می گوید: باید تصویر درستی از پلیس ارائه شود، تصویری که نشانگر جدیت ، قاطعیت و صلابت حافظان امنیت کشور است. سعید تهرانی ، بازیگر نقش سرگرد محمد پویا در سریال آتش سرد، مدتی در نیروی انتظامی فعالیت داشته
کد خبر: ۵۳۶۹۶
و چندی پیش سریال جستجو در شهر به کارگردانی حسن هدایت با تهیه کنندگی او در تلویزیون پخش شد. سعید تهرانی به صورت حرفه ای ورزش می کند و مدال طلای مسابقات ووشوی کشوری را دارد.
در لابلای حرفهایش از بی توجهی بازیگران و گروه های سازنده فیلم ها و سریال ها به ورزش گله می کند. او تا به حال در فیلم ها و سریال های نیمه پنهان ماه ، گمشده ، باد و شقایق و چند فیلم و سریال دیگر در مقام بازیگر حضور داشته و چندین برنامه و کلیپ را تهیه و کارگردانی کرده است.
برای کسی که در گذشته ای نه چندان دور، سریالی پلیسی را تهیه کرده ، سخت نیست که در کاری مشابه ، به عنوان بازیگر حضور داشته باشد؛
نه تنها برایم سخت نبود، که موجب آموختن خیلی چیزها برایم شد. واقعا در این سریال با صحنه هایی روبه رو شدم که در ذهنم همیشه ماندگار خواهد بود.
مثلا می دیدم که از تهیه کننده و کارگردان گرفته تا صدابردار، تصویربردار و حتی مدیر تدارکات سریال ، با چه انگیزه ای کار می کنند. از بینندگان می خواهم که سریال را با دقت بیشتری ببینند.
در این صورت متوجه خواهند شد که حتی یک پلان بدون حرکت نداریم. یا به قول معروف در آتش سرد از قاب عکس خبری نیست! این نوع کار خیلی وقت و انرژی می گیرد. تازه با آن سرمای هوای اردبیل که یادم نمی رود در یکی از سکانس ها قرار بود با موتور مسیری را برانم و دستکش هم دستم نباشد!
باور کنید از شدت سرما دستم به دستگیره های موتور چسبیده بود. در چنین شرایطی گروه همچنان با انگیزه و مصمم کارش را انجام می داد که حتی مسوولان صدا و سیمای مرکز اردبیل بارها به صحنه آمدند و من هر بار به آنها تبریک می گفتم که چنین گروه هماهنگ و منسجمی را دور هم جمع کرده اند.
پس معلوم است که از بازی در سریال آتش سرد رضایت کامل دارید. حالا چه شد که شما بازیگر نقش اصلی این سریال شدید؛
جشنواره تولیدات مراکز استان ها و شهرستان های سازمان صدا و سیما، سال گذشته در اردبیل برگزار شد و من هم به عنوان میهمان در آن حضور داشتم ؛ آنجا بود که با گروه آشنا شدم و دعوتشان را برای بازی در سریال قبول کردم.
علت انتخابشان را جویا نشدید؛
فکر می کنم کارگردان سریال دنبال بازیگری بود که هم از نظر فیزیکی با معیارهای یک سرگرد نیروی انتظامی سنخیت داشته باشد و هم نوع بازی اش جور باشد.
گویا دلیل دیگری هم وجود داشت ؛ گروه نمی خواست از بازیگری استفاده کند که مدام در این شبکه و آن شبکه چهره اش پخش شده باشد و به نوعی چهره تکراری برای مردم باشد.
که شما هر سه مولفه را داشتید؛ هم از نظر فیزیکی و آمادگی جسمانی مناسب بودید، هم نوع بازی و هم تکراری نبودن چهره...
فکر می کنم سه خواسته کارگردان سریال در من بود. به هر حال سالهاست که ورزش ووشو را به صورت حرفه ای دنبال می کنم و از ابتدای کار هنری ام هم برای نیروی انتظامی کار کرده بودم و هم سبک و سیاق زندگی یک افسر اداره آگاهی را می شناختم و هم این که زیاد در انظار ظاهر نشده بودم.
پس درآوردن شخصیت سرگرد محمد پویا هم زیاد برایتان سخت نبود.
یک سختی عمده برایم داشت و آن این که ذاتا آدم شوخ طبعی هستم.حتی اکثر کارهایم در ژانر طنز و کمدی بوده و از آن جالبتر این که پایان نامه دانشگاهم بررسی طنز و شیوه بازی جری لوئیس کمدین معروف جهان بود.
قبول کنید که برای چنین آدمی که هم شوخ طبع است ، هم در زمینه طنز مطالعات داشته و هم کارهای گذشته اش در مقام بازیگر طنز بوده است ، بازی در چنین نقشی سخت است.
شاید باورتان نشود که تا مدتی پس از پایان تصویربرداری ، با مشکل روحی مواجه بودم. آنقدر به درهم فشردن ابرو عادت کرده بودم که تا یکی دو ماه رهایم نمی کرد.
یعنی تا این حد درگیر نقش شده بودید؛
بله ، البته شاید این ضعف من باشد. به قول یکی که می گفت ، فلان بازیگر نقش اتللو را بازی کرد، در زندگی شخصی اش بنده خدایی را به جای دزدمونا کشت!
پس معتقد به یک بازی حسی هستید تا مبتنی بر شیوه و ابزار؛
به نظرم هر دوی اینها مهم است. هم نمی شود خیلی حسی بازی کرد که بعضی با آن ارتباط برقرار نکنند و هم نمی شود کاملا مبتنی بر روش بازی کرد که هیچ گونه حسی را منتقل نکند، سعی کردم تلفیقی از این دو شیوه را به کار ببرم و به نظرم نقش هم چنین تلفیقی را می پذیرفت.
مگر چه ویژگی هایی در سریال و نقش بود که تا این میزان شما را درگیر خود کرد که حتی در روحیات شخصیت تان هم تاثیر گذاشت؛
سرگرد محمدپویا پلیسی است که با پرونده ای تلخ مواجه شده! شما تصورش را بکنید یک زوج جوان ، در ابتدای زندگی شان با عسل ، یعنی چیزی که قرار است کام زندگی شان را شیرین کند، کشته شوند.
این نوع بن بست هر کسی را تحت تاثیر قرار می دهد ؛ حتی یک پلیس سخت کوش و باتجربه را. دوم این که هر آدمی در زندگی اش با بحران هایی روبه روست و ما وقتی به سراغ سرگرد می رویم و وقتی با این پرونده مواجه می شویم که همسرش که از او طلاق گرفته باز می گردد و او را به روزهای ملتهب و اوج نگرانی ها و اضطراب های شخصی پرتاب می کند، خب طبیعی است که سرگرد محمد پویا در این شرایط درگیری های ذهنی زیادی داشته باشد.
هم یک پرونده دلخراش و مشکل روبه رویش باشد، هم با همسر سابقش مواجه شود و هم به فکر دخترش باشد که مبادا دلبستگی به مادرش پیدا کند و آرامش او را تهدید کند.
برای همین گره هاست که سرگرد پویا یا بهتر بگوییم سعید تهرانی در سریال آتش سرد با خنده و شوخی میانه خوبی ندارد؛
شاید این عوامل هم موثر باشد ولی تعمدا سعی کردم پلیسی جدی باشم.
چرا؛
ممکن است خیلی ها بگویند این پلیس چرا عبوس است و ظاهر شاد و بذله گویی ندارد. همین جا می گویم که تعمدا این نوع بازی در دستورکار من قرار گرفته است. به طور کلی معتقدم که باید تصویری که از پلیس ارائه می شود، درست و واقعی باشد و حتی از پلیس ایده آل صحبت کند.
پلیس ایده آل و غالب ماموران نیروی انتظامی ما این گونه اند که در محیط کار و در رویارویی با متهمان بذله گویی نمی کنند.
شاید در جمع صمیمی مثل خانواده یا دوستان شوخ طبع باشند، ولی راه رفتنشان ، ایستادن شان ، نگاه کردنشان و تصمیمات قاطعی که می گیرند با دیگر اقشار جامعه فرق می کند.
از قدیم هم گفته اند که باید مردم با دیدن چهره پلیس احساس امنیت و قاطعیت کنند. این یعنی پلیس واقعی.
یعنی معتقدید که تا به حال چنین تصویری از پلیس در فیلمها و سریال های ما ارائه نشده است؛
کم و بیش ارائه شده ، ولی بعضی فیلمسازان ما سعی دارند چهره متفاوتی از مامور پلیس ارائه دهند تا مردم بیشتر باور کنند، ولی تصویر صحیح پلیس همین است.
