سرمشق

بسیاری از آثار تلویزیونی بسیار موفق سالهای اخیر مایه های اصلی داستانی خود را از مضامین تاریخی وام گرفته اند. هزار دستان حکایت خود را در بستر تحولات یک مقطع زمانی 35ساله (از انقلاب مشروطه تا اشغال ایران توسط
کد خبر: ۳۶۳۸۴
متفقین) که پرفراز و نشیب ترین دوره تاریخ معاصر ایران است ، پیش می برد، کوچک جنگلی ماجرای یک حرکت ضداستعماری تاریخ کشورمان را به رهبری عالمی دینی (میرزاکوچک خان) روایت می کند و سریال امام علی (ع) نیز از جذاب ترین شخصیت تاریخ اسلام و تشیع ، حضرت امیرالمومنین ، سخن می گوید.
در این میان ، سریال کیف انگلیسی نیز دوره شاخصی از تاریخ معاصر ایران را برگزیده است که از جوانب مختلف ، آکنده از حساسیت و در عین حال مملو از تحولات پرشتاب سیاسی - اجتماعی بوده است ؛ دهه 20.
این دهه که با سقوط رضاخان از سلطنت آغاز می شود، شاهد دگرگونی های اساسی در نهادهای مردمی (مجلس و مطبوعات) است و جنگ قدرت را در ایران (چه میان قدرتهای داخلی و چه بیگانگان) در پی دارد.
از ویژگی های این دوره چالش بین احزاب مختلف (که هریک تریبون های مطبوعاتی خاصی در قالب روزنامه های مختلف داشتند) با دربار و قدرتهای خارجی فائقه آن روزگار است که همین تنشها، بیشترین قابلیت را برای درام پردازی فراهم می آورد.
کیف انگلیسی با استفاده از تحولات این دهه پرماجرا، عنصر تضاد را در روند دراماتیک قصه اش به کار می گیرد و درگیری میان آدمهایی نظیر ادیبان ، افراشته ، پیرایش ، هوشنگ ، ساسان ، مستانه ، زهره و... در واقع با الگوبرداری از همان تنشهای واقعی دهه 20 و به مثابه سمبلی از آنها طراحی شده است.
این ترجمان تاریخی ، اگرچه بیان هنرمندانه ای از یک مقطع تاریخی کشورمان را ارائه می کند، اما در کلیت خود از این نیز فراتر می رود و طی یک عرصه عامتر، درگیری انسانی سیاسی را در تقابل میان آرمان و قدرت (که شاید معادلی برای همان ایده آلیسم و رئالیسم سیاسی باشد) به نمایش می گذارد.
این رویکرد تاریخی توام با نگاه فلسفی ، شاید اولین عامل جذابیت کیف انگلیسی برای مخاطبان به حساب آید؛ مخاطبانی که شاید در حال حاضر نیز همان دغدغه های سیاسی 60سال پیش (یعنی زمان داستان سریال) را در قالبهای دیگر در ذهن داشته باشند. اما تاریخ و فلسفه به تنهایی دلیل جذابیت یک اثر هنری نیست.
بسیار بوده اند سریال های تاریخی که با استقبال اندک از جانب بینندگان تلویزیون مواجه شده اند. همین نشان می دهد که جدای از مضامین تاریخی ، نیاز به موتیف های معنایی دیگری هست تا چنین مجموعه هایی را برای مردم دیدنی تر کند.
در کیف انگلیسی تماشاگر کنار تضادهای تاریخی و فلسفی ، شاهد تنشهای عاطفی و عشقی نیز هست که وجه رمانس سریال را شکل می دهد.
مثلث منصور، مستانه و زهره کنار کاراکترهایی دیگر همچون خان ، پسرش و هوشنگ ، باعث تضادهای زیرساختی بیشتر می شود و می تواند عامل دوم جذابیت کیف انگلیسی باشد. این مثلث که در عین حال همچنان ترجمانی از تعلیق منصور بین سنت (زهره) و تجدد (مستانه) است ، حوزه استحاله آرمان های او را نیز از مسیر تعلقات مذهبی به سوی اهداف سکولاریستی نشان می دهد.
چهره مثبتی که سریال از مستانه و زهره نشان می دهد بر پیچیدگی این رمانس و جذابیت آن می افزاید و کنجکاوی تماشاگر را نسبت به تصمیم نهایی منصور از میان 2 گزینه اش برمی انگیزاند.
همخوانی و تعامل این عشق کوچک و فردی با عشقی بزرگ و آرمانی (عشق به میهن)، آن را از دیگر عشقهای سطحی موجود در بسیاری از سریال ها متمایز می کند.
ساختار شکلی و فنی کیف انگلیسی شاید مهمترین جنبه ارزشی آن را تشکیل بدهد. این ساختار در مجموعه ای از عناصر سینمایی و تلویزیونی همچون دیالوگ پردازی ، بازیها، میزانسن ، فضاسازی و... جمع شده و از این ترکیب داستانی خوش ساخت به وجود آمده است.
به عنوان مثال بازیها در این سریال مجموعه ای از بهترین ها را شامل شده است و حضور زنده و پویای هنرپیشگان ، باعث همذات پنداری هر چه بیشتر با بیننده می شود.
جست و خیز و کلا حرکت تند اعضای بدن لیلا حاتمی برای ارائه شخصیتی پرجنب و جوش و بشدت ایده آلیست ، مکثها و انقباض و انبساط عضلات صورت علی مصفا همراه لرزش صدا برای نمایاندن چهره ای متزلزل ، غیرقابل انعطاف نگهداشتن بدن سیروس گرجستانی برای ارائه چهره ای مستبد در انتقال صحیح شخصیت پردازی اجرایی (و غیرفیلمنامه ای) اثر بسیار موثر بوده اند و البته در این میان بازی استادانه و بشدت مثال زدنی قطب الدین صادقی در نقش پیرایش و همچنین رضا کیانیان در نقش روحانی شهر، جزو بازیهای به یاد ماندنی این دو هنرمند قابل ذکر است. البته این نکات به این معنا نیست که کیف انگلیسی بدون ضعف است.
ضرباهنگ نامتناسب در برخی سکانس ها که از فیلمنامه و تدوین نشات می گیرد شاید جزو بزرگترین نقصهای سریال باشد؛ مثلا در صحنه دادگاهی که ادیبان به اقامه دعوا علیه افراشته می پردازد، خشکی و کشدار بودن ریتم چنان زیاد است که تماشاگر اصلا متوجه نمی شود ادیبان چگونه در این دادگاه پیروز شد و علت آن همه تحسین از جانب مستانه و مادرش نسبت به وی چه علتی دارد.
چنین ضعفهایی البته در مقیاس با نقاط قوت سریال بسیار اندک است و مانع از جذابیت های فراوان آن نمی شود.
کیف انگلیسی نشان داده است که با امکانات موجود نیز می توان سریالی ساخت که 3 مولفه مهم ارزش هنری ، ارزش محتوایی و همچنین قدرت جذب مخاطبان را توامان با هم داشته باشد.
این ویژگی یک الگو برای سریال سازی محسوب می شود وبه طور قطع از این حیث این سریال قابلیت سرمشق بودن برای روایتی خوش ساخت و تلویزیونی را دارد.

مهرزاد دانش
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها