آن زمان بدخط بودن پزشکان عزیز برایمان ایجاد سوال نمیکرد. پذیرفته بودیم که یک دکتر بعد از این که بیماری مریضش را تشخیص داد، باید سریع دست به کار شود و یک برگه سفید را با خطوط لاتین کج و معوج پر کند.
آن زمان فکر میکردیم پزشکان چون خیلی عجله دارند و میخواهند به درد بیمار بعدی برسند، این قدر تند تند مینویسند و خب طبیعی است که دستخطشان خیلی خوانا و واضح نباشد.
اما بعدها که بزرگتر شدیم پزشکانی را دیدیم که در مواقع معمولی و عادی هم نمیتوانند نام چند قرص و دارو را با خطی که قابل خواندن باشد بنویسند.
واقعیت این است که این نسخههای بدخط خیلیها را به دردسر میاندازد. بارها شاهد بودهام که پزشک در مطبش به بیمار تاکید کرده است نسخه من را فقط به فلان داروخانه ببرید.
چون دیگران قادر به خواندنش نیستند. بعضا بیماران مجبورند از داروخانه برگردند و داروهایشان را به پزشک نشان بدهند تا مطمئن شوند چیزهایی که خریدهاند همانهایی است که پزشک تجویز کرده و اشتباهی صورت نگرفته است.
خیلی وقتها هم بیماران امکان مراجعه مجدد را ندارند و بدون آن که خودشان بدانند قرصهای اشتباهی را
نوش جان میکنند.
در این شرایط باید به یک بیمار حق بدهید که از دیدن یک نسخه تر و تمیز و خوش خط و خوانا ذوق زده شود.
عکسی را که در این مطلب میبینید متعلق به یکی از همین پزشکان خوش خط است. آقای دکتر در زیر هر قرص نوشته که این محصول باید به چه تعداد خریداری و در چه مواقعی خورده شود.
او برای نوشتن این نسخه چند دقیقه بیشتر از زمان معمول وقت گذاشت. نتیجه این دقت و وسواس نسخه مفیدی شد که خیال داروخانه و بیمار و اطرافیانش را راحت میکند.بعضی وقتها بیمار احساس میکند که پزشکش عمدا دارد با خطی گنگ و غیرقابل فهم مینویسد.
رفتار این پزشکان شبیه فیلمسازانی است که شیفته پیچیدهگویی هستند و سعی میکنند اثرشان را هر چه بیشتر مبهم و رازآمیز جلوه بدهند.
انگار که هر قدر اثر نمادها و نشانههای عجیب و غریب بیشتری داشته باشد، جایگاه هنری بالاتری پیدا میکند.
نسخهای که پیش روی شماست نشان میدهد بدخطی پزشکان عزیز عمومیت ندارد و هنوز هم هستند کسانی که با صبر و حوصله نام و تعداد داروها را روی کاغذ میآورند.
بیماران توقع ندارند که پزشکان مدرک عالی خوشنویسی و نستعلیق داشته باشند،همین اندازه که نسخهشان واضح و قابل خواندن باشد کافی است.
احسان رحیمزاده - گروه رادیو و تلویزیون