رادان هنرپیشه، رادان بازیگر
این روزها شنیدن اینکه بازیگری خواننده شود، فوتبالیستی خواننده شود، کارگردانی خواننده شود، دکتری خواننده شود، اصلا چیز عجیب و غریبی نیست چون اینطور که پیش میرود به این نتیجه میرسیم که هر کسی میتواند خواننده شود مگر اینکه خلافش ثابت شود.
یکی از چهرههای خبرساز این هفته، بهرام رادان خواننده است نه بهرام رادان بازیگر سینما که بیش از 30 فیلم سینمایی در کارنامه بازیگری خودش دارد.
رادان که این روزها حسابی با آلبوم «روی دیگر» و بودن در عرصه موسیقی خوشحال است در مصاحبه با یکی از خبرگزاریها گفته خواننده شده است چون سینما این روزها کمرمق است و راهحل دوباره رونق گرفتن سینما را تعامل و اتحاد فرهنگی عنوان کرده است.
به نظر میرسد رادان خودش خواسته یکی از طلایهداران این اتحاد فرهنگی باشد و رفته با دنیای موسیقی متحد شود و سینما را از کمرمقی نجات بدهد.
اما از گوشه و کنار که راجع به آلبوم روی دیگر و خوانندگی بهرام رادان میشنویم همه به اتفاق معتقدند کاش رادان این اتحاد را میگذاشت به عهده کسان دیگر یا مثلا با یک قسمت دیگر فرهنگی متحد میشد یا اصلا کاش رادان بیخیال اتحاد و خوانندگی و آن روی دیگر میشد و برمیگشت به آغوش همین سینمای کمرمق (البته به گفته خودش) و از این شاخه به آن شاخه نمیپرید.
فریبرز عربنیا و «چ»
فیلم تازه ابراهیم حاتمیکیا این روزها حسابی خبرساز است و این هفتهها مدام حرفی دارد تا چهره خبرساز شود.
اگر از حرفهای علیرضا سجادپور، رییس اداره نظارت و ارزشیابی ارشاد درباره نام فیلم و اینکه «چ» نامی است که این اداره مجوزش را داده است بگذریم، خبر بازیگر نقش «چ» را نمیتوانیم نادیده بگیریم.
میگویند فریبرز عربنیا قرار است بازیگر نقش شهید چمران در فیلم «چ» باشد و این انتخاب با نظر مستقیم مهندس مهدی چمران صورت گرفته است، چراکه به گفته مدیر دفتر مهندس چمران ایشان بیاندازه نسبت به برادرشان حساسیت دارند و اینگونه که از صحبتهای مدیر دفتر مهندس چمران برمیآید حاتمیکیا تلاش زیادی برای بهدست آوردن رضایت او میکند.
اما از همه اینها که بگذریم دلیل انتخاب چهره خبرساز یعنی فریبرز عربنیا شایعاتی است که در مورد دستمزد او مطرح شده است.
فیالواقع ما که نمیدانیم فریبرز عربنیا برای بازی در «چ» چقدر دستمزد خواهد گرفت و آیا این میزان دستمزد معقول است یا خیر، اما در این میان موافقان و مخالفان عربنیا انگار خوب میدانند! چراکه عدهای مثل احمد میرعلایی میگویند عربنیا در کمال انسانیت با پروژه همکاری میکند و این یعنی زیاد پول نمیگیرد!
حیدری و رکوردشکنی
باور کنید این روزها مرتضی حیدری نمیشود که چهره نباشد. همین چند وقت پیش بود که روبهروی سیدحسن نصرالله نشست و خوشوبش کرد و سلام دوستان و آشنایان را به او رساند و دوباره پنجشنبه شب گذشته دیدیم او روبهروی بشار اسد نشست و گفت وگویی دیدنی را رقم زد.
البته اینطور که معلوم است قرار است این مصاحبهها با چهرههای مطرح دنیا به 52 نفر برسد.
این را عوامل برنامه «فراسوی» شبکه چهار میگویند. فراسو همان برنامه گفتوگومحوری است که میزبان نصرالله هم بود.
اینکه بودن چهرههایی چون حیدری برای انجام اینگونه گفتوگوها و روبهروی هم نشستنها لازم و حتمی است یک قسمت ماجراست، اما اینکه بودن چنین برنامههایی در جدول پخش برنامههای رسانه ملی چقدر میتواند به تغییر ذائقه مخاطب و بالا بردن توقع او از رسانه پیشرو قسمت دیگری است که به نظر میرسد بااهمیتتر؛ چرا که با رخ دادن اتفاقهایی از این دست و تولید برنامههای اینچنین و در پی آن تغییر ذائقه مخاطب، برنامهسازان به این آگاهی میرسند که با مخاطبی فرهیخته روبهرو هستند که حالا از آنها توقعات بیشتری دارد.
من خواننده نیستم
اصلا روزگار عجیب و غریبی شده است. از خواننده شدن بازیگران که بگذریم، باید از دکترهایی بگوییم که نمیخواهند خواننده باشند.
محمد اصفهانی که سالهاست میخواند و بیش از هفت آلبوم موسیقی در کارنامه کاریاش دارد و نمیدانیم چقدر ترانه تیتراژ اجرا کرده و اتفاقا از خوانندههای پرطرفدار هم است در مصاحبهاش با رادیو جوان گفته: هنوز هم شک دارم خواننده باشم! شنیدن این جمله چند معنی را به ذهن متبادر میکند، مثلا اینکه دکتر دارد شکسته نفسی میکند و میخواهد بگذارند پای تواضعش یا اینکه به مرحله شک و تردید رسیده است و از خودش میپرسد آیا من خوانندهام؟ یا هزاران برداشت دیگری که میشود از این جمله کرد.
اما آقای دکتر! شما که با این همه تردید در این عرصه فعالیت کردهاید جای تقدیر و تشکر دارید و البته در نقطه مقابل شما باید از کسانی تشکر کنیم که همین که خیال خواننده شدن به سرشان میزند خود را سلطان بلامنازع عرصه موسیقی میدانند و خلاصه حکایت همان حکایت این سو و آن سوی بام است.
از گبرلو به جیرانی، از جیرانی به گبرلو
فریدون جیرانی در طول سالهای فیلمسازیاش اینقدر خبرساز نبود که این روزها و در پی پایان یافتن برنامه هفت خبرساز شده است.
البته بماند چهره خبرساز این هفته ما گرچه ارتباط مستقیمی با برنامه هفت دارد، اما جیرانی نیست.
چند وقتی پخش برنامه سینمایی هفت از شبکه 3 متوقف شد و روزهای پیاپی صحبت از این شد که چه کسی و کسانی قرار است جایگزین دستاندرکاران پیشین هفت باشند و داستان از آنجا شروع شد که جیرانی در آخرین اجرایش در برنامه هفت گفت تیمی جدید برنامه را ادامه خواهند داد، اما در ادامه و در هفتههای بعد گفته شد تیم سازنده هفت در نامهای به معاونت سیما خواستهاند از نام و لوگوی این برنامه استفاده نشود، در حالی که محمود گبرلو به عنوان مجری جایگزین جیرانی معرفی شده بود و خلاصه این داستان در جریان پرسش و پاسخها و بده بستانهای نامهنگارانه کشدار شد، اما بهتر است اینگونه به جریان نگاه کنیم که جیرانی و گبرلو آنگونه که مخاطبان فکر میکنند با هم سر جنگ ندارند، چون از سویی گبرلو همزمان با پیشنهاد اجرای برنامه از جیرانی کسب اجازه کرده و از سوی دیگر جیرانی گفته استفاده از آرم و دکور و لوگوی هفت از نظر او اشکالی ندارد، چون پرونده هفت در ذهنش بسته شده و البته ای کاش جمله جیرانی همین جا تمام میشد! چراکه نقطه پایان برای این جمله نشاندهنده بسته شدن پرونده هفت در ذهن ایشان بود.
رستمی، یک عاشق خانواده
امیرحسین رستمی که با پخش سریال «شمسالعماره» بین مردم شناخته شد و خودش معتقد است این کار جزو بهترین کارهای هنریاش بوده در گفتوگو با یک برنامه تلویزیونی گفته است: تا قبل از فعالیت بازیگری در یک کارخانه تولید داروهای دامی مدیر تولید بوده است و خلاصه با شرکت در کلاسهای بازیگری سمندریان و تارخ بوده که پایش به کارهای هنری و بازیگری باز شده است.
یکی دیگر از چهرههای این هفته ما در ادامه مصاحبهاش با اشاره به اینکه یک سال است حرفه دیگری بجز بازیگری ندارد گفته تا پیش از این لوازم آرایش وارد میکرده و یک سالی هم مدیر آموزش آموزشگاه کیمیایی بوده و راستش را بخواهید من یاد یکی از شخصیتهای تلویزیونی افتادم که در هر کاری ده سال سابقه داشت و دست آخر بیکار بود.
اما نکتهای که باعث چهره شدن امیرحسین رستمی در این هفته شده جمله قابل تامل و زیبای او درباره خانواده است که گفته برای او خانواده مهمتر از کار است و اگر یک روز پسرش از او بخواهد بازیگری را کنار بگذارد حتما این کار را خواهد کرد.(جام جم - ضمیمه قاب کوچک)
پروانه عبداللهی
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)