او باید سفت و سخت باشد و جذبه در چهره اش موج بزند. در آثار خارجی بیشتر به این مساله پرداخته می شود و اکثر هنرپیشگانی که برای ایفای نقش مامور پلیس انتخاب می شوند، همه جثه مناسبی دارند همه به حرکات ورزشی و عموما رزمی مسلطند و همه در کار جدی اند.
ولی تنها قرار نیست بیننده سریال آتش سرد سرگرد محمد پویا را در محیط کارش ببیند، بلکه دوربین به خانه او می رود و با مشکلاتش همراه می شود.
اولا به مرور با باز شدن گره های قصه کمی از سختی و جدیت سرگرد کم می شود و ثانیا این نوع هم مدنظر من بوده است. شما دقت کنید رابطه عاطفی سرگرد با دخترش خیلی نزدیک و محسوس است.
هر شب بر بالین فرزندش حاضر می شود و فرزند، با وجود این که مادرش بازگشته ، باز هم به پدرش علاقه بیشتری دارد.
از کسانی هم الگو گرفتید؛
بله ، از قدیم تا به امروز با افسران نیروی انتظامی زیادی در رفت و آمد بودم و با زندگی و شیوه کارشان آشنایم. سعی کردم برای درآوردن نقش به تجربیات شخصی ام مراجعه کنم. چه در محیط کار و چه خانه سرگرد محمد پویا.
فکر نمی کنید نشان دادن چنین تصویری از یک مامور نیروی انتظامی که به قول معروف همه چیز تمام است ، اغراق باشد؛ طوری دیگر مطرح می کنم ، همه می دانند که پلیس هم یک انسان است و شاید در زندگی شخصی اش اشتباه کند و یا در برخورد با اطرافیان رفتار درستی نداشته باشد.
سعی کرده ام نقش را باورپذیر ارائه دهم و بیننده را با قصه همراه کنم ، به طوری که با آن همذات پنداری کنند. قبول ندارم که سرگرد خیلی ایده آل است و اصلا اشتباه نمی کند.
حتی در قسمتهایی نشان داده می شود که او هم خود را در جدایی همسرش مقصر می داند. او هم اشتباه می کند. این به دلیل آن است که مردم در آتش سرد پلیس امروز را می بینند که در کوچه و خیابان هم با آن برخورد دارند نه پلیس صد سال پیش که هیچ تصوری نسبت به آن نداشته باشند.
چیزی که من به آن معتقدم ، این است که در مجموع باید اقتدار پلیس نشان داده شود چون همان طور که گفتم ، مردم باید با دیدن پلیس احساس امنیت و آرامش کنند. ما در کلانتری ها می بینیم که مثلا مجرمی را می آورند که یک سر و گردن از مامور بلندتر است.
اما کمتر در دنیا دیده ایم که این حالت در فیلم یا سریالی نشان داده شود و ما هم حق نداریم چنین کاری کنیم. در دنیا از ماموران امنیتی یک قهرمان ساخته می شود که همه کار می کنند و گره ها به دست آنان باز می شود.
نفع چنین اقدامی تنها به ماموران و دست اندرکاران پلیس هر کشوری نمی رسد، بلکه کل جامعه از آن تاثیر می پذیرد.
حالا فکر می کنید سرگرد محمد پویا باورپذیر است؛
نظرات متفاوت است. عمده مردم در برخورد با من احساس رضایتشان را بازگو می کنند، ولی بخشی از آنها اعتراض می کنند که چرا من در این سریال جدی ام و زیاد شوخی و بذله گویی نمی کنم.
دوستان پلیسم هم از کار راضی اند و می گویند واقعی از آب درآمده است.
برای آینده می خواهید کار تهیه را ادامه دهید یا بازی را؛
هر دو ولی اگر بخواهم سریالی تهیه کنم ، به شهری چون اردبیل می روم و با چنین آدمهایی کار می کنم که بی نهایت انگیزه دارند. آنها می دانند که اگر کاری قوی بسازند، از شبکه های سراسری پخش می شود.
از زمانی که مهندس ضرغامی که سالها معاونت امور مجلس و مراکز استان های سازمان صدا و سیما را به عهده داشت در سمتی بالاتر قرار گرفته است ، امیدوارتر شده اند که توجه بیشتری و البته در خور شان و حرفه آنها خواهد شد.