حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این موضوع واحد میتواند مسائل علمی، هنری، ورزشی، اقتصادی یا هر چیز دیگری باشد. در گذشته که دسترسی به اینترنت وجود نداشت، کسانی که میخواستند در مورد یک موضوع تخصصی مطالعه و تحقیق کنند، فقط میتوانستند به کتابها مراجعه کنند. بعدها تلویزیون با راهاندازی میزگردهای تخصصی و برنامههای مهمانمحور این امکان را ایجاد کرد که مخاطبانش بتوانند در مورد موضوعات جدی روز که در مورد آنها منابع چندانی وجود ندارد، اطلاعات مفیدی کسب کنند.
این برنامهها که در فضایی جدی و آرام برگزار میشد منبع خوبی برای دوستداران بحثهای تخصصی بود. بعدها که اینترنت با این کارکرد گسترده وارد دنیای ارتباطات شد، بسیار آسانتر بود که علاقهمندان و اهل علم، اطلاعات لازم خود را از این طریق کسب کنند.
مخاطبی که دلش میخواست به اطلاعاتی در زمینه یک موضوع تخصصی دست پیدا کند، از طریق اینترنت میتوانست مطالب زیادی از زوایای مختلف راجع به موضع مورد نظرش پیدا کند. بنابراین میزگردها و برنامههایی با حضور کارشناسان، دیگر فقط منابع بهروز و قابل دسترسی برای مردم نبودند، بلکه مانند همه برنامههای عمومی تلویزیون جنبه سرگرمی و جذاب بودن آنها اهمیت بیشتری پیدا کرد تا بتوانند مخاطبان معمولی تلویزیون را جذب کنند.
همین موضوع باعث شد که مخاطبان این برنامهها کمکم پراکنده شوند و این برنامهها به اصطلاح از رونق بیفتند. چون اغلب برنامههای ترکیبی که با حضور مهمانان متخصص اجرا میشدند فاقد جذابیتهای محتوایی لازم برای ارضای سلایق مردم عادی بودند و دنبال کردن آنها فقط برای اهل فن و علاقهمندان به همان رشته خاص جالب بود.
مانند هر برنامهای که از رونق میافتد، لازم بود که در این برنامهها نیز تحولی ایجاد شود. تلویزیون هم با یک تغییر روش، برنامههایی برای مخاطبان جدید خود ساخت که از لحاظ مولفههای ساختاری و کیفیت محتوایی یک سر و گردن بالاتر از نسل قبلی برنامههای ترکیبی بودند.
مخاطبان جدید دیگر انتظار نداشتند که بحثهای بسیار تخصصی در زمینه اقتصاد یا حقوق بشنوند، بلکه میخواستند در مورد مسائل روزمره زندگی خودشان بیشتر بدانند. مثلاً راهحلهایی برای مشکلات پزشکی و مذهبی و رفتاری خودشان و اطرافیانشان از تلویزیون بگیرند که بتوانند با روشهای ساده و بدون تحقیقات گسترده از طریق اینترنت، زندگی بهتری داشته باشند. پس موضوع میزگردهای جدید با گذشته کمی فرق کرد.
مخاطب باید مجری را دوست داشته باشد
در حال حاضر نسبت برنامههایی که به بررسی یک موضوع روزمره و عمومی میپردازند خیلی بیشتر از برنامههایی است که به بررسی یک مبحث تخصصی میپردازند. اگر پیگیر میزگردها باشید، میبینید که در بیشتر زمینهها میتوانید اطلاعات قابل ذکر و مفصلی را از این برنامهها دریافت کنید. البته میزگردها نیز مثل مخاطبان تلویزیون تغییر نسل دادهاند و حالا بیشتر به عنوان برنامههای ترکیبی شناخته میشوند. این برنامهها معمولاً به صورت روزانه و در ساعت ثابتی از تلویزیون پخش میشوند.
به طور کل میبینیم که میزگردهای جدید از 2 یا 3 نفر تشکیل میشوند که هر یک در زمینه یا زمینههایی صاحب تخصص و تجربه هستند و حضوری همیشگی در برنامه دارند.
در کنار کارشناسان برنامه، یک مجری هم حضور دارد که در واقع از زبان مخاطب صحبت میکند. یعنی سوالاتی که بینندگان مطرح کردهاند را بازگو میکند، مسائلی که به ذهن خودش میرسد را بیان میکند و در مجموع آنچه را که اگر ما آنجا بودیم میپرسیدیم، او از طرف ما میپرسد. با توجه به موضوع مورد بحث، معمولاً کارشناسان هر روز تغییر میکنند اما مجری ـکارشناس هر بخش ثابت است. به همین خاطر مخاطب میتواند هر قسمتی از برنامه که دوست داشت یا برایش جالب بود را دنبال کند.
ساختار کلی این برنامهها به این شکل است که یک مجری اصلی پای ثابت همه قسمتهای برنامه است و بخشهای مختلف را به یکدیگر پیوند میدهد. یعنی مخاطب اگر بخواهد این برنامه را ببیند، انتخابی جز دیدن هر باره مجری ندارد. این که مجری بتواند برای مخاطب خود جذابیت ایجاد کند تا مخاطب برنامه را دنبال کند، مستقیماً به مهارت مجری بستگی دارد.
مجری خوب باید بتواند ریتم برنامه را حفظ کند، یعنی مواظب باشد که صحبتها کشدار و برای مخاطب خستهکننده نشود و آنقدر هم پرسرعت نباشد که بیننده به خاطر دریافت حجم زیادی از اطلاعات در زمان کم، گیج شود. مجری همچنین باید با پرسیدن سوالات بهجا، هم به نوعی پرسشهای مردم را انعکاس دهد و هم بتواند گفتگو را به مسیر درست هدایت کند. در این میان لازم است که مجری با ترفندهای خاص مثل طنزپردازی یا شیوههای دیگر، کاری کند که مخاطب شخصیت خود او را دوست داشته باشد.
وقتی که مخاطب شخص مجری را دوست دارد، برنامه را به واسطه حضور او تماشا میکند. به این ترتیب اگر مخاطب نتواند با مهمان یکی از قسمتهای برنامه ارتباط برقرار کند، به خاطر جذابیت اجرا و کلیت برنامه، قسمتهای بعدی آن را دنبال میکند.
گروههای خوب برنامهساز
در برنامههای جدید تسلط و گیرایی شخصیت مجری تأثیر قابل ذکری در جذب مخاطب دارد. در واقع مهمترین عامل موفقیت اینگونه برنامهها در درجه اول مجری و سپس مجری ـ کارشناسهای ثابت هستند.
برای مثال برنامهای مانند مردم ایران سلام که به سبک برنامههایی مانند صبحبخیر ایران، صبحهای زود پخش میشد، بخش مهمی از جذابیتش را از توانایی مجریاش کسب کرده بود.
طوری که هنوز هم پس از گذشت ماهها از پایان پخش آن بهعنوان نمونه یک برنامه صبحگاهی جذاب و متفاوت از آن یاد میشود.
محمدرضا شهیدیفر با حضور ذهن مثالزدنی و قابلیت بالایی که برای بداههپردازی داشت، در کنار اجرای شیک ولی صمیمی، بیان سلیس و شیوا و البته جذابیتهای شخصیتیاش توانست برنامه «مردم ایران سلام» را به برنامهای کاملاً متفاوت و بیرقیب تبدیل کند. یکی از شگردهای شهیدیفر یا در واقع یکی از اصولی که او برای ایجاد جذابیت در برنامهاش به کار میبرد این بود که تمام آدمهای حاضر در جلوی دوربین (چه مهمان و چه کارشناس) از میان افراد خوشصحبت و مسلط انتخاب میشدند.
او میدانست که جذابیت برنامهاش ارتباط مستقیمی با جذابیت همکاران و مهمانانش دارد. اساساً مایه اصلی برنامههایی مانند مردم ایران سلام را گفتگوها و اجرای آدمها میسازند و حجم تصاویر یا آیتمهای ضبطشده در چنین برنامههایی بسیار اندک است.
به همین دلیل اگر افراد حاضر در برنامه نتوانند با مخاطب ارتباطی صمیمی برقرار کنند ابزار دیگری برای جذب بیننده وجود ندارد. حضور کسانی مثل میرفخرایی و اینانلو که جلوی دوربین بسیار خودمانی و راحت ظاهر میشوند فضای مردم ایران سلام را گرم و صمیمی جلوه میداد و از گفتارهای رسمی و اتوکشیده معمول در بعضی از برنامههای تلویزیون در آنجا خبری نبود.
مجری نباید منفعل باشد
مثال موفق دیگر برای این موضوع برنامه دو قدم مانده به صبح است. دو قدم مانده به صبح برنامهای با ساختار میزگرد و گفتگو است که با محوریت چند مجری ـ کارشناس و تعدادی مهمان طراحی و تولید میشود. موضوعات این برنامه، رشتههای مختلف هنری، فرهنگی و ادبی است.
یک شب گفتگو در مورد سینما و تئاتر است، یک شب درباره شعر و ادبیات و شبی دیگر درباره نقاشی و همینطور رشتههای دیگر.
محمد صالحعلاء مجری ثابت این برنامه است و هرشب بنا به موضوعی که مطرح است، دو کارشناس را در برنامه میبینیم.
هر دو کارشناسی که به برنامه دعوت میشوند جزو بهترینهای رشته خودشان هستند. مخاطب این برنامه یکی از کارکشتههای رشته مورد علاقهاش را در تلویزیون میبیند که در حال مصاحبه با هنرمندی دیگر است. مهمان دیگر هم کسی است که از محبوبیت قابل توجهی در ذهن بیننده برخوردار است و به همین خاطر بیشتر از این که شاهد یک مصاحبه باشیم، یک مناظره را دنبال میکنیم.
در برنامه «دو قدم مانده به صبح» این طور نیست که مجری یک موجود منفعل باشد و گهگاهی فقط سوال بپرسد و مسیر گفتگو را مرتب کند یا نگران پایان وقت برنامه باشد، بلکه برنامه کاملاً به صورت یک گفتگوی دوجانبه پیش میرود. حتی گاهی پیش میآید که مهمان در مواردی سوال میکند و پرسشگر جواب میدهد بنابراین به جای این که شاهد یک گفتگو یا میزگرد خشک و سرد باشیم، میبینیم که دو هنرمند در فضایی دوستانه و صمیمی مثل یک مهمانی خصوصی در مورد تخصصشان گفتگو میکنند.
بخش عظیمی از صمیمیتی که در برنامه دو قدم مانده به صبح وجود دارد به مجری ثابت آن یعنی محمد صالحعلاء مربوط میشود. گفتگوهای پر هیجان و تخصصی هنرمندان برجسته و همینطور اجرای زیبای صالحعلاء باعث میشود که برنامه از جذابیت ذاتی برخوردار باشد.
از جهاتی میتوان دو قدم مانده به صبح را با مردم ایران سلام مقایسه کرد. هر دو طبق یک الگوی رسانهای ساخته شدهاند و هر دو توانستهاند میان مباحث تخصصی با جذابیتهای تلویزیونی توازن ایجاد کنند.
شهیدیفر بیانی دلنشین و منطقی استوار دارد و صالحعلاء طبیعتی شاعرانه و ادبیاتی منحصربهفرد. مهم این است که هر دو توانستهاند به شیوه مخصوص خودشان دل مخاطبان پرشمار تلویزیون را به دست بیاورند.
نکته کلیدی این است که ساختار چنین برنامههایی بهقدری ساده است که اگر شخص مجری (که ادارهکننده و گرداننده گفتگوها نیز هست) به اندازه کافی جذابیت و تازگی نداشته باشد به سادگی شکست میخورند. البته دو قدم مانده به صبح نسبت به برنامههای ترکیبی دیگر آیتمهای غنیتری دارد و بخشهای تصویری آن نیز توامان جذاب و فرهنگی هستند.
مثل قطعات موسیقی، کلیپها، تصویرهای دیدنی از مناظر و معماری شهرهای ایران و در کنار همه اینها شعرخوانی محمد صالحعلا با آن صدای گرفته و لرزان که حال و هوایی دلپذیر به شبهای ایرانی میدهد.
شروینه شجریکهن
جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....