کنید؛

ما در شبکه جوان موظفیم به نمایندگی از جوانان با جامعه صحبت کنیم. از نیازها، توقعات و احساساتش بگوییم. تریبون جوان ما هستیم. هر جا که به این مهم عمل کردیم در بین مخاطبان هم جایگاه بهتری داشتیم ، جوان احساس کرده که به دردش می خوریم و با ما همراه شده و هر جا که به این توجه کمتری کردیم با عدم اقبال مخاطبان مواجه شده ایم.

طی سالهای تاسیس شبکه جوان چه کارهایی باید می کردید که نکردید. تاکنون آسیب شناسی کرده اید؛

خط قرمزها دو نوع هستند نوع اول خطوطی است که البته هیچ جوانی دوست ندارد به ارزش ها و مقدساتش توهین شود. اما خطوط قرمز نوع دوم محدودیت هایی است که ما یعنی مسوولان رسانه ای ایجاد می کنیم. ما هر جا که به دلیل کاهلی خودمان یا محدودیت های موجود پیش نرفتیم خودمان هم از شبکه ناراضی بودیم اما هر جا که زبان گویای جوان مخاطب خود بودیم احساس مباهات کردیم.

شما رسانه دولتی هستید و بارها شده که وقتی جوانی از رسانه شما حرف خود را می شنود عکس العمل نشان می دهد که خوب اینها را که خودمان هم می دانیم که چی؛! شما چه کار می کنید؛!

چه کنیم وقتی هر چه می گوییم گوش کسی بدهکار نیست ، تعطیل کنیم؛!

نه ، در حد بضاعت برای رفع مشکلات جوانها چه می کنید؛

ما سعی می کنیم امید را در جامعه جوان تزریق کنیم . حق نداریم ویروس ناامیدی منتشر کنیم که چون صدایمان به جایی نمی رسد خودتان می دانید ما هم تعطیل می کنیم می رویم ، باید امید فردای بهتر را به جوان داد ضمن این که شرایط ما از نوع زندگی و تعامل گرفته تا مسائل سیاسی بهتر از دیروز است.

شما قبول دارید که جوان هجده ساله سال 82 با جوان 18 ساله 84 تفاوت دارد؛

قطعا فرق می کند.

بنابراین آیا عمر برخی برنامه های این شبکه به سر نیامده؛

این واقعیت را انکار نمی کنیم و تغییرات شبکه جوان با حجم زیادی هر سال اتفاق می افتد. سعی می کنیم ایده ها و افکار نو و متناسب با روز را با شبکه همراه کنیم و تغییرات اخیر شبکه هم در راستای همین هدف بود به طوری که برنامه های صبح تا ظهر را تغییر دادیم.

عمدی در کار بود که عمده برنامه سازان این شبکه در تغییرات اخیر از میان جوانان انتخاب شوند؛

بله ، برنامه سازان قبلی ما از گردونه برنامه سازی خارج شده و وارد حوزه های مدیریتی شدند. کسانی که جایگزین شدند جوان ترها بودند، جوان ترهایی که ممکن است در کار برنامه سازی رادیو کم تجربه باشند. ولی صاحب ذوق و انگیزه اند و مهارت کم آنها را باید با دادن فرصت و کسب تجربه بیشتر ارتقا بخشید. باید آنها را تقویت کنیم و امکاناتی در اختیارشان بگذاریم که بتوانند برای جوان سال 84 برنامه بسازند.

چقدر با جوانها ارتباط دارید؛

کار اجرایی دست و پاگیر است. عمده ارتباط من با جوانها با کسانی است که پیرامون من هستند و یا حجمی از نوشته ها، مطالب و اطلاعات ، بطور کلی ارتباط چهره به چهره ام با جوانها کم است.

در این صورت کار شما سخت می شود.

سخت است و لازمه اش طراحی مکانیزمی است که ارتباط ما از حد حرف تلفنی و شنونده حرفه ای با جوان ما بیشتر شود.

به استودیوی سیار شبکه جوان در اماکنی که جوانها هستند فکر کردید؛!

ما خیلی دوست داریم ، مثلا در مسیر کوهنوردی جوانها یا شهرستانها یا به طور کلی در کانونهای تجمع جوانان ایستگاه رادیویی سیار داشته باشیم و برای ارتباط چهره به چهره با توجه به بودجه و امکانات موجود برایمان مقدور نیست.

  • در شبکه جوان موظفیم به نمایندگی از جوانان با جامعه صحبت کنیم

  • سازمان باید نگاه دوباره ای به رادیو بخصوص بخش های مختص به جوانان داشته باشد. ایستگاه رادیویی هزینه مازاد برای ما ایجاد می کند چه بسا در مناسبتها این کار را کردیم اما اگر بخواهد نهادینه شود نیاز به منبع مجزای بودجه ای دارد.

    مسوولیت شبکه رادیویی مختص جوانان چه حسی در شما ایجاد می کند؛!

    حس مسوولیت سنگین ؛ با قشری سر و کار داریم که رک و راست می ایستد و می گوید که قبولت دارد یا نه.

    برنامه سازان شبکه جوان چه نظری در مورد شما دارند؛

    از خودشان بپرسید.

    می گویند دکتر نوری خیلی اخم می کند.

    اشکال ندارد مهم این است که آیا پشت این ستاره حلبی قلبی از طلاست؛! این که مزاح بود شاید به خاطر این است که عواطف خودم را بروز نمی دهم اما بچه های شبکه را تا وقتی دغدغه کار دارند دوست دارم.

    اگر خارج از سازمان مسوولیت جایی را به شما بسپارند که مختص به جوان باشد می پذیرید؛!

    با جوان نمی شود از سر صدق برخورد نکرد ، آنجا که آدم مجبور است برای رفع مسوولیت کار کند کارش سخت می شود. ترجیح می دهم در رسانه باشم و در امور مربوط به جوانان به طور مستقیم وارد نشوم. می ترسم که نتوانم ذهن مشکل پسند جوان را اغنا کنم.

    در آستانه روز جوان چیزی بگویید که جوانها خوششان بیاید.

    یک بار به جوان 18 ساله ای که دلخور و ناراضی بود گفتم حاضرم همه آنچه دارم و موقعیتم را بدهم و تو 18 سالگی ات را به من ببخشی.

    فرض کنید 18ساله شدید.

    با تجربه ای که به دست آوردم سیر زندگی ام را بهتر طی خواهم کرد.

    اهل خطر کردن هستید یا از تجربیات دیگران استفاده می کنید؛

    شاید در امورات شخصی اینگونه نباشم اما در مسوولیتی که به عهده دارم حق ندارم راه غلط رفته دیگران را تکرار کنم چون هزینه برای جامعه ایجاد می شود.

    فکر می کنید جوانانی که این گفتگو را می خوانند چه قضاوتی در مورد شما خواهند کرد؛

    شخص من مهم نیست. شبکه جوان را گوش بدهند و حرفهای من را با آنچه در شبکه هست مطابقت دهند اگر صادقانه بود بپذیرند.

  • تلطیف هیجان جوانی


    ویژگی هر فردی را در هر دورانی از جمله جوانی باید شناخت ولی نباید انگ زد. جوان اگر خطر می کند و در مقابل والدین خود می ایستد و نه می گوید به خصلت دوران جوانی او بازمی گردد. جوانی که با موتور در خیابان ویراژ می دهد یعنی می خواهد انرژی و هیجان درونش را تخلیه کند و جامعه ای که او را خوب تربیت نکرده و راهکار مناسب نشانش نداده یا پدر و مادری که در تربیت او ناتوان بوده اند او را که نمی داند چگونه باید هیجان خود را تلطیف کند ملامت می کنند. اما به عقیده من بخشی از این انتقاد به ما یعنی مسوولینی که عهده دار امور جوانان هستیم و خانواده ها بازمی گردد. کما این که در دوران جنگ هم کسانی از خاک ما دفاع کردند که جوان بودند و اتفاقا همین خطرپذیری عامل حرکت ایشان شد. چون در آن زمان انرژی و آرمانگرایی جوان در مسیر خوبی افتاد. جوان امروز هم همان جوان است باید برایش بستر مناسبی فراهم کرد.



  • فاطمه رحیمی


    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها