فاصلهها از آن جهت در بین خاص و عام جاذبه پیدا کرد که بسیار ساده، دردی را که برخی طبقات جامعه گریبانگیرشان است یا برخی خانوادهها در مراوداتشان از خانوادههای دیگر میبینند، بیآلایش از نظرها گذراند. چندی پیش شاهد بودم دختر 16 سالهای که پدر و مادرش هر دو پزشک و از وضع ظاهری و خودروی گرانقیمتشان معلوم بود از طبقه مرفه جامعه هستند از منزل فرار کرده بود و به عنوان تنها دختر خانواده بود، میگفت: مگر زور است، نمیخواهم با آنها زندگی کنم؟!
نمیدانم چه میشود که این اتفاقات میافتد و نسل جوان حریم و حرمت بزرگترها را نگه نمیدارند، مگر نه این است که قرآن کریم حرمت پدر و مادر را واجب و میگوید حق نداری اف نیز به آنها بگویی؟ چه اتفاقی افتاده که فرزندی بیمحابا به تقابل با والدین برخاسته و از غضب الهی باکی ندارد.
هر کس در این باره تعبیر خاصی دارد رفاه، خدازدگی، بعضیها میگویند نسل جدید و قدیم همدیگر را درک نمیکنند و بعضیها معتقدند عدم دقت در لقمههاست و... اما سریال فاصلهها حرف دل برخی افراد است که این مشکلات را در خود و فیلم مشترک دیده و تلویزیون را تعقیب میکنند تا ببینند چگونه شخصیتها با مشکلات کنار میآیند و حتی از رفتارهای مثبت الگو برمیدارند. بنابراین تلویزیون و این قبیل فیلمها با ارائه مفاهیم مناسب نقش مهمی در فرهنگسازی و القای معنویت و مفاهیم اسلامی دارد. در این راستا شبکه 3 سیما را باید طلایهدار در بین سایر شبکهها دانست چرا که هر سریال سطحی را جهت پخش سفارش نمیدهد.
از صدا و سیما ممنونیم و مطمئنا اینگونه کارهاست که مخاطب را جذب خود میکند و بازار ماهوارههای ریزودرشت را کساد میکند. امیدواریم همچنان شاهد پخش سریالهایی از این طیف با در نظر گرفتن ظرافتهای خاص آن که مفهوم را غیرمستقیم و در لفافه به مخاطب منتقل میکند در صدا و سیما به عنوان رسانه ملی باشیم.
محمدامیر کاظمی