یک بازنگری ، لطفا!

طنزهای شبانه ، رفته رفته به عنوان یک برنامه ثابت در شبکه های تلویزیونی ، مخاطب را به خود وابسته می کنند. اگر با اتمام یکی از این مجموعه ها، ده ، پانزده روز
کد خبر: ۵۶۵۷۳
وقفه در پخش تلویزیونی ایجاد شود، مخاطب به نوعی ناراحتی خود را بروز می دهد که این نشان از اهمیت و جایگاه ویژه این مجموعه های طنز می دهد. اما با توجه به چنین استقبالی از یک سو و حجم تولیدی آن از سوی دیگر، چنین گمان می رود که دیدگاه متفاوتی باید نسبت به آنچه تاکنون انجام گرفته اعمال شود؛ چرا که پس از هر ناکامی ، بازگشت به نمونه های موفق قبلی توسط دست اندرکاران مجموعه ، دور باطلی است که تنها اعتماد بیننده را از بین می برد.
مهدی مظلومی پس از مجموعه تقریبا ناموفق بانکی ها با مجموعه کمربندها را ببندیم مجددا به مجموعه موفق بدون شرح بازگشته و تنها با تغییر مکان ، به جای دفتر یک نشریه ، فرودگاه خصوصی را بستری برای ایفای نقش شخصیت های خود برمی گزیند. شخصیت اویسی (ملکی) و امیر جعفری (روانبخش) نسبت به مجموعه بدون شرح کوچکترین تغییری نکرده و دقیقا همان رابطه بین این دو را در مجموعه فعلی مشاهده می کنیم. مهران مدیری در نقطه چین نیز به همین صورت عمل می کند. پس از عدم موفقیت قسمتهای ابتدایی این مجموعه ، با ورود شخصیت های پاورچین تنها با اندکی تفاوت ، راه مجموعه پاورچین را پیش گرفته و همان فضاسازی در نقطه چین پیگیری می شود. این دو نمونه از بهترین طنزهای شبانه تولیدی سیما بیانگر آن هستند که نه تنها نگرشی تازه به این ژانر جدید طنز تزریق نمی شود، بلکه با سطحی نگری و تجویز نسخه های قبلی ، مخاطب و افکار او سطحی و تنها در یک بعد و جهت می ماند.

خلق تیپ ، عامل موفقیت

اگر به نمونه های موفق این مجموعه ها مانند زیر آسمان شهر (1)، پاورچین و بدون شرح نگاهی بیندازیم ، متوجه می شویم که سهم بیشتر این تاثیر و در نتیجه جذابیت مجموعه ها ناشی از تیپ سازی و پرداخت شخصیت های آنهاست.

  • طنزهای شبانه به عنوان برنامه های ثابت تلویزیون مخاطب خود را یافته اند وقت آن رسیده که آنها را جدی بگیریم

  • چراکه در یک مکان بسته و باوجود امکانات محدود (بنا بر اظهارات کارگردانان مجموعه) در کارگردانی چنین مجموعه هایی نمی توان به اندازه کافی مانور داد و تنها نماهای (Level eye)آن هم از دو زاویه و بعضا حتی یک نمای عمومی با مدت زمان طولانی بحث کارگردانی را به خود اختصاص می دهد. می ماند شخصیت سازی و نحوه ارائه این شخصیت ها توسط بازیگران که اگر این مهم بخوبی انجام شود، مجموعه با موفقیت همراه خواهد شد و اگر نباشد که نتیجه آن کاملا مشخص است. در مجموعه های فوق این عمل بخوبی انجام شده یعنی شخصیت کاووسی ، فرهاد و خشایار با بازی اویسی ، مدیری و لولایی بخوبی در ذهن مخاطب ثبت شده و توانسته اند تیپ مشخصی را به بیننده خود ارائه دهند. حال این سوال مطرح می شود که اگر در یکی از این مجموعه ها بتوان چنین شخصیتی را ارائه کرد، نتیجه چه خواهد شد؛ آیا تمامی فضای داستان باید معطوف این شخصیت شود؛ اگر این شخصیت در یکی از قسمتهای این مجموعه نباشد، آیا بیننده باید کانال تلویزیون را عوض کرده و دل به مجموعه ای دیگر ببندد؛ نمونه چنین مجموعه ای را در باجناق ها مشاهده کردیم. مجموعه ای که در ابتدا سعی کرده بود با گردآوری حرفه ای این ژانر نمونه ای موفق را به تماشاگران خود ارائه کند، اما متاسفانه تنها با تقلید صدا و حرکت به سمت لودگی روح طنز و ذات چنین ژانری را به چالش کشید. اگر خشایار زیر آسمان شهر، فرهاد پاورچین یا ملکی کمربندها را ببندیم در مجموعه باجناق ها یا بانکی ها بودند، آیا سرنوشت این مجموعه ها چیزی که شاهد آن بودیم ، می بود؛ گرچه ارائه تیپ و شخصیت از ارکان این نوع مجموعه هاست ، اما نباید فراموش شود که تنها نیاز آن نیست ؛ داستان منسجم ، شخصیت های مکمل و کارگردانی سنجیده می تواند هر کدام از این مجموعه ها را به نمونه های موفقی تبدیل کند.

    شخصیت های مکمل عامل ایجاد موفقیت طنز

    در بعد شخصیت پردازی و طراحی شخصیت های مکمل نیز می توان به نوآوری هایی رسید که نه تنها جذابیت مجموعه را افزایش می دهد، بلکه می تواند مسیر معمولی و همیشگی چنین برنامه هایی را تغییر داده و سبک های جدیدی خلق کند. به عنوان نمونه تضاد که خود عامل مهمی در خلق موقعیت های طنز است در این مجموعه ها رفته رفته از بین می رود. باید بدانیم که وجود شخصیت های جدی و تا حدی عصبی نیز در مقابل شخصیت های طنز ضروری هستند. اگر موقعیت های پاورچین موفق طراحی شدند به علت شخصیت طغرل و مهتاب بود که در مقابل فرهاد و داوود می توانست موقعیت کاملا طنزی را ایجاد کند یا شخصیت شراره در کمربندها را ببندیم در مقابل اسکندر و حتی پدر خود یعنی ملکی. اما به عنوان نمونه در بانکی ها و باجناق ها چنین شخصیت های مکملی که بتواند موقعیت های کمیک خلق کند تقریبا وجود نداشت. تمامی شخصیت ها می خواستند به نوعی شوخی کرده و با لودگی طنز خلق کنند. هماهنگی بین شخصیت های موجود و ارائه آن از طریق بازیگری می تواند عامل مهمی در موفقیت هر یک از این مجموعه ها باشد. سوال اساسی اینجاست که تا چه میزان چنین مساله ای مورد توجه قرار گرفته و اساسا طی این مجموعه ها و سالها تولید این خلاقیت در نوآوری ایجاد شده است.
    طنزهای شبانه به عنوان یکی از برنامه های ثابت تلویزیون مخاطب خود را یافته است. باید پس از گذشت چندین سال به یک ژانر مشخص با رویکردی رو به پیشرفت در این زمینه دست یافته باشیم چرا که همیشه با بازگشت به گذشته نمی توان بیننده خود را جهت داد. شخصیت های تکراری تنها تا حدودی می توانند این مهم را به انجام رسانند.
    وقت آن رسیده که این چنین مجموعه ها را جدی بگیریم. نشستن دو بازیگر روی یک راحتی و ارائه حرکات مختلف صورت همراه با صداهای ناهنجار نمی تواند چنین وظیفه سنگینی را عهده دار شود. سبکهای جدید بازیگری نیز می تواند یکنواختی را از بین ببرد.
    نکته دیگر، ذات چنین مجموعه ای است که به علت فشردگی در متن و اجرا، بعضا تهیه کنندگان را به ارائه بهانه های مختلف وا می دارد. همه ما دیگر می دانیم که رساندن فیلم به صورت روزانه به شبکه برای پخش ، تامین متن و خستگی مفرط بازیگران ممکن است از کیفیت کار بکاهد، اما این در صورتی است که یک ، دو یا سه مجموعه در دست ساخت باشد و بعد به فراموشی سپرده شود. اگر قرار باشد ساخت این مجموعه ها به صورت روتین برنامه ریزی شود، باید تمامی این مشکلات دیده شده و برنامه ریزی شود و دیگر کارگردان نمی تواند به بهانه نبود امکانات حتی یک نمای خارجی در قسمتهای مجموعه خود نیاورده و تنها در یک اتاق فیلمبرداری کند. باید دانست که تغییر، ذات این مجموعه ها را شکل می دهد. بدون تغییر هیچ چیزی ماندگار نخواهد بود.


    احمد جزایری
    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها