تله‌فیلم «داستان کوتاه زندگی» که از شبکه تهران پخش شد، مشکلات زندگی مدرن را به تصویر می‌کشد

در ستایش عشق

اگر از منظر یک فرد عادی و نه یک جامعه‌شناس یا کسی شبیه او به زندگی مدرنی که بسیاری از ما خواه‌ناخواه به آن تن داده‌ایم نگاه کنیم، می‌بینیم هرچقدر هم نفوذ افکار و شیوه زندگی مدرن اندک باشد، اما گاهی زندگی افراد را به طور کل تحت تاثیر قرار می‌دهد. شاید گاهی زندگی خودمان را با زندگی نسل قبل مقایسه کرده و به این نتیجه شگرف رسیده باشیم که انگار مادران و پدران‌ ما راحت‌تر زندگی می‌کردند، بیشتر سختی‌ها را تحمل می‌کردند و دغدغه‌ها و سردرگمی‌های کمتری در زندگی داشتند.
کد خبر: ۵۸۸۱۴۱

گاهی فکر می‌کنیم آنها چه آسودگی خوشایندی داشتند. اما در این دوران با قواعدی که زندگی در میان جامعه‌ای مدرن‌شده تحمیل می‌کند، آیا ممکن است به شیوه قدیمی‌ها زندگی کرد و نتایجی را که الان برای ما ارزش محسوب می‌شود به دست آورد؟

در تله‌فیلم «داستان کوتاه زندگی» به کارگردانی مسعود کرامتی، این پرسش و پرسش‌های دیگر به صورت تصویری مطرح شده و پاسخ داده می‌شود.

داستان از این قرار است که مادر (آهو خردمند) از شهرستان به تهران می‌آید تا به زندگی پسر و دختر جوانش سر و سامانی بدهد تا اگر به دلیل بیماری که تازه متوجه آن شده دستش از دنیا کوتاه شد، خیالش بابت آنها راحت باشد. اما بزودی مادر درمی‌یابد فرزندانش ـ محمود و ماهرخ ـ آنقدر با قواعد زندگی سرد و خالی و بی‌عاطفه اطراف‌شان همسو شده‌اند که حتی ارتباط‌شان با یکدیگر هم به مویی بند است. مادر دست به کار می‌شود تا این بی‌روحی را از زندگی بچه‌هایش بزداید.

داستان کوتاه زندگی می‌خواهد به مخاطبش تلنگری بزند و بگوید فاصله گرفتن از شیوه زندگی قدیمی‌ترها، گسستن از سنت‌ها و فراموش کردن تعاریف مرسوم مناسبات و روابط چطور می‌تواند باعث طاقت‌فرسا شدن ابعاد مختلف زندگی شود. در حالی که ایجاد کوچک‌ترین تغییرات شاید بتواند رنگ و لعابی به بخشی از زندگی بدهد. مثلا وقتی مادر با روش و شیوه خودش با همسایه‌ها ارتباط ساده‌ای برقرار می‌کند، گرچه ممکن است کار او را از نظر تئوریک قبول نداشته باشیم اما در نهایت می‌بینیم این گسترش دادن ارتباطات، بین فرزندان، همسایه‌ها و محل زندگی‌شان پیوندی ایجاد می‌کند که زندگی‌شان را از سکون و سکوت خارج کند.

حضور مادر در فیلم، حضوری پررنگ، تاثیرگذار و تعیین‌کننده است. او با عشقی قوی که قدرت حرکت و ایجاد تغییر را به او داده، برخلاف آنچه باورهای فرزندانش به حساب می‌آید و آنچه به عنوان سبک زندگی پذیرفته‌اند، عمل می‌کند و به‌رغم مخالفت‌های بچه‌ها که انگار سیستم یکنواخت زندگی‌شان دچار یک اختلال شده باشد، مرتب نق می‌زنند و سعی می‌کنند مادر را از ادامه مسیر به شیوه خودش منصرف کنند. او با اطمینان به راه خودش ادامه می‌دهد، تا جایی که واقعا به صورت عینی، به وسیله کوچک‌ترین و به‌ظاهر بدیهی‌ترین تغییرات، زندگی فرزندانش را از بی‌روح بودن و افسردگی حاکم بر آن نجات می‌دهد.

اما گذشته از این مفاهیم، اگر قرار باشد اتفاقاتی را که در فیلم رخ می‌دهد برشماریم، می‌بینیم داستان کوتاه زندگی بیشتر از آن که بر پایه داستانی پیچیده یا جذاب بنا شده باشد، بر پایه تفکری هدفمند ساخته شده که داستانی مختصر را برای بیان هدف و مقصودش انتخاب کرده و اگر هم پیچ و تاب مختصری به داستان می‌دهد به دلیل این است که برای افکار پشت آن راهی برای بیان پیدا کند.

بیشتر مدت زمان فیلم به حرف زدن شخصیت‌ها با هم می‌گذرد و اتفاق خاصی نمی‌افتد که داستان را از جایگاه یک برش از زندگی معمولی دور کند. به همین دلیل مخاطب نمی‌تواند از طریق اتفاقاتی که برای آدم‌ها می‌افتد و واکنش‌شان به آن اتفاقات، بخش زیادی از شخصیت‌شناسی آنها را کشف کند.

بیشتر از نوع روابط و مناسبات‌شان با یکدیگر و رفتارهایشان با همسایه‌ها و همکاران و همین‌طور حرف‌هایی که خودشان از درونیات خود می‌زنند، می‌توان نقبی به تفکر و احساس آنها زد.

در بیشتر مدت زمان فیلم یا دیالوگی برقرار است یا کسی در مورد خود و زندگی فلسفه می‌بافد یا شخصیت‌ها با هم بگومگو دارند، آن هم در مورد کلیات. این باعث می‌شود گاهی حرف‌ها و شخصیت‌ها حالتی شعاری به خود بگیرند. شخصیت‌های اصلی این فیلم ـ یعنی محمود و ماهرخ ـ این داعیه را دارند که آدم‌هایی درونگرا هستند و از غار تنهایی خودشان خارج نمی‌شوند؛ با این حال مرتب خودشان را در قالب جملات تعریف می‌کنند و افکار و درونیات‌شان را بوضوح بیان می‌کنند.

در حالی که برای نشان دادن این که آدمی درونگراست، خلوتش را با هیچ‌چیز عوض نمی‌کند و دوست ندارد کسی را به زندگی و دنیای شخصی‌اش راه بدهد، راه منطقی این است او را در شرایطی ببینیم که به صورت غیرمستقیم واکنش‌هایی به مسائل نشان می‌دهد که نشان‌دهنده تفکر اوست. چون آدمی که اینقدر درونگرا و انزواطلب است، احتمالا سکوت را به شرح دادن افکار و فلسفه‌هایش برای زندگی ترجیح می‌دهد. می‌توان گفت داستان کوتاه زندگی فیلمی در ستایش عشق، به یاد آوردن سنت‌ها و بازگشت به اصل‌ها و ریشه‌هاست. همین‌طور می‌توان در کل فیلم این دیدگاه را دنبال کرد که گاهی ایجاد تغییراتی هرچند کوچک چطور می‌تواند محیط پیرامون‌مان را به جایی بهتر و دلپذیرتر برای زندگی تبدیل کند.

شروینه شجری‌کهن / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها