حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در گذشته سوغات به شکلهای مختلف از صنایعدستی و خوراکیهای خاص گرفته تا پوشاک و... بر اساس آبوهوا و موادی که در آن شهر فراوان بود تولید میشد و این سنت چنان بین مردم متداول شد که هر شهر را با سوغات آن منطقه میشناختند. کمکم این موضوع به فرهنگ و ادبیات هم راه یافت و در سفرنامهها ، جای خود را باز کرد.
سوغات آوردن، گذشته از سنت زیبای هدیه دادن و اینکه به دوستان و آشنایان خود نشان دهند در طول سفر به یاد آنها بودهاند؛ محاسنی هم برای اقتصاد مناطقی که به آنها مسافرت میشد به همراه داشت. اول اینکه مردم با محصولات و صنایعدستی که بخشی از فرهنگ هر منطقه است آشنا میشدند و با بردن سوغات خاص هر منطقه به شهرهای دیگر یک تبادل فرهنگی و اقتصادی صورت میگرفت. اما طی سالهای گذشته با رشد صنعت حملونقل و افزایش مسافرتها، فرهنگ سفر هم دچار تغییر و تحول شد و به آن تحت عنوان صنعت گردشگری و یک منبع درآمدزا توجه کردند، به طوری که طی دهههای اخیر گردشگری منبع اصلی درآمد خیلی از کشورها محسوب میشود و برای فروش سوغات به مسافران، برنامهریزیهایی در سطح کلان انجام میگیرد.
ولی متاسفانه در کشور ما، فرهنگ خوب سوغات آوردن، کارکرد گذشته خود را از دست داده و نه تنها موجب تبادل فرهنگی و اقتصادی نمیشود که به فرهنگ ورود کالاهای خارجی و خروج ارز و آسیب به اقتصاد کشور تبدیل شده است. برای اثبات این ادعا کافی است یک روز به فرودگاه و قسمت خروج مسافران خارجی بروید تا ببینید ساکها و چمدانهای بزرگ چگونه از کالاهای مختلف چینی انباشته شده و وارد کشور میشوند.
به نظر میرسد با توسعه روزافزون سفر، توجه بیشتر و با برنامه به این بخش بسیار ضروری است. شاید سازمانها و مدیران و مجموعه متولیان امور گردشگری بتوانند با برنامهریزی و آموزش راهنمایان تورها و نیز بهره گرفتن از آموزشهای رسانهای، این مورد را در مسیری صحیح و درست هدایت کنند.
اکرم بیگی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....