قصاص عروس

وقتی فردی مرتکب جرم می‌شود، علاوه بر خود او، اشخاصی هم که به نسبت در اتفاق افتادن آن جرم نقش داشته‌اند نیز مجازات می‌شوند، اما زمانی که جرم به دست یکی از نزدیک‌ترین افراد خانواده علیه عضوی دیگر رخ می‌دهد آنقدر تاثیرگذار است که حتی با مجازات متهم نیز اعضای خانواده آرام نمی‌شوند و آشفتگی آنها ادامه دارد.
کد خبر: ۴۰۰۸۷۰

این اتفاق در یکی از پرونده‌هایی که سال‌ها قبل به آن رسیدگی کردم رخ داد. ماجرا از این قرار بود که مردی مسموم شده و فوت کرده بود. زمانی که پرونده برای رسیدگی نزد من فرستاده شد یکی از اولیای دم از همسر این مرد شکایت کرد. هرچند فرزندان مقتول تصور نمی‌کردند که قاتل مادرشان باشد اما مادر بزرگ آنها عروسش را عامل این قتل معرفی کرده بود.

ماموران با بازجویی‌های فراوانی که انجام دادند سرانجام همسر مقتول را وادار به اعتراف کردند. این زن گفته بود شوهرش را به دلیل این‌که اعتیاد داشته کشته است.

متهم در جلسه محاکمه‌اش گفت:شوهرم معتاد بودو مرتب در خانه مواد می‌کشید. من می‌دانستم او با کسی رابطه دارد. یک روز وقتی از سرکار برمی‌گشتم و بسیار ناراحت بودم سوار یک ماشین شدم.

راننده به من گفت آیا می‌تواند کمکم کند؟ من هم با او درد دل کردم. به او گفتم شوهرم معتاد است و من را آزار می‌دهد. راننده مرد جوانی بود و هرگز فکر نمی‌کردم ما عاشق همدیگر بشویم.

ارتباط من با آن مرد آغاز شد و من در این مدت آنقدر از دست شوهرم عصبی بودم که دیگر نمی‌توانستم او را تحمل کنم. بچه‌هایم ازدواج کرده بودند و ما تنها بودیم و برای این‌که بتوانم وقتم را بیرون از خانه بگذرانم در یک آرایشگاه کار می‌کردم. همسرم همچنان اذیتم می‌کرد. دیگر نتوانستم تحملش کنم. در غذای شوهرم و غذای خودم سم ریختم تا هر دو بمیریم اما چون دز دارویی که من خورده بودم کم بود زنده ماندم و شوهرم مرد.

در جلسه محاکمه همه اولیای‌دم یعنی مادر و فرزندان مقتول تقاضای قصاص کردند. حکم قصاص صادر شد اما قبل از اجرای حکم فرزندان مقتول رضایت دادند. آنها از من خواستند حکم قصاص را ملغی کنم. نمی‌توانستم این کار را بکنم. چون هنوز مادربزرگ تقاضای قصاص داشت. به فرزندان متهم گفتم تنها راه این است که خودتان از مادربزرگتان رضایت بگیرید. آنها آن‌طور که می‌گفتند خیلی تلاش کرده بودند تا رضایت مادربزرگ را بگیرند اما نتوانسته بودند. اصرار مادر مقتول برای قصاص بسیار زیاد بود. حتی به او گفته بودند برای قصاص عروست باید سهم دیه فرزندان مقتول را پرداخت کنی و او هم قبول کرده بود.

در اکثر موارد وقتی چنین مساله‌ای پیش می‌آید فردی که قصد قصاص دارد منصرف می‌شود. چون راضی نیست برای گرفتن جان یک انسان مبلغ گزافی پول بپردازد، اما مادر مقتول این کار را کرد. او میلیون‌ها تومان پول پرداخت تا سهم دیه نوه‌هایش تامین شود و بتواند عروسش را قصاص کند.

این زن آنقدر به اجرای احکام رفت و آمد کرد تا حکم اجرا شد. جلسات صلح و سازش کارساز نبود. نوه‌های این زن وقتی زمان اجرای حکم حاضر شده و درخواست عفو کرده بودند مادربزرگ باز هم حاضر به انجام این کار نشده بود.مادر بچه‌ها قصاص شد.

فردای آن روز مادربزرگ به شعبه‌ای که من مسوولش بودم آمد و گفت راحت شده، اما او گریه می‌کرد و این نشان می‌داد هنوز آرام نشده است. کمی که صحبت کرد متوجه شدم پسرانش او را وادار به انتقام‌گیری کرده‌اند و خود او راضی به این کار نبود. آنها خانه‌ای را که ارثیه پدری بود فروختند و سهم دیه را پرداخت کردند. برای پیرزن آپارتمانی خریده بودند تا ساکن شود و به این وسیله بتوانند قاتل برادرشان را قصاص کنند.

مدتی بعد از گذشت این ماجرا با خبر شدم یکی از دختران آن خانواده خود را حلق‌آویز کرده است. او نتوانسته بود داغ سنگین از دست دادن پدر و مادر را تحمل کند. چند روز بعد نیز مادربزرگش از غصه از دست دادن نوه‌اش سکته و فوت کرده بود.

این اتفاق یکی از نمونه‌هایی بود برای این‌که مشخص شود قتل چه تاثیری می‌تواند روی یک خانواده بگذارد و از آنجایی که این قتل خانوادگی بود آنقدر این خانواده را آزار داده بود که 2 نفر دیگر هم به خاطر آن فوت کردند و سایرین نیز به طور قطع نمی‌توانند وضعیت عادی داشته باشند.

حجت‌الاسلام حسینی‌کوه‌کمره‌ای، قاضی دادگاه تجدیدنظر ارومیه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها