برترین شاعر کشور !

البته داوران تشخیص داده‌اند که او برترین شاعر کشور است. او پیش از این، دانشجو، کارگر یا کارمند بود و گاهی هم شعر می‌نوشت اما حالا برترین شاعر کشور است.
کد خبر: ۳۶۲۸۴۴

در لوح تقدیرش، این را نوشته‌اند و از امروز تقدیر او به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد؛ اینک او باید چند مجموعه شعر منتشر کند. باید شعرهایش را بخواند و ضبط کند و صدای شاعر تولید کند. باید چند کتاب درباره نقد ادبی بخواند که از قافله نظریه‌های جدید جا نماند. او باید شاعرانه زندگی کند، چون برترین شاعر کشور است. این را داوران و لوح تقدیر گفته‌اند و روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها نوشته‌اند. اما در دانشگاه محل تحصیل و اداره محل کار او نمی‌دانند که او کیست. خیال می‌کنند که او دانشجو یا کارمندی معمولی است. حتی اعضای خانواده نیز کاری به این کارها ندارند و از او توقع دارند که مثل یک آدم عادی کار کند و درس بخواند و حتی برای خرید، به نانوایی و میوه‌فروشی برود.

اگر برترین شاعر کشور، متأهل باشد، اوضاع پیچیده‌تر می‌شود؛ برترین شاعر کشور باید کار کند و آشپزی کند و خانه‌داری کند و اسباب‌کشی کند، اجاره‌خانه بپردازد و بچه‌داری کند و... خلاصه باید زندگی کند مثل همین مردم عادی!

***

جشنواره شعر از تصویب اعتبار شروع می‌شود و با تهیه بولتن بریده جراید و انعکاس رسانه‌ای خبرهای جشنواره، تمام می‌شود. پس از پایان جشنواره و هزینه کردن اعتبارات و اهدای جوایز، دیگر کسی با داوران و شاعران، حتی برترین شاعر کشور کاری ندارد. شاعران، کارگران فصلی نهادهای فرهنگی‌اند که بدون آنها آسمانخراش جشنواره‌ها ساخته نمی‌شود اما پس از پایان کار باید ساختمان را ترک کنند تا کارگزاران رسمی نهادهای فرهنگی از دستاوردهای جشنواره بهره‌مند شوند و پاداش بگیرند و ارتقای رتبه بگیرند و ردیف‌های جدید استخدامی بگیرند که عزیزان نورچشمی را به جمع همکاران بیفزایند تا در برگزاری جشنواره‌های بعدی جمع دوستان وآشنایان کامل‌تر شود.

***

وقتی فراخوان جشنواره منتشر می‌شود، برگزارکنندگان گمان می‌کنند که همه شاعران، از آن باخبر می‌شوند و با اشتیاق شعرشان را به دبیرخانه می‌فرستند. غافل از آن که بسیاری از شاعران از انتشار فراخوان‌ها خبر ندارند و از آن مهم‌تر این که بسیاری دیگر هستند که شعرشان را نمی‌فرستند و در این میان برخی از بهترین شعرها هرگز در جشنواره‌ها مطرح نمی‌شود.

بنابراین، حاصل انتخاب داوران جشنواره چندان قابل اتکا نیست. زیرا به تعبیری، خیرالموجودین را برگزیده‌اند. این انتخاب وقتی در حوزه کتاب برتر شعر باشد، بی‌اعتبارتر هم می‌شود که داوری کتاب، تمهیداتی دیگر می‌طلبد و با فراخوان و داوری شتابناک تناسبی ندارد.

***

اما از اینها مهم‌تر این نکته است که آیا انتخاب چند شعر از میان صدها شعر و بعد انتخاب یک شعر از میان آثار برتر تا چه اندازه ممکن است دقیق باشد؟

آیا شعر مانند مسابقات ورزشی، رکورد خاصی دارد که قابل ارزیابی کمی و کیفی باشد؟ آن هم آن قدر دقیق که مقام اول و دوم و سوم داشته باشد؟

آن قدر که شاعری جوان را به این گمان، دلخوش کند که او برترین شاعر کشور است.

آن گاه وقتی همین برترین شاعر کشور یا برترین شاعر استان، در جشنواره بعدی هیچ رتبه‌ای کسب نکرد با حیرت و سردرگمی بپرسد یعنی چه؟ این چه طرز داوری است که در آن برترین شاعر کشور و استان هیچ رتبه‌ای ندارد؟

***

برای شعر و برای شاعران، جلسات علمی نقد و بررسی و گفت‌وگو درباره شعر بسیار ضروری است، چندان که در حاشیه جشنواره‌ها معمولا این گونه جلسات و گفت‌وگوها شکل می‌گیرد اما جاذبه‌های رسانه‌ای و جایزه‌های جشنواره‌ها، مجالی برای جلسات نقد باقی نمی‌گذارند و شاعران منتخب جشنواره‌ها معمولا خود را برتر از آن می‌دانند که آثارشان را در معرض نقد بگذارند.

***

برای جشنواره‌های شعر نیز راه‌هایی غیر از انتشار فراخوان و دعوت به ارسال آثار وجود دارد، زیرا اگر هدف این است که شعرهای ارزشمند و شاعران توانا را بشناسند و به جامعه معرفی کنند، ناگزیر باید تمام کتاب‌های شعر و صفحه شعر نشریات و حتی وبلاگ‌های شعر را بررسی کنند، از تمام جلسات شعر در سراسر کشور باخبر باشند و برآیند این بررسی گسترده را به عنوان کارنامه سالانه شعر کشور ارزیابی کنند و در نهایت به جای رتبه‌بندی شعر و شاعران که کاری بی‌ثمر است، نمونه‌هایی از آثار ارزشمند و قابل تأمل را معرفی و منتشر کنند.

این شیوه با آن که هیجان خبری و جاذبه رسانه‌ای ندارد، اما برای رشد و اعتلای شعر کشور بسیار کارایی دارد؛ اگر چه به رشد و ارتقای کارمندان رسمی شعر کمک چندانی نمی‌کند.

اسماعیل امینی 
شاعر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها