از جام جهانی 2014 و زیبایی‌های برزیل و منافع جام‌های جهانی به روایت اسکولاری

پیشرفتی شیرین و غرورانگیز

مشغولیت‌های بین‌المللی لوئیس فیلیپه اسکولاری شصت و پنج ساله سبب شده وی در 15 سال اخیر بندرت در ریوگرانده دوسول و پورتوالگره که زادگاه این مربی مشهور فوتبال در برزیل است و به اهالی آن گائوچو می‌گویند، روزگار بگذراند. وی که در دومین مقطع سرمربیگری‌اش در تیم ملی برزیل، این تیم را فاتح جام کنفدراسیون‌های 2013 کرده و همین خیال و رتبه را برای جام جهانی در سال آینده هم در سر دارد، با شور و علاقه زیادی درباره ریوگرانده دوسول که تعدادی از 64 مسابقه جام جهانی بیستم در آن برگزار خواهد شد، صحبت می‌کند.
کد خبر: ۶۰۶۹۶۸

اولین خاطرات شما از جام‌های جهانی به چه وقایع و کدام تاریخ‌ها برمی‌گردد؟

سال 1958 بود و جام جهانی در سوئد برگزار می‌شد و برزیل می‌زد و می‌برد و به سوی اولین قهرمانی‌اش در جام‌های جهانی به پیش می‌رفت و سرانجام نیز به آن رسید. ما هم رادیو به دست بازی‌ها را تعقیب می‌کردیم و هورا می‌کشیدیم و شادی می‌کردیم.

آن موقع رادیوهای کوچک ترانزیستوری مد و تلویزیون در برزیل کاملا رایج نشده بود و فقر برزیلی‌ها اجازه نمی‌داد همه یک تلویزیون داشته باشند.

بنابراین جام جهانی برای ما با داد و بیدادهای توام با احساس گوینده‌های رادیو در زمان گزارش مسابقات سپری می‌شد و در ذهن خود تصاویری از واوا، زیتو، گارینشا و البته په‌له را که فقط 17 سال داشت، تصور و تجسم می‌‌کردیم.

آیا پدرتان شما را خیلی به پرداختن به فوتبال تشویق کرد؟

اصلا. برعکس او درباره به این مسائل اصلا حرف نمی‌زد و اجازه می‌داد بچه‌هایش خودشان راه زندگی و کارهای آینده خود را انتخاب کنند. خود من از 9-8 سالگی و با بازی در کوچه و خیابان‌ها فوتبال را شروع کردم. روبه‌روی خانه ما در شهر پاسو فوندو زمین بزرگ و تقریبا استاندارد فوتبال وجود داشت و بتدریج آن مکان به خانه دوم و شاید هم منزل اول و اصلی‌ام تبدیل شد.

به عنوان یک گائوچو قدیمی و اصیل به کسانی که کمتر 8 ماه بعد برای دیدن جام جهانی 2014 به برزیل و بویژه ایالت ریوگرانده دوسول می‌آیند، چه توصیه‌ای می‌کنید؟

توصیه‌ام این است که در وقت‌های اضافی که دارند و البته اگر مسابقات مجال داد، به تماشای سراگائوچا که همان ارتفاعات و بلندی‌های منطقه است، بروند. در این منطقه ریشه‌ها و سنن اروپایی زیادی می‌یابید. شاید به این دلیل که بسیاری از اهالی اینجا خاستگاه‌ها و ریشه‌های اروپایی دارند و اجدادشان از آنجا آمده یا خودشان ارتباطی مستقیم با قاره سبز دارند.

به لحاظ زیبایی هم شهرها و مناطق گرامادو، کانه‌لا، کازیاس و بنتو گونکالوس در سطح بالایی قرار دارند. اگر هم بخواهم از پورتو الگره به عنوان مرکز ایالت حرف بزنم، باید بگویم زیبایی‌ها و نقاط دیدنی فراوانی دارد و از جمله در بندرگاه و لب دریا و اطراف آن که کای دو پورتو خوانده می‌شود، به مرکز قدیمی شهر و بازارهای سنتی آن هم بروید تا سنن دیرپای منطقه را از نزدیک حس کنید. مردم این ایالت و به واقع گائوچوها بسیار مهربان و گرم و مهمان‌نوازند.

اما در جریان جام کنفدراسیون‌ها جز تظاهرات خیابانی و مشتی برخورد و تلخی چیزی در برزیل مشاهده نشد.

آن ماجرا فرق می‌کند. آن تظاهرات و اتفاقات آن روزها از نارضایتی مردم از گرانی‌ها و بیکاری‌ها در برزیل و مسائل سیاسی و بی‌کفایتی دولت از تامین بدیهیات برای مردم کشور برمی‌خاست، اما آن موضوع فروکش کرده و حالا نه مشت و آتش، بلکه مهربانی ذاتی مردم برزیل پیش روی شماست.

حرف‌های شما را درباره ادغام فرهنگ‌ها و یکی‌شدن‌شان در ریوگرانده دوسول در تضاد با اظهارات برخی دیگر و رویکردهای جاری در این منطقه است.

بستگی به این دارد چطور به قضیه نگاه کنید. از قدیم منطقه ما یک رگ و ریشه آلمانی و ایتالیایی داشته است. سال‌ها پیش مهاجرانی از این کشورها آمدند و در ریوگرانده دوسول ساکن شدند. هر چند نسل‌های بعد این افراد و نوه‌ها و نتیجه‌هایشان نه اروپایی بلکه برزیلی‌اند، اما فرهنگ اولیه نیاکان آنها هم نزدشان محفوظ و محسوس است و بر حفظ آن اصرار دارند و خودشان می‌دانند ریشه‌شان اروپایی است. آلمانی‌های مهاجر در اطراف رودخانه‌ها و مرغزارهای مجاور اسکان یافتند و ایتالیایی‌ها به کوهپایه‌ها رفتند و همان جا هم زاد و ولد کردند و نسل‌ها و فرهنگ خود را استمرار بخشیدند. با این‌که آنها و بچه‌ها و نوه‌هایشان سال‌هاست برزیلی شده‌اند، اما همچنان سنن و باورهای اروپایی نیاکان خود را حفظ کرده و آن را اجرا می‌کنند. مثلا آلمانی‌تبارها همچنان در محیط‌ها و اطراف خود گلکاری می‌کنند و در اطراف خانه‌ها و اقامتگاه‌های ایتالیایی‌ها، مزارع و باغ‌هایی پر از سبزیجات را می‌بینید که پرورش می‌دهند و محصولات آن را می‌فروشند. حتی هنوز در دل ریوگرانده دوسول ناحیه‌ها و کوچه‌هایی را می‌یابید که مردم و اهالی آن به زبان اجدادی خود یعنی ایتالیایی و آلمانی سخن می‌گویند.

شما به عنوان یک مرد متولد و بزرگ شده در ریوگرانده دوسول چه احساس و برداشتی در این خصوص دارید؟

طبیعی است از این بابت احساس سرور و غرور کنم. عادت ندارم اینجا و آنجا بنشینم و از زادگاهم تعریف کنم،‌ اما باوجود تمام مدرن‌سازی‌های جامعه برزیل و رسیدن‌مان به عصر فضا و اطلاعات و ارتباطات حتی فرزندان و نوجوانان نسل ما بر سنن این منطقه و عادات رایج در پورتو الگره مهر تائید می‌زنند و آنها را بسیار خوب و بجا توصیف کرده و قدیمی از مد افتاده نمی‌دانند. ما سنن جالبی داریم که برای نسل فعلی هم جذاب است و آن دور هم جمع‌شدن اعضای فامیل برای صرف شام و غذاهای محلی و به واقع نزدیک شدن دوباره ایده‌های یکدیگر هر هفته یکبار است و گائوچوها در این گردهمایی‌ها معمولا خیلی چیزها را حل می‌کنند و به آرامش می‌رسند.

حتما جام جهانی 2014 هم می‌تواند در این ارتباط کمک‌کننده باشد.

قطعا همین‌طور است. درست است که جام‌های جهانی بسیار خرج‌سازند و بودجه‌هایی نجومی می‌خواهند، اما همراه خود بسیاری از پیشرفت‌های اجتماعی را هم می‌آورند و یک جامعه و بواقع یک کشور را تکان می‌دهند و آن را سال‌ها جلو می‌اندازند. الزام‌‌های یک میزبانی آبرومندانه سبب شده تاسیسات و امکاناتی به‌ اجبار در کشورم به وجود آید که اگر این میزبانی در کار نبود، هرگز اینک صورت نمی‌پذیرفت. بعد از اتمام جام جهانی بهره‌های این کارها طبعا شامل حال تمام مردم خواهد شد و برای نسل‌های فعلی و آینده خواهد ماند و این روند به ورزش‌پیشه‌ها منحصر نخواهد شد، بلکه این یک روند شیرین و مثبت و غرورانگیز برای کل کشور ماست.

فیفا / مترجم: وصال روحانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها